درباره سیما

چگونگی تداوم برنامه‌های کودک

همواره یکی از برگ برنده‌های صداوسیما در طول سه دهه فعالیت، ساخت و تولید برنامه‌های کودک و نوجوان بوده که توانسته مخاطبان انبوهی را جذب خود کند.
کد خبر: ۵۹۴۷۵۱

این‌که از فعل گذشته استفاده می‌کنم به‌دلیل تاریخچه و سیری است که این سازمان طی کرده و نظرات مختلفی را درباره کارنامه این بخش از خود به جا گذاشته است. عده‌ای بر این باورند کیفیت ساخت برنامه کودکان چند سالی است سیر نزولی به خود گرفته و عده‌ای دیگر مخالف این عقیده‌اند و معتقدند تغییر ساختار برنامه‌سازی در این زمینه هوشمندانه بوده است.

با این حال هرچه هست برای ما که به دهه 50 و 60 تعلق داریم، برنامه‌های کودک و نوجوان آن دوره حسی خاص دارد. در زمان ما نه اینترنت بود و نه دی‌وی‌دی! ما بودیم و دنیایی کودکانه که با خروجی‌های تلویزیون پر می‌شد.کودک امروز اما بهترین و جدیدترین کارتون‌های روز را در دسترس خود دارد. شبکه‌های مختلفی هستند که تمام وقت، انیمیشن پخش می‌کنند و به این شکل کودک امروز با بهترین و جدیدترین آثار روز دنیا در ارتباط است.در چنین شرایطی سازمان صداوسیما دو راهکار پیش روی خود دارد؛ نخست آن‌که با تزریق بودجه و جذب بهترین متخصصان آثار انیمیشن و کودکی را تولید کند که همپا و هم‌رده کارهای بین‌المللی باشد یا این‌که مسیر و شکل خود را تغییر بدهد.

مورد اول شاید یک راه‌حل رویایی باشد و بهترین فکر به نظر برسد،کما این‌که ما در زمینه متخصص و ابزار نیز چیزی کم نداریم. اما ساخت یک محصول ایده‌آل به شرایط دیگری نیز بستگی دارد که به خیلی از ارگان‌ها ربط پیدا می‌کند.هر چند موسسه صبا در این زمینه پیشقدم است و تمام محصولات پویانمایی در این موسسه ساخته می‌شود، اما در این راه هم موانعی وجود دارد و هم کم‌کاری‌هایی صورت گرفته که بحث درباره آن به کنکاشی جداگانه نیاز دارد. اما در شکل دوم که به زعم نگارنده روشی است که صداوسیما در پیش گرفته، برنامه‌های کودک را با هوشمندی در بخش تولید، در قالب ترکیبات پلاتویی و عروسکی زنده پیش برده است که فکر می‌کنم در شرایط موجود این کار، معقولانه‌ترین شکل به‌شمار می‌رود.

ظهور مجریانی از نسل جدید (مانند عمو پورنگ، خاله نرگس و خاله سارا) و مقبولیت آنها نزد عموم کودکان، حکایت از درستی راه دارد. اما حال یک پرسش در این زمینه مطرح می‌شود. آیا زمان آن نیست که این شیوه را از گزند تکرار مصون بداریم؟ آیا براستی این شکل برنامه‌سازی آن هم در طول یک دهه به شکلی یکسان باعث دلزدگی در کودکان نمی‌شود؟

بی‌شک این راه و روش، هنوز به ورطه تکرار و دلزدگی کشیده نشده و زنگ خطر آن به شکل بحرانی به صدا درنیامده، اما بد نیست قبل از وقوع این اتفاق فکری شود. یکی از زمینه‌های خروج از این بحران، تغییر شکل و فرم چنین تولیداتی است که با استفاده از یک نگاه روانشناختی و جامعه‌شناختی می‌تواند باعث رشد کیفی آن شود. اما این تمام راه نیست. امروزه با پیشرفت صنعت دیجیتال و نرم‌افزارها و ظهور متخصصانی جوان و نسل نو باید نگاهی تازه به انیمیشن‌های ساخت داخل کرد.

این یک واقعیت است که مخاطب امروز کودک، با وجود ساخت انیمیشن‌هایی کم‌نقص و بعضا جذاب در سیما، ذائقه و گرایش اصلی‌اش به سمت کارهای خارجی است و با دنیای آنها ارتباط بیشتری برقرار می‌کند. این که چرا چنین اتفاقی رخ داده نیازمند یک بحث مفصل است که قصد دارم در شماره بعدی به آن بپردازم. اما اجازه بدهید در این یادداشت به همین نکته بسنده کنم که در این زمینه، معضل اصلی در دو محور خلاصه می‌شود؛ اول انجام نشدن درست روان‌شناسی در تولیدات انیمیشن است که این مهم اتفاقا در آثار پلاتویی کاملا رعایت می‌شود و دیگری پخش نشدن صحیح آثار ساخت داخل است. دو موضوعی که باید به شکل مفصل‌تری به آنها پرداخته شود.

محمدرضا لطفی

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها