همه جای دنیا تُرک هست!/ یادداشتی درباره انعکاس لهجه آذری در فیلم ها و سریال ها

کد خبر: ۵۹۵۱۹۰
همه جای دنیا تُرک هست!/ یادداشتی درباره انعکاس لهجه آذری در فیلم ها و سریال ها

در صحنه‌ای از فیلم «مرد آفتابی» ساخته همایون اسعدیان، اکبر عبدی در حالی که وسایلش را جمع‌وجور می‌کند تا برای کار به کشور ژاپن برود همزمان نصیحت‌های پدری با لهجه ترکی را هم می‌شنود که می‌گوید پسرم وقتی رفتی ژاپن برو پیش ترک‌های آنجا! اکبرعبدی نگاهی به پدر می‌اندازد: پدر اونجا که ترک نیست! و پدر جواب می‌دهد: نه، اشتباه می‌کنی، همه جای دنیا ترک هست!

تا اواخر دهه ۶۰ به‌دلیل دوبله شدن اکثر قریب به اتفاق محصولات سینما و تلویزیون ایران، لهجه‌های مختلف توسط دوبلورهای شناخته شده‌ای ادا می‌شد و به‌دلیل آشنایی کم اجراکننده همه چیز در سطح اتفاق می‌افتاد و تبدیل به شخصیتی ماندگار روی پرده نمی‌شد.

شاید نقطه آغاز رویکرد صحیح به لهجه‌های مختلف در سینما و تلویزیون ایران اوایل دهه ۷۰ و رشد سینمای واقعگرای ایران بود. در آن دوران لهجه ترکی هم همراه با دیگر لهجه‌ها رفته‌رفته جای مناسب خود را در فیلمنامه‌های نوشته شده پیدا کرد و بخصوص در سینمای ملاقلی‌پور و مجیدی به تکامل رسید.

فیلم «پدر» مجید مجیدی پسرکی ترک‌زبان و بازیگوش را به‌عنوان دوست «مهرالله» قهرمان داستان با خود داشت که هرچند در یک روستانی کویری روایت می‌شد، اما این حضور کاملا پذیرفتنی و جذاب از کار در‌آمد. مقارن با آن فیلم، مجموعه «لیلی با من است» ساخته کمال تبریزی پیرمرد عارف مسلک ترک‌زبان را به‌عنوان مرشد، شخصیت اصلی داستان قرار می‌داد و در جواب سوال پرویز پرستویی که می‌گفت: اینجا خط مقدم است؟ پیرمرد با بازی رحمان باقریان و با لهجه ترکی می‌گفت: «بنده خدا اونجا که تو وایسادی ۲۰ متر هم از خط مقدم جلوتر است!»در سال‌های بعد این ایده‌ها در رنگ‌آمیزی شخصیت‌ها به بلوغ رسید و به عنوان مثال فیلم «هیوا» ساخته رسول ملاقلی‌پور مجموعه‌ای است از لهجه‌های مختلف که در میدان جنگ گرد‌هم جمع شده‌ و در رأس آنها زبان ترکی در صحنه‌های متعددی از فیلم برای محاوره با دیگران در نظر گرفته می‌شود. فیلم با بازی جمشید هاشم‌پور، فرهاد قائمیان و اتابک نادری به‌عنوان رزمنده‌های ترک‌زبان که هرکدام عقاید و شخصیت‌های خاصی دارند در خلق این فضا موفق می‌شود. فرهاد قائمیان در نقش «عباس میراب» رزمنده‌ای اردبیلی است که به‌دلیل علاقه خاص اردبیلی‌ها به حضرت عباس(ع) با تمسک به او وظیفه سقایی را در جبهه‌ها به عهده می‌گیرد.

فیلم «بچه‌های آسمان» مجید مجیدی با کشف یک استعداد جدید بازیگری به اسم رضا ناجی که اهل تبریز است و فارسی را نمی‌تواند بدون لهجه ادا کند روی پرده می‌آید و این ویژگی رضا ناجی بعدها به نقطه قوت او تبدیل می‌شود و در فیلم‌های دیگر مجیدی هم بهترین شخصیت‌های داستان را بازی می‌کند. فیلم‌هایی همچون «باران»، «آواز گنجشک‌ها» و «بیدمجنون» از این سری فیلم‌هاست که ناجی در هیات یک مرد زحمتکش ترک‌زبان ظاهر می‌شود که هیچ‌گاه نمی‌خواهد شرافت انسانی‌اش را با مادیات تاخت بزند. صحنه قند شکستن ناجی در «بچه‌های آسمان» و برگرداندن یخچال در «آواز گنجشک‌ها» همان فقر باعزت بود که بعدها به‌عنوان ترجیع‌بند فیلم‌های مجیدی مطرح شد. فیلم «مارمولک» ساخته کمال تبریزی هم هرچند مستقیما شخصیتی ترک‌زبان را به‌عنوان قهرمان داستان انتخاب نکرده بود، ولی تیپی که رضا مثقالی (پرویز پرستویی) برای روحانی مورد‌نظرش انتخاب کرده بود یک ته‌لهجه ترکی داشت که وقتی با اقلیم مرزی آذربایجان و ترانه «کوچه لر سو سپمیشم» همراه می‌شد طراوت خاصی به صحنه‌های مسجد فیلم می‌داد.

