
«برف خوانی» داستان دگرگونی انسانی است که از قیدهای بیچون و چرای زندگی جمعی و قدم گذاشتن بر جای پای دیگران خسته است. به جای فرار، جداشدن را انتخاب میکند و بر برفهای دوشیزه و بکر قدم میگذارد و لذت سفری تازه را تجربه میکند. همچنین شعر «برف میبارید» از اخوان ثالث، بستر اصلی برای روایت این داستان است و دو تصنیف «چه نزدیک» و «میچرخد این تسبیح و دستی هیچ پیدا نیست» که پیشتر شنیده شدهاند، در این آلبوم مکمل قصهٔ اصلی (جای پا جویان) میباشند.
ارکستر بزرگ سازهای ایرانی «کوارتت زهی غربی و گروه تارها» سازبندی بخشهای مختلف این مجموعه را شکل میدهند.
آخرین تمرینهای تیم ملی فوتبال در سایه حمایت فوقالعاده مردم مکزیک
حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....