نگاهی به 3 فیلم‌تلویزیونی که طی هفته گذشته روی آنتن رفت

3 فیلم از 3 زاویه نگاه

هفته‌ای که گذشت بیشترین سهم فیلم‌های نمایش داده شده از شبکه‌های مختلف سیما، مربوط به محصولات خارجی بود. سه فیلم سینمایی ایرانی «هوو» ساخته علیرضا داوودنژاد، «صبح روز بعد» ساخته کیومرث پوراحمد و «شهر موش‌ها» ساخته مرضیه برومند از جمله آثار سینمایی بودند که به نمایش درآمدند. در این میان سه فیلم تلویزیونی نیز روی آنتن رفت و بقیه، تولیدات کشورهای خارجی بودند. علاوه براین‌که در این ایام طبق روال، نسخه‌ای 90 دقیقه‌ای از سریال‌ها پخش می‌شود، از سریال «بزنگاه» رضا عطاران نسخه‌ای 90 دقیقه‌ای تهیه شده بود که روی آنتن رفت.
کد خبر: ۵۷۸۹۸۷

در اینجا نگاهی داریم به سه فیلم تلویزیونی پخش شده در هفته‌ای که گذشت.

برگ سبز: فیلمی به کارگردانی و تهیه کنندگی محمدرضا معینی که پنجشنبه سیزده خرداد ساعت 23 از شبکه شما پخش شد. این فیلم تلویزیونی محصول صداوسیمای مرکز گیلان است و در آن انوش نصر، اصغر کهن قنبریان، علیرضا عیسی به ایفای نقش می‌پردازند. داستان این فیلم تلویزیونی درباره محتشم، صاحب کارخانه چای است که در تصادف مشکوکی کشته می‌شود و پسرش اشکان برای مراسم ترحیم او به ایران بازمی‌گردد و آراد برادر ناتنی‌اش از همان ابتدا با او ناسازگاری می‌کند. در ادامه و طی ماجراهایی مشخص می‌شود آراد به قاچاق چای و واردات چای تقلبی می‌پردازد و...

برگ سبز سعی دارد با بومی سازی فیلم و پرداختن به موضوع صنعت کشت چای که خاص استان گیلان است، به بحث قاچاق چای بپردازد و برای بیان این موضوع، داستانی معمایی را انتخاب کرده است.

اساسا موضوعات معمایی اگر در مرحله فیلمنامه درست پرداخت شده و قواعد ژانر در آنها رعایت شود همواره از آثار پرمخاطب و پرطرفدار به حساب می‌آیند. اما موضوع این است که بار اصلی چنین کارهایی باید در همان مرحله نخست، یعنی سناریو شکل بگیرد که در برگ سبز، چنین اتفاقی رخ نداده است. فارغ از عدم استفاده و رعایت قواعد این ژانر، نویسنده میان دو فضا مردد مانده است. اول آن‌که بومی‌سازی در کار ذوب نشده است و توی ذوق می‌زند. در محصول نهایی که ما شاهد آن هستیم مشخص است برای جلب رضایت و حمایت سفارش دهنده، یعنی صداوسیمای استان گیلان بعضی موضوعات به کار سنجاق شده است و اگر چای را برداریم و مثلا زعفران را جایگزین کنیم و به استان خراسان برویم کوچک‌ترین تغییری در رویش شخصیت‌ها، رفتار آنها و قصه ایجاد نمی‌شود. پس اولین نکته منفی برگ سبز نبود توفیق در بومی‌سازی با وجود تلاش برای چنین اتفاقی است. دوم آن‌که شخصیت‌های این فیلم سطحی و بدون پرداخت هستند و گویی همه مثل هم هستند و فقط تیپ می‌گیرند.

اما از بحث فیلمنامه که بگذریم به موضوع فقر تولید می‌رسیم که متاسفانه، هم در صحنه و هم در بازی‌های این فیلم تلویزیونی، شاهد سطحی‌نگری هستیم و گویی همه مصمم بودند فقط کاری تحویل سفارش دهنده شود، بی‌آن‌که کیفیت اهمیتی داشته باشد. این نگاه غلط باعث شده ضربه بدی به پیکره محصول وارد شود و سطح کیفی آن را تاحد زیادی تنزل دهد.

رسم مانده: این فیلم تلویزیونی به کارگردانی داوود موثقی و تهیه‌کنندگی محسن دانشور صبح جمعه چهارده خرداد ساعت 10 صبح از شبکه آموزش پخش شد.

