حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....
رومئو و ژولیت داستان دختر و پسری از دو خانواده بزرگ و رقیب در شهری به نام «ورونا» است که هر دو خانواده کینهای دیرینه از هم دارند. پدر ژولیت که بیخبر از عشق این دو جوان بوده، به فکر شوهر دادن ژولیت میافتد و ژولیت ناامید از تحقق عشقش، برای آنکه مانع از این ازدواج شود دارویی را میخورد که برای مدتی او را همچون مردهای به خواب عمیقی فرو برد. رومئوی دلشکسته و بیخبر، در کنار پیکر ژولیت با خوردن سمی به زندگیاش پایان میدهد. لحظاتی بعد ژولیت از خواب شبیه مرگ برمیخیزد و با دیدن تنبیجان رومئو، او نیز خود را میکشد و هر دو در یک مقبره دفن میشوند. حالا باستانشناسان به دلیل تقارن زمانی و جهانی بودن این شاهکار تراژیک، این اسکلتهای دست در دست یکدیگر خفته در مقبره را رومئو و ژولیت نامیدهاند.
سیما رادمنش / گروه فرهنگ و هنر
حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....