گذشت سالهای کودکی علاقه وی را از اسباب بازی به سمت وسایل الکتریکی سوق داد. موضوعی که با خرابشدن تلویزیون خانه برایش بسیار گران تمام شد. تنبیه پدر به هیثم آموخت برای ادامهدادن سرگرمی مورد علاقهاش باید بیشتر مطالعه کند تا خرابکاری به بار نیاید. از همین رو برای ورود به دانشگاه، رشته مهندسی الکترونیک را برگزید تا بتواند عطش خود را سیراب کند.
تولد ایده
آزمایشگاه بزرگ و مجهز دانشگاه مانند کارخانهای بود که او میتوانست بسیاری از رویاهایش را در آن محقق کند. در آنجا هیثم میتوانست بسیاری از دستگاههای قدیمی و به درد نخوری را که از سمساری میخرید زیر تیغ کنجکاوی خود تکهپاره کند و با سر همکردن آنها چیزهایی جدیدی را که به ذهنش میرسید، درست کند. زمانه داشت عوض میشد و موجود جدیدی به نام رایانه پا به زندگی هیثم بیست ساله گذاشت. پس از گذشت مدتی کارش به جایی رسید که روزی هشت تا 9 ساعت از وقت خود را جلوی رایانه میگذراند تا بلکه نقشهای خوب برای ساخت وسیلهای جدید ترسیم کند. همین کارکردن مداوم با رایانه باعث شد پس از مدت کوتاهی از درد مچ دیگر نتواند ماوس را در دست بگیرد و با رایانه کار کند. در یکی از روزهایی که از درد مچ به خود میپیچید ناگهان فکری به ذهنش رسید که دردش را از یاد برد. او به این فکر افتاد چیزی بسازد تا او را از نیاز به کار با وسیلهای به نام ماوس بی نیاز کند. پس از مدتی کار روی این ایده طرحش به حلقهای تبدیل شد شبیه انگشتر با قطری بسیار بیشتر. کاربر با به دستکردن آن حلقه بدون نیاز به لمس نقطهای روی میز میتوانست نشانگر ماوس را روی نمایشگر به حرکت در بیاورد.
اما هیثم برای عملیکردن طرح خام خود به کار و تحقیق بیشتری درباره فناوری لمسی نیاز داشت. حین همین مطالعه و تحقیق مستمر بود که او به این فکر افتاد چرا طرح خود را درباره وسایل دیگر زندگی اجرا نکند. ابتدا او به این فکر بود تا نیاز به ماوس رایانه را از بین ببرد، اما بعدتر به این فکر افتاد هر نوع کنترلر فیزیکی را به کنترلر لمسی تبدیل کند، مثلا باز و بستهکردن شیرآب یا کم و زیادکردن درجه کولر، خاموش و روشنکردن لامپ اتاق یا کنترل خودرو با فناوری لمسی. از نظر او حالا هر کاری ممکن بود، اما این کار و تحقیق، چهار سال به طول انجامید تا اینکه در نهایت هیثم در بیستوهشت سالگی با کمک گرفتن از فناوریای که در ساخت صفحههای لمسی به کار میرود موفق به ساخت صفحه شفاف لمسیای شد که با چسبیدن به پشت سطوحی اعم از چوب، شیشه، پلاستیک و حتی پارچه آن سطح را به صفحهلمسی تبدیل میکرد. حالا میشد فناوری او را پشت دیوار، تختهسیاه مدرسه، زیرمیز کار یا هر جای دیگر لمس کرد و با نقاشی چند دکمه یا هر چیز دیگری و برنامهنویسی مناسب، یک کنترلکننده لمسی ساده ایجاد کرد، مثل تیشرت برای کنترل دستگاه پخش موسیقی.