مخاطبان سینما و تلویزیون، موثقی را به عنوان یک کمدی‌ساز می‌شناسند. «خواستگار محترم»، «بله برون» و «کلید ازدواج» از جمله آثار وی است که تاحدی هم در جذب مخاطب موفق بوده‌اند، اما موثقی این بار برای «رسم مانده» به سراغ طبیعت رفته و قصه‌ای متفاوت با آنچه تاکنون در کارنامه خود داشته، تجربه کرده است.

رسم مانده داستان سهراب، محیط‌بان یک روستاست که دائم با شکارچیان و قاچاقچیان درگیر می‌شود. پسرش هم کارگر روزمزد کارخانه‌ای در آنجاست. سهراب با صمد ـ پسر جوانی که همسن پسرش است ـ به علت دستگیری یکی از بستگانشان درگیر است و....

در این فیلم تلویزیونی سیاوش طهمورث، افسانه ناصری و شهرام عبدلی ایفای نقش می‌کنند.

مسأله اصلی در رسم مانده این است که موثقی نه محیط و فضای کار را می‌شناسد و نه قواعد کار با چنین موضوعاتی را بلد است. قبول کنیم همان‌طور که فیلم تجاری و حتی کمدی مردم پسند سخت است و تخصص ویژه می‌خواهد، کار در فضاهایی مانند طبیعت و خارج از شهر و روایت یک قصه کم پرسوناژ هم علم و تخصص جداگانه می‌طلبد و باید گفت رسم مانده، فیلمی خارج از شهر و به نسبت خلوت است که با قواعد یک کار کمدی و شهری و شلوغ ساخته شده است.

خوشبختانه رسم مانده برخلاف خیلی از فیلم‌های تلویزیونی که از ناحیه فیلمنامه بسیار ضعیف و آسیب‌پذیر هستند، از فیلمنامه خوب و حساب شده‌ای برخوردار است، اما صدحیف که در مرحله ساخت، تمام ظرافت‌ها نادیده گرفته شده و فیلمساز با قواعدی دیگر به ساخت آن پرداخته است.

یکی از نکات بسیار مثبت این فیلم تلویزیونی بازی و حتی انتخاب خوب سیاوش طهمورث است که کاملا به چشم می‌آید. اما میزانسن، تقطیع نماها، ریتم و اندازه نماها در این کار شرایط مطلوبی ندارد.

برنده: فیلمی به کارگردانی سامان استرکی که جمعه چهاردهم تیر ساعت 16 از شبکه یک سیما روی آنتن رفت؛ فیلمی انسانی و زیبا بود که فکر می‌کنم بی‌انصافی است اگر نگوییم برنده ماراتن فیلم‌های هفته پیش تلویزیون است.

استرکی پیش از این فیلم سینمایی «صندلی خالی» را ساخته بود که حال و هوایی نو و غیرمتعارف داشت که البته هیچ‌گاه هم اکران نشد و در نهایت سر از شبکه نمایش خانگی درآورد. با این حال او همچنان شیوه و مسیر خود را ادامه داد و «برنده» نیز به نوعی در امتداد حال و هوای مورد علاقه‌اش است.

در این فیلم تلویزیونی مهرداد صدیقیان، محمدرضا داوودنژاد و مهدی ساکی ایفای نقش می‌کنند و داستان درباره پسری به نام صمد است که تازه از زندان آزاد شده است. برادر او میلاد فوتبالیست ماهری است. صمد بسیار تلاش می‌کند او را به عضویت تیمی خوب درآورد.

شاید این فیلم تلویزیونی مخاطب چندانی نداشته باشد و برای عصر جمعه میلیون‌ها تماشاگر مناسب نباشد، اما فیلم خوبی است و نگاهی متفاوت دارد. مهم‌ترین ویژگی‌اش انتخاب درست فضا توسط کارگردان بوده که با چینش صحیح توانسته روح کار را ایجاد کند.

در این میان همچنین باید به بازی بسیار خوب مهرداد صدیقیان اشاره داشت که نقش را کاملا فهمیده و آن را آنالیز کرده است. فیلم تلویزیونی برنده یک ویژگی و یک ضعف دارد. ضعفش نادیده گرفتن رسانه تلویزیون و توجه به مخاطب انبوه است و ویژگی آن جدی گرفته شدن کار توسط سازندگانش که باعث شده محصول از سطح قابل قبولی برخوردار شود.

شواهد نشان می‌دهد کارگردانان جوان خیلی بیشتر از فیلمسازان پیشکسوت در عرصه فیلم تلویزیونی از خود جدیت نشان می‌دهند و به کیفیت محصولاتشان می‌اندیشند. این نتیجه می‌تواند یک کد بسیار بزرگ برای مدیران تصمیم‌گیر در این عرصه باشد.

محمدرضالطفی

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها