حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....
شهرآوردهای اخیر حسابی فوتبالدوستان را کلافه کرده است، فکر میکنید دلیل بازیهای احتیاطآمیز اخیر و مساوی شدن این بازیها چه بوده است؟
با توجه به اینکه شهرآورد 77 هفته گذشته برگزار شد، اگر بتوانیم درباره این بازی به عنوان یک مصداقی مشخص صحبت کنیم فکر میکنم جالبتر باشد، اما واقعا کجا و چه چیز این بازی را تحلیل کنیم؟!
منظورتان کیفیت بازی است دیگر؟
بله، دقیقا همین طور است.
اولین جملهای که درباره شهرآورد 77 میتوانید به زبان بیاورید، چیست؟
افسوس میخورم که چطور با چنین فوتبالی به جام جهانی صعود کردیم.
فکر میکنید چرا شهرآورد اخیر به چنین بازی کسلکننده و انتقادبرانگیزی تبدیل شد؟
برای اینکه بازی به هیچ وجه خوب نبود و کیفیت خوبی هم نداشت، چون هیچ کدام از تیمها برنامه خاصی برای برنده شدن نداشتند و در نتیجه بیکیفیتترین بازی استقلال و پرسپولیس را در چند سال اخیر شاهد بودیم، ریشه اصلی این بازی بد، بیبرنامگی دو تیم بود.
نکته جالب توجه این بازی برخوردهای فیزیکی زیاد بود. فکر میکنید این عامل در بی روح شدن بازی تاثیر داشت؟
به نظر من وقتی زور تاکتیکی بازیکن و تیمی به حریف نرسد از زور بازو استفاده میکند، وقتی هم دو تیم برنامهای نداشته باشند رو به خطا کردن میآورند.
خیلیها معتقدند پرداختن بیش از حد به شهرآورد و فشار روانی بسیار بالایی که بر دو تیم وارد میشود گاه به چنین بازیهایی منجر میشود، شما این نظر را تائید میکنید؟
معتقدم فشار روانی و بحثهایی از این دست دلایل جزئی هستند و نباید از اصل موضوع غافل بود. فشار روانی فقط یک بعد، آن هم از نوع جزئی دلیل چنین بازی ضعیفی است. دلیل اصلی نبود تاکتیک تیمی و برنامه مشخص از سوی هر دو تیم بود. به هیچ وجه دستکم برنامهای ندیدیم و دو تیم هدفی را دنبال نمیکردند که در میدان حداقل بخشی از آن هدف به نمایش درآید، برای همین است که میگویم دست روی کدام بخش تاکتیکی شهرآورد بگذارم که بخواهم آن را مورد بررسی قرار دهم.
اما مربیان دو تیم معتقد بودند برای این بازی برنامه دارند؟
تماشاگر عاقل است و بخوبی فوتبال را درک میکند؛ اگر تیمش خوب بازی کند و ببازد باز هم از تیمش راضی است، اما بد بازی کردن هیچ توجیهی ندارد. شهرآورد 77 مصداق این دومی است که نه تنها دو تیم برنده نشدند که بد هم بازی کردند. هرکسی میگوید این بازی تاکتیکی بوده است، دلایل فنی خود را بیان کند تا هم کارشناسان و هم مردم از آن بهرهمند شوند. معتقدم چنین بازیهایی نهتنها سودی برای فوتبال ما ندارند، بلکه باعث ایجاد رکود هم شده و دلزدگی در مردم و تماشاچی را دامن میزند. فردای بازی شهرآورد یکی از برنامههای تلویزیونی شماره پیامکی اعلام کرده بود تا مردم نظر خود را درباره شهرآورد بگویند، هیچ کس هیچ نظری ارسال نکرده بود، یعنی آنقدر بازی بد و بیبرنامه بود که حتی عموم مردم هم نظری درباره آن نداشتند. در این میان کارشناسان چه چیزی را تحلیل کنند و مشخص نیست آقایان کدام برنامه فنی را میگفتند که در شهرآورد اجرا شده است.
