آقای ایمانی از زندگی در آپارتمان بیزار است، بههمین دلیل هم همچنان خانه قدیمی پدری را حفظ کرده. آجرهای سه سانتی، اتاقهایی با دیوارهای بلند گچبری شده و حیاطی با درختهای کهنسال که وسط آن یک حوض بزرگ هم هست، چیزهایی نیست که او بتواند از آنها دل بکند. اعضای خانواده هم با او همعقیده هستند.
آنها این خانه و بودن در کنار یکدیگر را دوست دارند. با وجود زندگی در یک خانه قدیمی، هر خانواده زندگی مستقل خود را دارد، اما زمانهایی هم هست که اعضای خانواده کنار یکدیگر جمع میشوند. عصرهای جمعه، یکی از همین زمانهاست. اعضای خانواده ایمانی، عصرهای جمعه داخل حیاط روی تختهایی که کنار هم چیده شده، مینشینند و عصرانه میخورند.
بچهها در این خانواده، عشق و احترام به بزرگترها را یاد میگیرند.
خانواده آقای ایمانی، علاوه بر اعیاد در روزهای دیگری هم گردهماییهای کوچک خانوادگی دارند. یکی از این مناسبتها، اتفاقات اجتماعی است.
در اینگونه مواقع آنها روبهروی تلویزیون مینشینند و درباره اتفاقات اجتماعی بحث میکنند. این خانواده این روزها بیشتر از همیشه در کنار هم هستند.
آنها باز جلوی تلویزیون، کنار یکدیگر مینشینند. آنچه آنها را دور هم جمع میکند، برنامه مناظره نامزدهای انتخابات ریاست جمهوری است. اعضای خانواده، سراپا گوش میشوند و حرفهای طرفین مناظره را میشنوند.
خانواده آقای ایمانی در سکوت، بحثها را پیگیری میکنند. قبلتر بین مناظرهها، بحثهای آنها هم شروع میشد، اما آقای ایمانی قانونی وضع کرد که همه درحین مناظره باید سکوت را رعایت کنند.
حالا همه ساکت، سخنان نامزدها را پیگیری میکنند، اما به محض پایان مناظره، بین جمعیت همهمهای در میگیرد. آنها نسبت به نامزدها نظرات متفاوتی دارند. از پیشینه فعالیتهای اجتماعی ـ سیاسی نامزدها هم آگاه هستند، اما اطلاعرسانی صورت گرفته درباره آنها و پخش مناظرهها، اطلاعات اعضای خانواده را تکمیل میکند.
خانواده آقای ایمانی پس از کسب این اطلاعات با آگاهی در انتخابات ریاست جمهوری شرکت میکنند.