حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....
برنامههای زنده تلویزیونی بهدلیل پخش همزمان واز نظر این که در لحظه رقم میخورند، میتوانند جذابیتهای بیشتر و ماهیتی واقعگرایانهتر داشته باشند. موقعیتهای یک برنامه زنده اعم از رادیویی و تلویزیونی، ساختگی و تحریف شده نیست یا حداقل کمتر دستکاری شده است. برنامههای زنده با توجه به شرایط آنی طراحی میشوند و در تنظیم محتوایی آنها کنشها و واکنشهای غیرمنتظره پیشبینی نشده است.اساسا همین موقعیتهای تعریف نشده از قبل است که میتواند به میزان دشواری اینگونه برنامهها دامن بزند و برای همین است که اجرای این برنامهها همواره بهعنوان عرصه عملی سخت برای مجریان و برنامهسازان رادیویی و تلویزیونی مورد توجه قرار گرفته است.به نظر میرسد برنامههای ضبط شده از قبل و تولیدی با اینکه از برنامهریزی و هدفمندی بیشتری نسبت به برنامههای زنده برخوردار هستند، اما به دلیل تاخیر در پخش و عقب ماندن از المان زمانی میتوانند در جذب مخاطب نسبت به برنامههای نوع دوم ناموفق عمل کنند. گرچه در برنامههای ضبط شده هم تلاش شده است محتوا متناسب با وضع روز و شرایط کنونی جامعه ارائه شود، اما طبیعی است نوعی عدم روزآمدی میتواند در درک مخاطب از برنامه تاثیر منفی داشته باشد. در واقع آنچه یک برنامه زنده تلویزیونی یا رادیویی را برای مخاطب آن پذیرفتنی، دیدنی یا شنیدنی میکند، فعالیت و مشارکت ضمنی او در لحظه و در مسیر تنظیم یا بهتر بگوییم تولید محتواست. دست کم اگر این اتفاق هم نیفتد، باور مخاطب به این مساله برای او بسیار خوشایند خواهد بود. تصور مخاطب از این که در همان زمان با گروه بزرگی از مخاطبان متکثر و متنوع که هدف مشخصی آنها را به هم پیوند میدهد و باعث دنبال کردن یک برنامه میشود، میتواند باعث تقویت استقبال از این نوع برنامهها باشد. با همه این تفاسیر، برنامههای زنده، آسیبها و آفتهای بسیاری از نظر کیفی میتوانند بر ساختار برنامه تحمیل کنند که در بعضی مواقع ناشی از عدم فرصت برای چارهاندیشی یا در نظر نگرفتن مشکلات احتمالی پیشرو هنگام ضبط است. در واقع هزاران موقعیت ناشناخته و پیش بینی نشده میتواند پیشبرد یک برنامه زنده تلویزیونی و رادیویی را تهدید کند، گرچه این تهدید در ارتباط با برنامههای تلویزیونی بهدلیل برخورداری از ابعاد تصویری آن باید جدیتر تلقی شود، زیرا در رادیو ارتباط و تعامل اعضای پشت صحنه با نیروهای صحنهای میتواند به حل سریعتر موقعیتهای تهدیدکننده و غیرقابل پیشبینی منجر شود.
به نظر میرسد بیان نکتهای دیگر در ارتباط با برنامههای زنده مهم است و آن هم میزان ضرورت تولید اینگونه برنامههاست. به این معنی که دستاندرکاران یک برنامه بیش از آن که به جذابیت ساختاری و محتوایی یک اثر بیندیشند،باید براساس ضرورت و نقش کارکردی برنامه و این که در کدام یک از حالتهای ضبط شده یا زنده اهداف مورد نظرشان تحقق مییابد، یکی از این دو نوع را برگزینند. هر چند در برنامههای زنده هم همیشه بخشهایی تولیدی روی آنتن رفته و این توقفها عمدتا به دلیل چیدمان محتوایی و هماهنگی برای پیش بردن بخشهای بعدی برنامه است.
روجا ساسان
حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....