نگاهی به برنامه‌های تلویزیونی براساس شناخت گروه‌های سنی و درک نیازهای آنان

برنامه‌سازی برای فردای کودکان

تاکنون در این صفحه و در چهار مبحث به نقش و تأثیر تلویزیون در جهان معاصر پرداخته‌ شده و در خاتمه بحث تاثیرات تلویزیون بر کودکان برآنیم بسیاری از برنامه‌ها و نیز کارتون‌ها و مجموعه‌های دنباله‌دار را از همان ابتدای سیاستگذاری‌ها و تدوین قوانین و مقررات برنامه‌سازی برای گروه کودک و نوجوان در تلویزیون جمهوری اسلامی ایران به صورت گذرا مورد بررسی قرار دهیم و دلایل توفیق و موفقیت آنها را نیز برشماریم.
کد خبر: ۵۹۰۹۷۲

در مورد برنامه‌هایی که به صورت مجموعه ارائه شد، همان‌گونه که پیشتر ذکر کردیم، محله بهداشت، محله بروبیا، باز مدرسه‌ام دیر شد، ریسمون و آسمون، گل‌آقا و ناقلا، قورباغه سبز، مسابقه‌های علمی، آقای ترازو‌دار، هوشیار و بیدار، کار و اندیشه، آتیش به سر، مدرسه موش‌ها، علی کوچولو، قصه‌های مجید، هادی و هدی، قلی و ضرب‌المثل‌ها، قصه‌گویی خانم مهین دیهیم، کلاس پرشور مرحوم نیرزاده، دکتر عروسکی، آموزش تئاتر به بچه‌ها با همراهی هادی مرزبان و بعدتر بشین پاشو بخند با علیرضا خمسه، سنجد، کلاه قرمزی و پسرخاله، صندوق پستی و تا این اواخر فیتیله، جمعه تعطیله ازجمله برنامه‌هایی بودند که توانستند با مخاطبان کودکان و نوجوانانشان ارتباط برقرار کنند و به توفیق برسند.

از مهم‌ترین دلایل این موفقیت‌ها می‌توان به شناخت این گروه سنی (کودک و نوجوان) و درک نیازهای این مخاطبان، شناخت فرهنگ جامعه و نیز خرده‌فرهنگ‌ها، اقشار مختلف جامعه، برقراری ارتباط با مخاطبان کودک و نوجوان از یک سو و نیز والدین و بویژه مادران از سوی دیگر، بهره‌گیری از مشخصه‌های آشنا و شناخته شده در برنامه‌‎سازی (چنان که مخاطبان قادر به شناسایی و بازشناسی آنان باشند)، درگیرکردن مخاطب با برنامه، آموزش و پرورش و در عین حال تعلیم و تربیت مخاطبان (با رویکردی که قابل قبول و پذیرش باشد) اشاره کرد.

در بررسی مواردی که فهرست‌وار به آنها اشاره شد، می‌توان به برخی از مهم‌ترین‌هایشان پرداخت؛ به طور مثال استفاده از مجریانی که ابتدا و انتهای برنامه حضور داشتند و با بچه‌ها وارد گفتمانی کاملا دوستانه می‌شدند و در عین حال که بخش‌های مختلف برنامه را نیز معرفی می‌کرد و با مهمانی که در استودیو حضور داشت نیز به گپ و گفت می‌پرداخت، نکاتی را از خلال همین گفت‌وگو متذکر می‌شد.

این تذکرها، هم به کودکان و نوجوانان مربوط می‌شد و هم به والدین. آنان بسیاری از امور را هم یادآوری می‌کردند و این یادآوری آنقدر با دقت و ظرافت در بیان و لحن انجام می‌گرفت که رنگ و بویی از نصیحت و موعظه، پند و اندرز و مهم‌تر از همه دخالت به خود نمی‌گرفت.

اعتقاد و باور نگارنده این است که این مجریان هنوز هم از بهترین‌ها هستند و دریغ و افسوس که نقش و جایگاه ویژه آنان به دلیل برقراری ارتباطی دوستانه با کودکان و نوجوانان و انتقال پاره‌ای از مفاهیم، ارزش‌ها و... در نظر گرفته نشد و درک‌نشده باقی ماند! در حالی که می‌شد بسیاری از نکات و مسائل و مشکلات را اتفاقا به واسطه همین ارتباط و دوستی و اعتماد، از طریق آنان به مخاطب منتقل کرد.

