
قتل عمد در روزنامهها زیاد تکرار میشود. این واژه از نظر قانونی چه تعریفی دارد؟
اصولا قتل ماهیت واحد و مشخصی دارد و به معنی خارج کردن روح از بدن است. برای اینکه ببینیم قتل عمد چیست ابتدا باید قتل را به قتل عمد و غیرعمد تقسیم بندی کنیم. همچنین قتل غیرعمد هم به قتل شبهعمد و خطاها تقسیم میشود. در قتل عمد معمولا به دو چیز توجه میشود. اول نیت و قصد قاتل است. یعنی مرتکب جرم عامدا یا قاصدا عزم کشتن یکی را داشته باشد و مورد دیگر وسیلهای است که قاتل به کار میبرد که باید نوعا کشنده باشد. حالا اگر قاتل قصد کشتن نداشته و وسیلهای که به کار میبرد نوعا کشنده نباشد قتل، عمد محسوب نمیشود. مثلا اگر در درگیری خیابانی یکی از طرفین دعوا به صورت دیگری سیلی بزند و موجب مرگ آن شخص شود چون نه قصد قتل داشته و نه وسیلهای که به کار برده (سیلی زدن) نوعا کشنده بوده است. مگر در مواردی که شخصی بیمار بوده یا کهولت سن داشته و قاتل هم میدانسته مقتول چه وضعی داشته است.
بنابراین همانطور که گفته شد در قتل عمد قصد قتل و وسیلهای که به کار میرود مهم است. حالا ممکن است زمانی قصد قتل وجود نداشته باشد، اما عمل نوعا کشنده باشد. در این مورد هم گفته میشود قتل عمد صورت گرفته است. در قانون مجازات اسلامی فعلی ماده 290 آمده است جنایت در این موارد عمد محسوب میشود:
«الف: هرگاه مرتکب با انجام کاری قصد ایراد جنایت بر فرد یا افرادی معین یا فرد یا افرادی غیرمعین از یک جمع را داشته باشد و در عمل نیز جنایت مقصود یا نظیر آن واقع شود. خواه کار ارتکابی نوعا موجب وقوع آن جنایت یا نظیر آن بشود، خواه نشود.
ب: هرگاه مرتکب، عمدا کاری انجام دهد که نوعا موجب جنایت واقع شده یا نظیر آن میگردد هرچند قصد آن جنایت یا نظیر آن را نداشته باشد، ولی آگاه و متوجه بوده که آن کار موجب آن جنایت یا نظیر آن میشود.
پ: هرگاه مرتکب قصد ارتکاب جنایت واقع شده یا نظیر آن را نداشته و کاری را که انجام داده است نسبت به افراد متعارف نوعا موجب جنایت واقع شده یا نظیر آن جنایت واقع شده یا نظیر آن نمیشود، لکن درخصوص مجنی علیه، به دلیل بیماری، ضعف، پیری یا هر وضعیت دیگری یا به علت وضعیت خاص مکانی یا زمانی نوعا موجب آن جنایت یا نظیر آن میشود، مشروط بر آنکه مرتکب بر وضعیت نامتعارف مجنیعلیه یا وضعیت خاص مکانی یا زمانی آگاه و
متوجه باشد.
ت: هرگاه مرتکب قصد ایراد جنایت واقع شده یا نظیر آن را داشته باشد، بدون آنکه فرد یا جمع معینی مقصود وی باشد و در عمل نیز جنایت مقصود یا نظیر آن واقع شود، مانند اینکه در مکان عمومی بمبگذاری کند. موارد قتل عمد توضیح داده شد، اما درباره اینکه آیا این تعاریف کامل است یا نه بحثهای زیادی شده است و مباحث متعددی وجود دارد.
این موارد بعضا تخصصی است. میتوانید به طور خلاصه قتل عمد را تعریف کنید.
