علاقهمندان میتوانند ضمن بهرهمندی از سفره بیکران آیات این جزء در مسابقات طرح 1447 که از سوی شبکه قرآن و معارف سیما و برخی نهادهای قرآنی و رسانهای کشور برگزار میشود، شرکت کرده و از هدایا و جوایز ارزشمند آن شامل 5000 کمک هزینه سفر به عتبات عالیات بهرهمند شوند. پرسش مسابقه کتبی، تشریحی طرح در ارتباط با پیامهای این جزء بوده و صندوق پستی 1447ـ 16765 شبکه قرآن و معارف سیما آماده دریافت برداشتهای مخاطبان گرامی خواهد بود.
سوره مبارکه: قیامه، آیات مبارکه: 30 ـ 20
دنیا زودگذر است. گویا دنیا برای به آخر رسیدن عجله دارد و به سرعت سپری میشود. علاقه به دنیا، بستری برای انکار معاد است. دلبستگی به دنیا و رها کردن آخرت سبب اندوه و گرفتگی چهره در قیامت است.
«ناضِرَهٌ» شادابی ناشی از دریافت نعمتهای فراوان است. چنان که در جای دیگر فرمود: «نَضْرَهَ النَّعِیمِ» (مطففّین، 24)
مراد از «ناظِرَهٌ» انتظار دریافت نعمت باشد. چنان که در روایتی از امام رضا علیهالسلام آمده است: «مشرقه تنتظر ثواب ربها» (تفسیر نورالثقلین) آنان در انتظار پاداش پروردگارشان هستند. گرچه این آیه میفرماید: «إِلی رَبِّها ناظِرَهٌ» مردم به سوی پروردگارشان نظر میکنند. امّا بر اساس آیهای که میفرماید: «لا تُدْرِکُهُ الْأَبْصارُ» (انعام، 103) دیدگان تو را در نیابند، خداوند با چشم سر دیده نمیشود و در قیامت مردم به لطف پروردگار نظر دارند.
«باسِرَهٌ» به معنای گرفتگی چهره است. «فاقِرَهٌ» از «فقار» به معنای ستون فقرات است. فقیر نیز از همین ریشه و به معنای کسی است که به سبب ناداری گویا ستون فقراتش شکسته است. مراد از فاقره کمرشکن است. «تراقی» جمع «ترقوه» به معنای استخوانی است که دور گلو را فرا گرفته است. «راقٍ» در اصل «راقی»، اسم فاعل از «رقی» است. به اوراد و اذکاری که موجب شفای مریض میشود، «رقیه» گویند. پس «راقٍ» هرچیزی که مایه نجات بیمار از مرگ است. کلمه «ظن» گاهی به معنای علم میآید، همان گونه که در این آیه آمده است: انسان در حال احتضار به جدا شدن و فراق یقین پیدا میکند.
در روایت آمده است که در لحظه مرگ، مال و اولاد و اعمال در نظر انسان میآید. مال میگوید: من از دسترس تو خارج هستم، فرزند میگوید: من تا قبر با تو هستم ولی اعمال میگویند: من تا ابد با تو هستم. «إِلی رَبِّکَ یَوْمَئِذٍ الْمَساقُ» به معنای سوق داده شدن است. گاهی توسط فرشتگان رحمت و به سوی بهشت است و گاهی توسط فرشتگان عذاب و بهسوی دوزخ است. ترسیم لحظات جان دادن، بهترین وسیله برای ترک دلبستگی به دنیاست. سختترین حالات جان دادن، زمانی است که روح به گلو میرسد. مرگ، قابل درمان نیست. زمانی میرسد که همه در برابر قدرت خداوند اظهار عجز میکنند و درماندگی خود را به زبان میآورند. جز حرکت به سوی خداوند و بازگشت به او، راه دیگری وجود ندارد.