ای دستها رهایم کنید.
در اجابت تمنا دستها رها می شوند ، برمی آشوبند ، به چرخش درمی آیند ، حرکت می کنند تا هوا به تندی ترک بردارد و شکافته شود.
کد خبر: ۵۹۳۲۸
دستها دستها ، دستهای تو و من در هوا سنگین برمی آشوبند. تمنا ؛ دستها به تمنای خواهشی بر سینه می کوبند. سینه ها صیقل می خورند و دستها سنگین فرود می آیند...
ای دستها یاری ام کنید ، یاری ام کنید...
اینک من ، تو ، ما همگی در همدیگر گره می خوریم. دستها فرود می آیند. آسمان شکاف می خورد. چیزی به هوا پرتاب می شود. ناله ای کبود گره راه گلو باز می کند و اینک در هوا معلق رها می شود. رها شده است.
ناله که برمی خیزد ، ناله ها برمی خیزند. ناله ها اوج می گیرند. در تمنای دستها ناله ها به شراکت سهیم می شوند. در تمنای دستها اشتیاق سوزان عشقی نهفته است.
سهیم می شویم. ناله ها ، ناله های عمیق ، ناله های حزین موج برمی دارند از دل جمعیت. جمعیت حرکت می کند، خیز برمی دارد، ناله خیز برمی دارد ، درد برمی خیزد ، ناله ، دستها، جمعیت ، اوج و حضیض صدا ، ناله های فرارونده خلق عزادار ، خلق سیه پوش سوگوار هزارساله تاریخ. دردها به دستها می رسد تا سینه ها صیقل بخورد و می خورد. اینجا تاریخ است. خلق جامه سیاه پوشیده اند. اینجا تاریخ است.کهن ، استوار ، سنگین ، بر دستها منتقل می شود و در ناله ها تکرار می شود. نوحه بخوان ، نوحه بخوان صبوری دردهای همیشگی ، نوحه بخوان ، بگذار آن بغض ترک خورده در گلو بشکند ، نوحه بخوان. تو ناله می کنی. تو نوحه می خوانی. تو عزادار می شوی. مرثیه حسین سنگین است. سوگواری سنگین است. به وعده گاه شهادت که می رسی ، همه چیز سنگین است. سنگین می شود. بر جسمت و جانت. لبان خشکیده را به یاد می آوری و نجوا می کنی. سیاه پوشیده ای تا هجران هزارساله یک بار دیگر بر اندامت بنشیند. سوگوار می شوی. در نوحه به مرثیه می خوانی اش. در اشعار می سرایی اش. بر سر می زنی. بر سینه می کوبی. محشری است اینجا در محرم یک بار دیگر. تکرار کن تا فراموشت نشود. تکرار کن که عزای حسین محشر است. دردی است. سوگواری او عزای تاریخ است بر مردی که عزت را به ذلت نمی خواست. گریه کن....
سوگواری همیشه اوج گرفته است. دستها می چرخد. بلند می شوند. همهمه از فریاد می گذرد. گلو نجوا می کند ، نعره می کشد. کربلا به گلو رسیده است. به بغض می زند تا بسرایی اش. سروده می شود. ما اندوه زده ایم ، ما تا خورده ایم ، ما گریسته ایم ، عزا گرفته ایم ، بر سر زده ایم ، بر سینه کوبیده ایم. ما در میعادگاه دوباره به تاریخ رسیده ایم. اینجا تاریخ است.
جمعیت گرداگرد حسین را گرفته است. شهید بزرگ بر دست یاران تشییع می شود. شهید بزرگ در نوحه ها نجوا می شود. شهید بزرگ ، بزرگ می شود. همه تاریخ نامش را بر تارک اسطوره ها می نشاند. سالار بزرگ تاریخ می شود. اینجا سرزمین اوست. نوحه بخوان آوازه خوان اندوه و گریه نوحه بخوان به فصل آخر سال. بخوان. بگو حسین بزرگ زیست ، بزرگ بود و بزرگ شهید شد. ای دستها رهایم کنید. رهایم کنید (رهایش کنید) بگذارید فرا شوم ، (سینه صیقل می خواهد، بگذاریدش) طلب اجابت می شود. تمنا برآورده می شود. عزا آغاز می شود. آغاز می شوم ، شهید بزرگ از سرزمین تاریخ به ما می رسد. خلق را شیون درمی گیرد، ماتم ، عزا ، سوگواری. شیون در خلق می گیرد. خلق گر می گیرد. خلق اندوه بی پایان تقسیم می کند. خلق اندوه می شود. ما اندوه می شویم. ما در گریه غرق می شویم.
نوحه بخوان ، سوگوار مرد آواز ، نوحه بخوان.