اگر بخواهم خلاصه بگویم و وارد جزئیات نشوم باید بگویم، در کل همانطور که در قانون هم آمده قصد و نیت قاتل و آلت کشندهای که به کار میبرد، مهم است. غیر از این دو، قتل در حالتی عمد است که فرد عملی نسبت به طرف مقابل انجام میدهد و میداند آن عمل برای شخص مقابل کشنده است چون یک بیماری خاصی دارد یا ضعیف است.
در عمل در همه محاکم کیفری که به پروندههای قتل رسیدگی میکنند متهم به قتل یا وکیل متهم یکی از ابتداییترین دفاعیاتشان این است که قصد کشتن وجود نداشته است. دقیقا یکی از مسائل همین جاست که متهمان در دادگاه مدعی میشوند قصد قتل نداشتند و حتی در دادگاه هم صحت ادعای آنها ثابت میشود، اما با وجود این محکوم به قتل عمد میشوند. اینکه متهم قصد قتل نداشته باید احراز شود البته اثبات دعوا به عهده شاکی خصوصی یا مدعیالعموم است. یعنی مدعیالعموم باید ثابت کند و دلیل بیاورد که آن شخص عامدا و عالما مرتکب قتل شده است. یکی از دلایلی که میتواند برای اثبات قتل به کار برود معمولا وجود اختلافات گذشته یا انگیزه است.
این موضوع که شخص میگوید قصد نداشتهام باید بررسی شود و جنبههای مختلف مورد تحقیق قرار بگیرد مثلا باید مشخص شود فرد قصد کشتن داشته و انگیزهاش هم یا انگیزه ناموسی یا اختلافات قبلی بوده است، اما در خیلی مواقع مثلا در درگیریهای خیابانی که دو طرف باهم درگیر میشوند و یک نفر چاقو میخورد، چون آن وسیله و ضربهای که طرف میزند کشنده است قتل عمد محسوب میشود.
اگر فردی قصد داشته باشد یک نفر را بکشد، اما به اشتباه فرد دیگری به قتل برسد، چه؟ در آن صورت قاتل برای کشتن مقتول هیچ قصدی نداشته است.
یکی از موارد مورد بحث همین است، البته اکنون تا حدودی موضوع مشخص شده است. یک شعبه از دیوان کشور قبلا رای داده بود که اشتباه در هویت مجنیعلیه موجب رفع وصف عمدی میشود، اما در وضعیت فعلی با وجود آرای دیوان عالی کشور اگر یک نفر به هر حال اگر خواست در جمعی حسین را بکشد، اما حسن را کشت باز هم قتل او عمد محسوب میشود.
نوعا کشنده یعنی چه؟ چه کسی تشخیص میدهد یک عمل نوعا کشنده است یا نه؟ ممکن است شخصی کاری را نوعا کشنده تشخیص دهد و شخص دیگری این تشخیص را نداشته باشد.
فرض کنید اگر چاقو به قلب یا شاهرگ پا بخورد نوعا کشنده محسوب میشود. به هر حال در درگیری ممکن است کسی با این فرض که ضربه چاقو به شکم کشنده نیست، ضربهای وارد کند و بعد قاضی بگوید ضربه نوعا کشنده است. چنین کاری عملا نوعا کشنده است، چون وسیلهای که به کار برده نوعا کشنده است پس عمل او قتل عمد محسوب میشود. همانطور که در اول بحث مطرح کردم قتل را میتوان به سه دسته قتل عمد، غیرعمد و خطای محض تقسیم کرد. درباره قتل غیر عمد میتوان گفت طرف اراده در انجام فعل را دارد، اما قصد قتل ندارد، مثلا معلمی که از شدت عصبانیت مشتی به سینه یا یک سیلی به گوش دانشآموز میزند، این در حالی است که معلم قصد کشتن نداشته است، اما از شدت عصبانیت ناخواسته کاری انجام داده که سبب قتل شده است.