به هر حال هر مسالهای ریشهای باید داشته باشد، نداشتن برنامه از سوی مربیان ریشه در چه مسالهای دارد؟
دل و جرات داشتن، ریسکپذیری و شهامت عواملی است که این بازی را جذاب میکند، اما متاسفانه چنین اتفاقی رخ نداد، وقتی ترس و احتیاط باشد شهرآورد به این صورت میشود. این رویه برای فوتبال ما خیلی بد است، باید نگاه را عوض کرد و دانش بازی را تغییر داد، اینکه همیشه در حاشیه سیر کنیم و بگوییم استرس باعث شد چنین و چنان شود، چیزی جز خود گولزنی نیست. باید یاد بگیریم شجاعانه با برنامه و خطرپذیر تیممان را به میدان بفرستیم. اگر این نکات را مد نظر داشته باشیم میتوانیم دستاوردهای بهتری داشته باشیم. نمیدانم بر چه اساس همه چیز را به ترس از باخت و فشار روانی ربط میدهند در حالی که همه بازیها به تناسب خود ترس از باخت را به همراه دارند. این نکته را مربی و بازیکن حرفهای باید درک کنند که در چنین بازیها با تدابیر خاص تاکتیکی نه بیبرنامگی به میدان بروند. در آن صورت میتوان شهرآورد را تحلیل فنی کرد.
اما قبول کنید نمیتوان به طور کلی نقش فشار روانی را در شهرآوردها انکار کرد.
این درست است؛ اما درباره فوتبالی صحبت میکنیم که داعیه حرفهای بودن دارد و طبیعی است مربی و بازیکن این فوتبال هم باید حرفهای با قضایا برخورد کنند؛ اگر قرار باشد فشار روانی را توجیهی برای بازی فوقالعاده ضعیف، بیبرنامه و بیهدف قرار دهیم، تصور کنید بازیهایی که بارسلونا در نیوکمپ مقابل 80 هزار تماشاگر انجام میدهد، چه بار روانی دارد؟ یا همه شهرآوردهای معتبر دنیا از جمله ال کلاسیکو، شهرآورد میلان، شهرآوردهای مختلف انگلیس و... اگر بازیکنان بارسلونا هم چنین ذهنیتی داشتند که باید مینشستند و بازی نمیکردند. پس نباید خودمان را گول بزنیم و با جسارت اشتباه و ضعفهای خودمان را بپذیریم.
در گذشته و در زمان بازی کردن شما شرایط به چه ترتیبی بود؟
در این باره فقط مثال میزنم تا ذهن همه بخوبی روشن شود که استرس نمیتواند دلیل منطقی برای بازی ضعیف در شهرآورد باشد. در یکی از بازیهای استقلال و پرسپولیس در دهه 60 در حالی که تماشاگران حتی تا پیست تارتان مستقر شده بودند، ما بازی کردیم و بازی هم گل داشت و مردم فوقالعاده از آن بازی لذت بردند. به نظر شما آن بازی خیلی استرس دارد که تماشاگر در یک قدمی شما باشد یا شهرآورد 77. اگر استرس دلیل بازی ضعیف بود که آن بازی هم نه تنها باید بدون گل میشد که هیچ شوتی هم به طرف دروازهها زده نمیشد.
برخی بر این اعتقادند که مربیانی مانند مصطفی دنیزلی که فارغ از استرسهای شهرآورد تهران هستند، همواره زمینهساز جذاب شدن شهرآورد میشوند؛ یعنی میخواهند بگویند همان استرس است که باعث بازیهای ضعیف میشود، در این باره چه فکر میکنید؟
من طور دیگری در این باره اظهار نظر میکنم، معتقدم هر مربی که کار کند و بتواند تیمش را با برنامه آماده کند و آن برنامهها را نیز اجرا کند، مربی توانمندی است. آنها که دنیزلی را مثال میزنند آیا غیر از این است که دنیزلی هم با همین بازیکنان و ظرفیتهای فوتبال ما قابلیت نمایشهای زیبایی را داشت؟ چطور دنیزلی میتواند و آقایان نمیتوانند!؟ بنابراین باید اول چیزی در چنته داشت که بعد انتظار داشته باشیم از آن داشته خود برداشت کنیم.
