سالها پیش مجموعهای با عنوان «کلید اسرار» محصول ترکیه روی آنتن تلویزیون رفت که تنبیه شدن فرد خطاکار در این دنیا توسط خداوند را به تصویر میکشید و قصههای خود را برمبنای آن شکل داده بود، اما ساختار ضعیف آن و رعایت نکردن استانداردهای کیفی خیلی زود مخاطبان ایرانی را از خود دور کرد و به سمت نمونه داخلی آن یعنی شاید برای شما هم اتفاق بیفتد سوق داد؛ مجموعهای که بحث مکافات عمل را پیش میکشد و به اشکال گوناگون به آن میپردازد. سازندگان این مجموعه از داستانهای مجزا برای هر قسمت بهره گرفته و قالبی سینمایی را برای آن در نظر میگیرند که این مساله بشدت در فیلمنامههای هر بخش به چشم میآید. نویسندگان فیلمنامه این مجموعه به مضامین اجتماعی علاقه دارند و بخش مهمی از قصههای خود را برمبنای مشکلات و نارساییهای جامعه شکل دادهاند. در قسمتهای ابتدایی نارساییهای زیادی در بخش فیلمنامه به چشم میخورد که گاه ضدپیام خود عمل میکرد و مخاطب را به واکنش در برابر آن وامیداشت. در حقیقت برخی قصهها بشدت اغراق شده بود و مکافات عمل را به شکلی دور از باور مخاطب به تصویر میکشید. برای مثال میتوان به فرد خطاکاری اشاره کرد که با گناه خود زمینه را برای پیشرفت بیماری دختر خود و نابینا شدنش در انتها هموار میکند! اما به مرور زمان و با توجه به بازخوردهای نه چندان مطلوب، نویسندگان موضع معتدلتری در قصههای خود اخذ کردند و سروشکل بهتری به آنها بخشیدند. برای مثال میتوان به قسمتهای پخش شده در ماه مبارک رمضان سال گذشته و امسال اشاره کرد که چند سروگردن بالاتر از بخشهای قبلی از کار درآمدند. با این حال حرکت فیلمنامه روی یک خط واحد مشکلاتی را خواه ناخواه برای کار به وجود میآورد که مهمترین آن تکرار است. خیانت در اشکال مختلف از امانت گرفته تا زندگی زناشویی، قضاوت نادرست و... تمهای فرعی تکرارشونده شاید برای شما هم اتفاق بیفتد است که گاه خوب پرورش یافته و گاه کاملا کلیشهای از آب درآمدهاند. در قسمتهای به نمایش درآمده در رمضان امسال، قصهها بوضوح شکل بهتری به خود گرفتند و با وجود بهرهگیری از کلیشهها، کهنه و تکراری به نظر نمیرسیدند. در حقیقت در این قسمتها برخلاف اوایل کار، نویسنده و کارگردان از مقام قضاوت دور شده و فقط مخاطب را به قضاوت درباره داستان خویش فرا میخواندند. برای نمونه میتوان از قسمتی یاد کرد که در آن مردی جوان به بهترین دوست زندگیاش خیانت کرد و زندگیشان را در آستانه فروپاشی قرار داد. این اپیزود یکی از شاخصترین این مجموعه را از آغاز تا امروز دارد که گرههای خوبی در آن تنیده شده و به بهترین شکل به مخاطبش رودست زده و غافلگیرش میکند. همچنین اپیزودی که به درستکاری کارگر نیمه بینای کارخانهای میپرداخت که طی سلسله حوادثی پاداش کار خود را گرفت. عنصری به نام خانواده در شکلگیری قصههای مجموعه فوق نقشی کلیدی دارد و نمیتوان آن را بدون این عنصر تصور کرد.در یکی از اپیزودها با پسر جوان قماربازی مواجه بودیم که برای به چنگ آوردن ثروت پدرش دست به هرکاری زد و از ابتلای او به بیماری آلزایمر نیز به بدترین شکلی سود جست. نویسنده این اپیزود نقطه عطف دوم را بخوبی در بافت فیلمنامه قرار داده بود و با رو شدن تمارض پدر به بیماری برای شناخت هرچه بهتر پسر به مخاطبان خود رودست جانانهای زد.
یکی از مهمترین دلایل موفقیت یک مجموعه تلویزیونی، کارگردانی سنجیده و مناسب آن است که قسمتهای ابتدایی این مجموعه تا حدود زیادی از آن محروم بود و تعدد کارگردانها نیز بشدت یکدستی آن را تحت تاثیر خود قرار داده بود، اما در قسمتهای اخیر پیشرفت چشمگیری در این زمینه داشته و کار از این ناحیه آسیب کمتری دیده است. این مجموعه با توجه به قصهها و تعدد شخصیتها به بازیگران مختلف نیاز دارد؛ بازیگرانی که گاه باید چهره شناختهشدهای برای مخاطبان نباشند تا از میزان تاثیرگذاری کار کاسته نشود. به همین علت بازیگران جوان و بعضا ناشناخته بسیاری را به کار گرفته و سکوی پرتاب مناسبی برای آنها شده است. البته در این میان، بازیگران سرشناسی هم کنار آنها قرار داده شدهاند تا وزن بازیگری کار حفظ شود و از کیفیت نهایی آن کاسته نشود.البته گاه انتخاب نادرست بازیگران جوان هم کل اپیزود را تحت تاثیر خود قرار داده و مخاطب علاقهمند به کار را پس زده که البته این اتفاق در اپیزودهای اخیر کمتر رخ داده است.
مجموعه تلویزیونی شاید برای شما هم اتفاق بیفتد با همه ضعفها و قوتهایش دست روی موضوع ارزشمندی گذاشته که میتواند در عین سرگرم کردن مخاطب، پیام درست خود را به او ارائه کند.
محمد جلیلوند