چالشها
هیثم برای ساخت نمونه اولیه از فناوری لمسی به کار رفته در صفحات لمس مقاومتی کمک گرفت. سیستم لمس مقاومتی به گونهای است که لایههایی حساس به فشار با فاصله کمی به صورت جداگانه کنار یکدیگر قرار گرفتهاند. وقتی چنین صفحهای در نقطهای خاص توسط یک شیء یا انگشت لمس شود، صفحههای مقاومتی در آن نقطه خاص به یکدیگر متصل میشوند. در این حالت صفحه به صورت مقاومت عمل کرده و جریان الکتریکی صفحه تغییر میکند. این فعل و انفعالات از سوی پردازشگری محاسبه شده و در نهایت به اجرای فرمان منجر میشود. اما استفاده از این فناوری صفحه ساخت هیثم را بسیار بزرگ کرده بود. در ضمن با لمس یک نقطه، نقاط مجاور دیگر تحت تاثیر قرار میگرفتند و عمل لمس با دقت انجام نمیشد. اما هیثم با این مشکل از پا ننشست و پس از صرف تلاش فراوان روی پروژهاش درنهایت توانست یک صفحه شفاف بسازد که با چسبیدن به هر سطح نارسانایی میتواند آن را به یک صفحهلمسی تبدیل کند. درون این صفحه میدان الکتریکی دائمی وجود دارد. سطوح نارسانا حتی چوب هم میدان الکتریکی را از خود عبور میدهند.
از طرفی دیگر، بدن انسان هم میدان الکتریکی مشخصی اطراف خود دارد. زمانی که کاربر سطح را لمس میکند میدان الکتریکی بدن با میدان الکتریکی سطح تداخل کرده و به تولید جریان ضعیفی منجر میشود که با شناسایی و اندازهگیری آن میتوان فرامین مختلفی تولید کرد. گیرنده صفحهلمسی پس از دریافت لمس، سیگنالهایی را که اطلاعات لمس را در بردارند از طریق امواج رادیویی وای فای به گیرنده دیگری میفرستد که کنترل یک دستگاه را به عهده دارد. این کل ماجراست، اما با این حال این فناوری محدودیتهایی هم دارد. برای نمونه سطوحی که این صفحه لمسی به آن چسبانده میشود باید قطری کمتر از پنج سانتی متر داشته باشد. برای ساخت این صفحه هیثم سیمهایی بسیار نازک از جنس طلا با قطر ده میکرون را میان صفحهلمسی شفاف قرار داد. اما ساخت چنین صفحهای با چنین سیمهایی به دقت و ظرافت بسیار بالایی نیاز داشت. برای این کار هیثم مجبور شد ماشینی مختص همین کار طراحی کند.
آینده
گرچه هیثم با چالشهای فراوانی برای ساخت این صفحهلمسی روبهرو بود، ولی موفق به ساخت چیزی شد که کاربردهای بی شماری دارد. برای نمونه میتوان این صفحه را به پشت یک منوی رستوران چسباند. مشتری با انتخاب و لمس غذای مورد نظرش میتواند سفارش آن را بدون حضور گارسون صادر کند. بعلاوه از آنجا که این صفحات ضدآب هستند میتوان در حمام، استخر و هر محیط مرطوب دیگری بدون نگرانی از برقگرفتگی از آن استفاده کرد.
در حال حاضر صفحهلمسی ساخت هیثم قیمت بالایی دارد. او امیدوار است اختراعش بتواند به اقتصاد مصر که این روزها اوضاع چندان بسامانی ندارد، کمک کند. او آرزو دارد تکتک خانههای جهان به یکی از صفحات اختراعی وی مجهز شود. به عقیده او ایده از طرحهای گنگی که در ذهن هر کدام از ما وجود دارد، بیرون میآید. باید این طرحهای مبهم را ساخته و پرداخته کرد تا ایدهای ناب همچون خودش از دل آن بیرون آید.
رامین فتوت
مرور بزرگ ترین جنجال های تاریخ جام جهانی (8)