پس به نظر شما ریشه بیبرنامگی فکری مربیان شهرآورد تهران چه بود؟
به نظر من ریشه این موضوع هم در ضعف انتقال مباحث فنی از مربی به بازیکن است. باید یاد بگیریم در فوتبالمان بیشتر تلاش کنیم تا هم دانش و آگاهیمان بیشتر شده و هم انتقال فن بیشتر شود. در این صورت مطمئن باشید همه از فوتبال لذت میبرند و عملکرد نشان میدهد شما تلاش کردید، برنامه داشتید و برنامههایتان را در زمین پیاده کردهاید.
فکر میکنید قضاوت تیم داوری در این باره چه تاثیری میتواند داشته باشد، علی دایی، سرمربی پرسپولیس پس از پایان شهرآورد 77 معتقد بود علیرضا فغانی با سوتهای بیجهت خود ، بازی را مساوی کرد و بازیکنان پرسپولیس را که تیم حملهکننده بود، عصبی کرده بود.
نظر شخصی خود را در این باره میگویم. همه میدانند وظیفه داور در زمین مسابقه و در کنار قضاوت عادلانه، حفظ مصونیت بازیکنان است، بنابراین برای اینکه بازیکنی دچار آسیب دیدگی شدید نشود، داور مجبور است، سوت بزند. از طرفی اگر سرعت بازی بالا بود و داور از صحنهها دور میماند، میشد بگوییم داور تاثیرگذار بوده و پراشتباه سوت زده است؛ چراکه نتوانست با سرعت بازی حرکت کند؛ اما وقتی سرعت بازی چنان کم بود که داور در یک قدمی تمام صحنهها قرار داشت و میدید بازیکنی به بازیکن مقابلش لگد میزند، تکلیف داور چیست؟ مشخص است که باید سوت بزند و بازی را کنترل کند. پس به هیچ عنوان داور در کیفیت بازی تاثیر نداشت. من به عنوان یک بیننده میگویم کجای این بازی تاکتیک داشت که ما بخواهیم درباره آن حرف بزنیم و بگوییم داور مانع کار ما شد؟ 90 دقیقه بازی یک موقعیت مسلم گل داشت که آن هم از روی خلاقیت فرهاد مجیدی رقم خورد.
سرمربی استقلال هم ادعای مشابهی داشت و میگفت اگر قرار بر برنده شدن یک تیم بود، آن تیم ما بودیم، اینها همه نشان میدهد مربیان دو تیم میگویند با برنامه بودهاند؟
همان طور که گفتم خوشبختانه مردم فوتبال را خیلی خوب میفهمند. چطور ممکن است در طول ۹۰ دقیقه هیچ تیمی فرصت گلزنی نداشته باشد، بعد مربیان بگویند باید برنده بازی میشدیم؟ تیمی میتواند ادعا کند شایسته پیروزی بوده که ده موقعیت گل ایجاد کرده باشد، نه استقلال که فقط در طول بازی یک موقعیت گل داشت.
در مجموع به نظر شما چه باید کرد تا شهرآورد از چنین حالتی خارج شود؟
بار دیگر میگویم ریشه این تفکر که شهرآورد را به این حال و روز انداخته است، ضعف مربیان در انتقال دانش و تجارب به مجموعه تیم است. باید یاد گرفت چگونه به تیم تفکر و برنامه تزریق و روی این برنامهها در تمرینات کار کرد. در این صورت میتوان این تفکرات را بتدریج در زمین مسابقه پیاده کرد و در نتیجه تماشاگر آن از دیدن بازی راضی شده و لذت ببرند.
امید توفیقی / جامجم
حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....