آقای ملکی از کارهای جدید و مجموعه شعرهای تازهتان چه خبر؟
مجموعه شعر جدیدی را برای نوجوانان آماده چاپ کردم که به صورت موقت نامش را «بوق سگ» گذاشتم. این مجموعه شامل 25 شعر است که در قالب شعر نیمایی سروده شده و برخلاف دو مجموعه شعری «پیادهرو» و «مترسک» که در آنها بیشتر به یک موضوع پرداخته بودم، در این مجموعه شعر، به مضامین مختلف توجه کردهام که مضامین آن اجتماعی یا درباره طبیعت است.
این مجموعه شعر را چه زمان منتشر خواهید کرد؟
این مجموعه خیلی وقت است که آماده شده، اما با توجه به اوضاع نابسامان نشر هنوز تصمیم نگرفتم که آن را به کجا بدهم.
چرا؟
اکنون اغلب ناشران تیراژهای حدود 500 نسخه دارند که هیچ فرقی با چاپ نشدن ندارد و این یک فاجعه است. این کمترین توقع شاعران کودک و نوجوان است که کتابشان چاپ شود و به دست مخاطبان اصلی برسد. متاسفانه برخی ناشران بزرگ کارها را به بازرگانی سپردند و این خطرناکترین کار است، چون بخشهای بازرگانی تصوری از ادبیات ندارند و فقط فروش را مدنظر قرار میدهند و دنبال کتابهای بازاری هستند که فروش داشته باشد و کاری ندارند مجموعه شعری شاید از بهترین کارهای ادبی در حوزه نوجوان باشد.
چرا فقط دنبال شعر نوجوان بودید و در زمینه شعر کودک فعالیت نکردید؟
من از شعر کودک پرهیز میکنم. فکر کردم اگر در یک مسیر بروم، موفقترم و زودتر میتوانم به چیزی که میخواهم برسم. اگر ذهن در یک زمینه محدود شود، آدم منسجمتر کار میکند. خیلیها ممکن است این نظر را نداشته باشند، اما من این طور فکر میکنم و اگر در شعر نوجوان موفق باشم و یک اثر ماندگار از من بماند، کافی است.
زمانی شما کار تصویرگری هم میکردید، به نظر میرسد خیلی از آن فضا دور شده باشید.
زمانی این کار را انجام میدادم، اما اولویت من شاعری است و به این نتیجه رسیدم کسی که شاعر است، نباید تصویرگری اشعارش را خود بهعهده بگیرد، چون نمیتواند حس تازهای را وارد تصویرهایش کند؛ او یک بار از حساش برای سرودن شعر استفاده کرده است، بنابراین اگر شخص دیگری تصویرگری را بهعهده بگیرد، بهتر است.