در این فیلم رضا میرکریمی تاکید زیادی روی لهجه داشته و گوشه و کنار هر سکانس را با آهنگ کلام یزدی تزئین کرده است. گر چه تعدادی از دامادهای خانواده لهجههای غیریزدی دارند و مثلا رضا کیانیان با لهجه مشهدی صحبت میکند، اما گویش غالب و مسلطی که بر دیالوگها سایه افکنده یزدی است. مردم شهرهای دیگر وقتی میخواهند مثل یزدیها صحبت کنند در کلماتشان روی حروفی چون چ و کاف تشدید میگذارند. احتمالا این کار راحت ترین روش برای تبدیل لحن معمولی به لحن یزدی است. ولی در بیان دیالوگهای نگار جواهریان این خامی و تصنع دیده نمیشود و وقتی «پسند» در جمع زنانه داخل اتاق به دیگران میگوید: «شما به چی چی میخندن؟» احساس میکنیم که یک بازیگر بومی این دیالوگ را ادا کرده است.
در این فیلم افشین هاشمی تـحـقیــقاتـی درباره لهجه یزدی کرده بود و آن را در اختیار گروه قرار داده بود. او فردی به نام حمید ابراهیمزاده را همراه گروه کرد تا لهجه بازیگران را یکدست کند. نگار جواهریان برای آنکه لهجه یزدی را یاد بگیرد در زمان پیش تولید چند بار همراه گروه به میبد و اردکان سفر کرده است.
او در فیلم طلا و مس نیز نقش زنی آسیبدیده و شکننده به نام زهرا سادات را بازی میکند. لهجه خراسانی و بهطور مشخص نیشابوری او به کمکش آمده که جنبههای مظلومیت نقش را بهتر نشان بدهد.
کارگردانی این فیلم را بهروز شعیبی به عهده دارد که خودش اهل خراسان است و تا دوازده سالگی در مشهد زندگی کرده است. جواهریان در نقش زهرا سادات بخوبی توانست آهنگ نیشابوری را به دیالوگها تزریق کند. مثلا وقتی خطاب به همسرش میگوید: «آقا سید! امروز هوا خیلی سرده. شال گردنت یادت نرهها!» یا «شما تا حالا سرما داد نزده بودیها، ماشاء الله صداتونم..» هم حال و هوای دیالوگ به نحوه مناسبات زنان شهرستانی همخوانی دارد و هم آهنگ بیانش. او در فیلم شبانه روز با حامد بهداد همبازی بود و نقش کوتاهی با لهجه مشهدی داشت. اما در بقیه آثارش مثل حوض نقاشی، کتاب قانون و نسل جادویی لهجه خاصی نداشت و عادی حرف میزد.
مرور بزرگ ترین جنجال های تاریخ جام جهانی (8)