رسول ملاقلی‌پور در ادامه سینمای جنگی مورد نظر خود در اوایل دهه ۸۰ فیلم قدرندیده «قارچ سمی» را ساخت که باز هم زوج فرهاد قائمیان و جمشید هاشم‌پور به عنوان قهرمانانی با اصالت ترک در لحظات سخت و نفسگیر به زبان ترکی حرف می‌زدند تا یادآور این مثل قدیمی باشند که آدم‌ها هنگام درد‌کشیدن به زبان مادری ناله می‌کنند. در این فیلم رویا تیموریان تلاش زیادی در تلفظ جملات ترکی به‌کار می‌برد، ولی به‌دلیل عدم تسلطش تلاش‌هایش بی‌ثمر می‌ماند و محاوره‌های خصوصی‌اش با هاشم‌پور به زبان ترکی تصنعی از کار در می‌آید!

مجموعه «شهریار» به‌عنوان سریالی که بخش اعظم صحنه‌های آن در آذربایجان اتفاق می‌افتد و اکثر شخصیت‌های آن به زبان ترکی تکلم می‌کنند در ارائه تصویر درستی از این روابط موفقیت چندانی کسب نمی‌کند و در چهارراهی ترکی سلیس، ترکی با لهجه، فارسی سلیس و فارسی با لهجه سرگردان می‌ماند و توفیق آنچنانی نمی‌تواند کسب کند.

اکبر عبدی و مینا جعفرزاده در سریال «هتل پیاده‌رو» با ایفای نقش مادر و فرزندی با لهجه ترکی هرچند در خنده‌سازی برای مخاطبان موفق می‌شوند، ولی به دلیل شکل کار و مختصات سریال نمی‌توانند به لایه‌های زیرین نقش راه یابند، همان اتفاقی که در «اخراجی‌ها» برای « بایرام لودر» می‌افتد و اکبر عبدی با درصد کوچکی از استعدادهایش می‌تواند آنها را به سرمنزل مقصود برساند. به‌نظر می‌رسد بعد از گذشت سال‌ها از ورود لهجه ترکی به سینمای ایران هرجا که نویسنده و کارگردان درک درستی از شخصیت خلق شده در فیلمنامه داشته و با انتخاب صحیح بازیگر و انتقال مفاهیم مورد نظر خود زمینه‌ساز شکوفا شدن شخصیت را فراهم آورند خود به‌خود آن قصه پذیرفتنی و آن شخصیت مورد قبول مخاطب قرار می‌گیرد و در غیر این صورت به‌صورت کاریکاتوری از شخصیت و لهجه مورد نظر ارائه می‌شود که در سطحی‌ترین شکل ممکن به هیچ‌عنوان مانایی خاصی نداشته و زود از صفحه روزگار محو می‌شود.

حمید رستمی / جام‌جم

 

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۱ انتشار یافته: ۲
رزم پیشه
Iran, Islamic Republic of
۱۴:۳۷ - ۱۳۹۲/۰۶/۲۳
۰
۴
با سلام، به نظر اینجانب، سعی در خنده دارتر كردن یا متفاوت نمودن فیلم و سریال با استفاده از لهجه تركی، نشان از عدم توانایی كاربرد عناصر طنز و یا جذاب در فیلم ها و سریالهای ایرانی است. چیزی كه بیش از همه چشمگیر است، شغل شخصیت ترك است. اغلب كارگر و سرایه دار و دست فروش ترك هستند (با اینكه این مشاغل به نوبه خود شریف است)، گویی ما در ایران پزشك و استاد ترك نداریم.
با این وجود، در فیلمی مثل آواز گنجشكها نقش اصلی ترك زبان است و كل فیلنامه به او مربوط می شود و نشان دادن صداقت وی كه در واقعیت در فرهنگ تركها نیز چنین است، اشكالی ندارد. اما قصد خنداندن مخاطب صرفا با یك صحنه كوچك و لهجه تركی، جای بحث و انتقاد دارد.
سارا
Iran, Islamic Republic of
۰۱:۲۰ - ۱۳۹۵/۱۲/۲۹
بله دقیقا.منم بدم میاد كسی توركا رو مسخره كنه .دوستدارم همچین با پشت دست بخوابونم تو گوششون بفهمن تورك یعنی چی

نیازمندی ها