در تعامل بین گرایش درونی شخصیت و باید و نبایدهای محیط، دو موضوع از محیط برابر میل غریزی شخص قرار میگیرد؛ ارزشهای سنتی و تابوها. زمانی که هر دو برابر گرایش غریزی کودک در جهت لذتطلب، قرار میگیرند، میتواند چالشی را به راه بیندازد که گرههای عاطفی و رفتاری را در کودک شکل دهد که در صورتیکه تا قبل از پنج سالگی این گرهها حل نشوند، به مراحل بالاتر رشد شخصیت کشیده شده و ممکن است به تناسب شیوه زندگی فرد، این آمادگی را در او برای وابستگیهای مختلف ایجاد کند؛ وابستگی به مواد مخدر، رابطه جنسی، اشیا، حیوانات یا موقعیتهای مختلف دیگر.
زمانی که اعتیاد یا همان مفهوم جدید وابستگی مطرح میشود، نوعی تلاش برای شکست، مشاهده میشود؛ تلاشهای متعدد اما ناموفق. فرد به لحاظ روانی وابسته میشود و نمیخواهد وابستگی را کنار بگذارد. اگر بخواهیم اعمالی مثل خواب، تماشای فیلم، ورزش، موزیک و غذا خوردن را در زیرمجموعه وابستگی قرار دهیم، سر و ته زندگی انسان را عادات و وابستگیها شکل میدهند! وابستگی ملاکهایی دارد، در فرد ایجاد تحول میکند و هرچه زمان میگذرد بر شدت آن افزوده میشود؛ سیگاری که با یک نخ شروع میشود هر چه زمان میگذرد، تعداد نخها بالا می رود.