نوع دیگری از قتل خطای محض است مثلا شکارچی به شکارگاهی میرود و سایهای را میبیند و با این تصور که گوزنی را دیده به آن شلیک میکند، اما بعد متوجه میشود انسانی را هدف قرار داده است. همچنین اگر فرد نابالغی کسی را بکشد در قالب خطای محض میگنجد چون مرتکب، سوءنیت و شعور نداشته است یا همینطور در تصادفات رانندگی چون قصد وجود ندارد و مرگ بر اثر یک بیاحتیاطی اتفاق افتاده، خطای محض است.
آیا استثنایی هم در قانون درباره قتل عمد وجود دارد؟ اینکه قتل عمد موجب قصاص نشود؟
معمولا در قانون، قتل عمد مجازات دارد، اما یکسری عواملی است که در قانون به آن علل موجه جرم گفته میشود، یعنی قانونگذار این اجازه را داده است که شخص آن جرم را مرتکب شود، مثلا در دفاع ناموس، جان و مال. این موضوع از گذشته در همه جوامع، ادیان و قوانین پذیرفته شده است و به آن دفاع مشروع گفته میشود.
بعد از تشخیص عمدی بودن قتل، نوبت به مجازات میرسد. در این میان فقط مجازات قصاص وجود دارد؟
اصل بر این است. قصاص برگرفته از فقه و احکام اسلام است، اما این کار هم شرایطی دارد مثلا پدر در صورت قتل فرزند قصاص نمیشود. همچنین در شرایط قصاص فرد باید عاقل و بالغ و آگاه به اعمال خودش باشد، مثلا اگر یک بچه یا دیوانه مرتکب قتل شود قصاص نمیشود. یکی دیگر از شرایط قصاص این است که مقتول حتما مسلمان باشد و اگر غیرمسلمان باشد قصاص صورت نمیگیرد.
در مواردی دیده شده است برخی مبالغ هنگفتی برای اعلام رضایت طلب میکنند یا شرایط عجیبی برای قاتل و خانواده او در نظر میگیرند. در این مورد هم توضیح دهید که اولیای دم چه نوع شرایطی را میتوانند برای قاتل در نظر بگیرند؟
معمولا قصاص در اختیار اولیای دم است. ولی دم هم میتواند قصاص کند و هم میتواند ببخشد. بنابراین اگر ولی دم گفت قصد دارم 500 میلیون دیه بگیرم نمیتوان به او ایراد گرفت چون او اعلام میکند با 500 میلیون رضایت میدهد و مسئولان دادگاه و اجرای احکام هم نمیتوانند وارد قضیه شوند که شما چرا آنقدر پول گرفتهای. معمولا مردم این موضوع را با دیه که 120 میلیون یا 180 میلیون است، اشتباه میگیرند. در واقع این مبلغ توافقی است که بین اولیای دم و خانواده متهم به قتل صورت میگیرد.
بعد از اعلام رضایت اولیای دم چه اتفاقی میافتد؟ قاتل آزاد میشود یا باز هم باید مجازاتی را تحمل کند؟
در این رابطه بحث زیاد است. یک مورد را اشاره کنم که اگر فردی شاکی نداشت یا شاکی داشت و گذشت کرد، به لحاظ اینکه اقدام او موجب اخلال در جامعه شده است، دادگاه سه تا ده سال مجازات حبس برای مرتکب در نظر مِیگیرد، حتی اگر متهم از اولیای دم رضایت گرفته باشد.
همچنین مورد دیگر که باید توجه شود این است که اگر مرد مسلمانی زن مسلمانی را به قتل رسانده باشد، محکوم به قصاص میشود، اما ولیدم زن باید نصف دیه مرد را بدهد تا بتواند او را قصاص و مجازات کند. البته در این خصوص حواشی بسیاری مانند اکراه در قتل داریم که در این گفتوگو نمیگنجد. / ضمیمه تپش
شاهد حلاج نیشابوری