زن زندانی با کمک خیرین توانست دیه را پرداخت کند و در آستانه آزادی قرار گیرد

از شعله‌های خشم تا رهایی با کمک خیرین

رها
 سه سال پس از آتش‌سوزی مرگبار خانه‌ای در شرق استان تهران که با جان باختن مرد جوان و محکومیت همسرش به پرداخت دیه پایان یافته بود، این پرونده بار دیگر به جریان افتاد اما نه در دادگاه بلکه در ستاد دیه. زنی که به‌دلیل ناتوانی در پرداخت دیه در زندان مانده بود، با کمک خیرین و پس از تامین ۹۰۰میلیون تومان، سرانجام طعم آزادی را چشید. 
کد خبر: ۱۵۶۰۴۰۹
 
به گزارش خبرنگار جام ‌جم، آخرین روزهای سال ۱۴۰۱ گزارش آتش‌سوزی مرگباری در خانه‌ای در شرق استان تهران، تیم‌های امدادی و پلیس را به محل حادثه کشاند. آتش‌نشانان پس از مهار شعله‌های آتش، با زوج جوانی روبه‌رو شدند که هر دو دچار سوختگی شدید شده بودند. آنها بلافاصله به بیمارستان منتقل شدند اما مرد جوان یک روز بعد بر اثر شدت سوختگی جان باخت. همسرش نیز با سوختگی بیش از ۵۰درصد، پس از چند روز بستری از مرگ نجات یافت. 
با بررسی صحنه حادثه، کارشناسان آتش‌نشانی به این نتیجه رسیدند که آتش‌سوزی منشأ طبیعی نداشته و با استفاده از بنزین ایجاد شده است. همین موضوع فرضیه وقوع یک جنایت را پیش روی کارآگاهان قرار داد. 
تحقیقات از همسایه‌ها آغاز شد. یکی از آنها به ماموران گفت: روز حادثه لیلا را دیدم که یک بطری بنزین در دست داشت و وارد خانه شد. چند دقیقه بعد صدای مشاجره و فریاد شنیدم و ناگهان خانه شعله‌ور شد. بلافاصله با آتش‌نشانی و اورژانس تماس گرفتم.
بررسی‌های پلیسی نشان داد لیلا و مرد جوان مدتی قبل با یکدیگر آشنا شده و با عقد موقت زندگی مشترک خود را آغاز کرده بودند. لیلا از ازدواج قبلی خود نیز دارای فرزند بود اما به گفته اطرافیان، اختلافات این زوج در ماه‌های پایانی زندگی مشترک‌شان شدت گرفته و صدای مشاجرات‌شان بارها به گوش همسایه‌ها رسیده بود. 
پس از بهبود نسبی حال لیلا و ترخیصش از بیمارستان، تحقیقات از او آغاز شد. زن جوان ابتدا هرگونه دخالت در آتش‌سوزی را انکار کرد و گفت: من و همسرم اختلاف داشتیم اما روز حادثه بنزین دست خودش بود. 
اما این اظهارات با یافته‌های پرونده و شهادت همسایه‌ها همخوانی نداشت. به همین دلیل بازجویی‌ها ادامه پیدا کرد تا این‌که متهم لب به اعتراف گشود و گفت: روز حادثه با مردی به نام مهران که همیشه از مغازه‌اش خرید می‌کردم تماس گرفتم و گفتم ماشینم بنزین می‌خواهد. او برایم یک ظرف بنزین آورد. مدتی بود با شوهرم اختلاف داشتم و هر بار که دعوا می‌کردیم، او مرا به مرگ تهدید می‌کرد. آن روز برای این‌که او را بترسانم، بنزین را داخل خانه ریختم تا دست از رفتارهایش بردارد اما ناگهان بخار بنزین به بخاری روشن خانه رسید و همه جا شعله‌ور شد. وقتی همسرم آتش گرفت، برای نجاتش رفتم اما خودم هم دچار سوختگی شدم. 
با تکمیل تحقیقات، برای لیلا به اتهام قتل عمدی کیفرخواست صادر و پرونده به شعبه دوازدهم دادگاه کیفری یک استان تهران ارسال شد. 
در نخستین جلسه محاکمه، اولیای دم برای متهم درخواست قصاص کردند. لیلا نیز در دفاع از خود بار دیگر گفت قصد کشتن همسرش را نداشته و فقط می‌خواسته او را بترساند. قضات از او پرسیدند آیا نمی‌دانسته بنزین ماده‌ای بسیار آتشگیر است و ممکن است با کوچک‌ترین جرقه‌ای شعله‌ور شود اما پاسخ متهم نتوانست قضات را قانع کند. در نهایت برایش حکم قصاص صادر شد. 
متهم به این رأی اعتراض کرد و پرونده برای رسیدگی به دیوان‌عالی کشور فرستاده شد. قضات شعبه ۵۱ دیوان‌عالی کشور پس از بررسی پرونده، حکم قصاص را نقض کردند و رسیدگی دوباره را به شعبه هم‌عرض سپردند. 
در دومین محاکمه که در شعبه سوم دادگاه کیفری یک استان تهران برگزار شد، اولیای دم بار دیگر درخواست قصاص کردند. لیلا نیز همان دفاعیات قبلی را تکرار کرد و گفت: من با همسرم اختلاف داشتم اما هرگز راضی به مرگش نبودم. فقط می‌خواستم او را بترسانم. اصلا حواسم به بخاری روشن نبود و احتمال نمی‌دادم بخار بنزین باعث آتش‌سوزی شود. خودم هم در این حادثه دچار سوختگی شدم و اگر قصد کشتن او را داشتم، برای نجاتش تلاش نمی‌کردم و خودم هم آسیب نمی‌دیدم. 
پس از پایان دفاعیات متهم و وکیل مدافعش، قضات وارد شور شدند. آنها با توجه به محتویات پرونده؛ این‌که قصد قبلی برای قتل احراز نشده بود و آتش‌سوزی در اثر رسیدن بخار بنزین به بخاری روشن رخ داده بود، موضوع را قتل شبه‌عمد تشخیص دادند و متهم را به دو سال حبس و پرداخت دیه محکوم کردند. 
مدتی بعد، زن جوان با ارائه دادخواستی اعلام کرد توان پرداخت یک‌جای دیه را ندارد و درخواست تقسیط آن را کرد. دادگاه نیز مقرر کرد ۹۰۰میلیون تومان به‌عنوان پیش‌قسط پرداخت شود و الباقی  به‌صورت اقساط ماهانه ۲۰میلیون تومانی پرداخت شود. 
سه سال از آن حادثه گذشته بود که لیلا این بار نامه‌ای به ستاد دیه استان تهران نوشت و از مسئولان آن کمک خواست. او در درخواستش نوشته بود: در سال‌های زندان، دختر نوجوانش بدون سرپرست مانده، مادرش مستأجر است و خانواده‌اش توان پرداخت مبلغ دیه را ندارند. 
عباس کشانی، مدیر ستاد دیه استان تهران در گفت‌وگو با خبرنگار جام‌ جم درباره این پرونده گفت: پس از دریافت درخواست این زندانی، وضعیت مالی او از سوی مددکاران و کارشناسان ستاد دیه بررسی شد. تحقیقات نشان داد خانواده این زن توان تامین مبلغ دیه را ندارند و شرایط اعلام‌ شده واقعی است. به همین دلیل تلاش برای جلب کمک خیرین آغاز شد. در نهایت ۱۰۰میلیون تومان از مبلغ پیش‌قسط توسط خانواده زندانی تامین شد و ۸۰۰میلیون تومان دیگر با کمک خیرین ستاد دیه استان تهران و سایر منابع پرداخت شد. با تامین این مبلغ، زمینه آزادی لیلا پس از سه سال فراهم شد و به زودی آزاد می‌شود.
newsQrCode
ارسال نظرات

نیازمندی ها