در مورد استفاده از عروسک و حضور مجریانی در کنار آنان چون ایرج طهماسب، مرحوم علیرضا توپچیان، نگار استخر و... نیز تنها کافی است به رویکرد برنامه‌سازان در راستای تبیین سیاست‌ها توجه کنید. عروسک‌ها نه تنها عروسک که در واقع نمادها و نشانه‌هایی از رفتارهایی هستند که به کمک و یاری مجری بازشناسی و بازخوانی شده است؛ خوانش رفتارها و کنش‌هایی که در این نوع از زندگی و زیستن بر صفحه تلویزیون جاری است. در این بازخوانی‌ها، رفتارها و کنش‌هایی مورد تحسین قرار می‌گیرند و گاه رفتارهایی نیز مورد بررسی واقع می‌شوند و دلایل اشتباه بودن آنها توضیح داده می‌شود و از شماتت و مواخذه و قهر و دعوا خبری نیست. حال کودک درمی‌یابد رفتارش اشتباه بوده و والدین برای تصحیح این رفتار با او رفتار منطقی و اصولی دارند وحتی حاضرند به او در رفع اشتباه و جبران آن کمک کنند. این تصحیح همزمان، هم برای کودک و هم برای والدین است. اعتماد متقابل و توضیح و تشریح فعل اشتباه و تصحیح آن، به خودباوری کودک، افزایش اعتماد به نفس وی و نیز شناخت وی از خویش منجر می‌شود و اطلاع والدین و بزرگ‌ترها آسیب و صدمات را تا حد زیادی کاهش می‌دهد. اعتماد کودک به والدین و بعدتر مربیان تربیتی، مبحث بسیار مهمی در امر آموزش و پرورش است. این مجموعه‌ها نوعی از زندگی را در قاب می‌گیرند که شباهت زیادی به زندگی واقعی و در جریان دارد و از مناظر متفاوت و مختلف می‌تواند مورد بررسی واقع شود. به نظر نقش کلیدی کارشناسان و صاحب‌نظران از همان ابتدا به عنوان مشاور و بعدتر در نقد و تأویل برنامه‌ها واضح و مبرهن است.

در مورد کارتون‌ها نیز که به صورت دنباله‌دار و مجموعه‌ای پخش می‌شد هم همین رویکرد قابل شناسایی است، از پینوکیو، سندباد و... گرفته تا مهاجران، خانواده دکتر ارنست، بچه‌های آلپ و... بررسی زندگی و لایه‌های متفاوت آن، شناخت مشکلات و رهیافت‌های منطقی، مدیریت بحران و... در کنار خوانش از زندگی و زیستن، انسان، حیات و هستی‌اش و انتقال این مفاهیم و معانی به گروه سنی کودکان و نوجوانان مدنظر بود. در اغلب کارتون‌ها، کودکان با مشکلاتی در زندگی مواجه می‌شوند، به فراخور شرایطی با افرادی برخورد پیدا می‌کنند و این افراد به طور نسبی ارزشگذاری شخصیتی می‌شوند. در این میان، جوامع مختلف و انسان‌ها نیز مورد بررسی قرار می‌گیرند، زندگی اما همچنان و با وجود تمام سختی‌ها و مشکلاتش با تمام زیبایی‌ها و خوبی‌هایش ادامه داشته و دارد و یکسان نیست و نمی‌گذرد. مخاطب با توجه به سطح و میزان درک و برداشتش به بازخوانی و بازشناسی اینها در زندگی و اطراف خود پرداخته و با مسائل مهم‌تری در زندگی روبه‌رو می‌شود که درنهایت به رشد و تعالی خود انجامیده و گونه‌ای خودشناسی در بر دارد. گو این که همان زمان، این متد در تمام برنامه‌سازی و قسمت‌های مختلف آن لحاظ می‌شد و به نظر در شکل خود نه آن که خالی از اشکال باشد، اما قابل قبول بود. شاید اگر این رویکرد ادامه می‌یافت و اشتباهات و ایرادات به حداقل می‌رسید، امروزه شاهد نوع دیگری از برنامه‌سازی بودیم و بالطبع با رویکرد دیگری به خوانش برنامه‌ها و تاویل ساختاری آنها می‌پرداختیم.

شبنم میرزین‌العابدین

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها