میترا از قم (ممنون و امیدوارم هیچوقت گمش نکنی)- نیلوفر آبی- حمید از ایلام (چاکریم داااوش. حالا بذا این نیمبند دو صفحهم موندگار شه، واسه 16 صفحه باس کارمند استخدام کرد! حواسم هس... چشم... تو و این زبون طنزت رو به خدمت نگیریم، از کی کمک بیگیریم؟ وقت برا معرفی هم همچنان هست)- صبا، 18 ساله (منم گمون کنم که خوابنما شده! صداش رو در نیار... اگه هنوز نمیدونه چه اتفاقی افتاده!)- مرجان زرگر 18 ساله (هم زرگری، هم مرجان؟! خُ ارزش تو که بیشتر از یه پاسی بیسوادیه بابام جان)- لیلی، 27 ساله از خرمآباد- جوجه پری (ما مخلصیم مث پرای جوجه!)- کوثر جلیلی از اندیکا (اگر دیدی جوانی بر درختی تکیه کرده، هی داره میگه: چپزکتیمباااو...! فک نکن خارجیه یا دیوونهس و عقل از کف خویش بر زمین نهاده! داره میگه: چمن پاخوردة زیر کفشتیم باااا!)- آمنه طهماسبی از بهشهر (ئوچیک شمام هستیم)- ناصر متین از قم- مهدیزاده از تهران- خزان بیبهار (ها؟ کو؟ کِی؟ این اولین پیامکت بود گمونمهاااا... نهههه؟! خب نه دیگه... اخم داره؟! پیر شدهم لابد)- ابریشمی از کرمان- سیمیندخت فراهانی- پردیس (سهراب گفت: ء! جدی؟ به هر حال ممنون!)- زورو استقلالی 23 (یه نگاه کن ببین چن بار اسمش تو شمارههای قبل چاپ شده بوده عَیزِ ماااادر، نتیجه بگیر که اشتباه تایپی بوده لابد عیز مادر)- اصغر آینهوند 21 ساله از ملارد- ترابی- آیناز رفیعی 10 ساله از رودبار (حالا که داری میبوسی، از طرف دستاندرکاران چاردیواری هم دستای بابابزرگت رو ببوس. آفرین بر پدربزرگ بزرگواری که نوههاش رو اهل مطالعه کرده. تنها اعتیادی که نتایج خوب و رفیعی داره آیناز خانوم، همینه. اثراتش رو در آیندهت، حتما خواهی دید)- تنهاترین ستاره- مژگان از شمرون (دلیلش فزونی و تعدد عکسهاست)- کبری از نورآباد لرستان (کوچیکتیم)- سپیده منتظری از کرج- مرجان از اراک (امیدوارم از ته دل شاد باشی... میدونستی یه بخش عظیمی از شاد بودن آدم دست خودشه؟ خُ منم میگم بخش عظیمی... نه که همهش!)- صباح ملکیان از خرمآباد (یکی دو شماره قبل توضیح داده شد)- محمودی از تهران (لطفا پرانتز قبلی را بخوانید!)- س. از ماکو (خواهرش! خواهرت تولدت رو تبریک گفته!)- گلناز عاشق، 22 ساله از بهارستان (به خاطر خودتم شده نذار دلت بشکنه. همیشه بهاری بمون)- بهار از بروجرد (خودشم هنوز نمیدونه! باور میکنییی؟ تو باور نکنی... من باور کنم؟!)- فائزه خانوم عاشق چاردیواری- اکرم احمدی از اراک (سپاس از توجهتان. بر اساس خواست نویسندة مطلب بوده)- فروزان (چاپ شد که! آدما رو همیجور الکی بیمعرفت میکنی...! رسمشه آخه؟)- دست و دل از دنیا شسته (وا... عیدهها! این تن بمیره، پاشو برو جای دست و دل، صورت و نگاهت رو بشور که فردا مهموناتون نگن عَیییی... اینوووو... چرا نگاهت تیرهس؟! وَی! چرا صورتت نشستهس!)- کاغذ رنگی (بیمزههاش نه! از اون بامزههاش بفرست!)- یه شهریوری (خودمم نمیدونم! میدونی؟!)- رسول، 27 ساله از شاهرود (نه! همچی کاری نکنیهاااا)- شیدا از قم (بفرما. در بازه. باز نبود هم از پنجره بیا. این صفحه متعلق به خودتونه اگه قانوناش رو رعایت کنین)- مریم گلی (بهش فکر نکنی، کمکم فراموش میشه. اولش سخته، بعدش آسون میشه!)- اشیمشی- پروین (اینم تحویل. نوشتههای خودت باشههاااا)- ستاره- فاطمه خراسانی از مازندران- ناهید عبدی از قروه- آرامش توفانی (کمکم. دارن صفحاتش رو درست میکنن واسه همچی کاری)- رؤیا، 18 ساله (جا واسه شمام هس. بنویس و ایمیلش کن)- روژین، خ. (بعید میدونم خودمم بدونم دیگه!)- میترا، 19 ساله از قم (کرتیم آبجی. از پت و مت هر چی بگی، کم گفتی!)- وحید نگاری از مشکیندشت کرج (بابا مایهدااار! افتخار میکنیم به همراهیت)- فینقیلی از قم- مریم، 18 ساله از اراک- رضا حاج منافی از مشگینشهر- علی رضا زهرا سه پیر (از آرشیو سایت جام جم آنلاین یا تماس با روابط عمومی روزنامه)- م. اردیبهشت- آیتک (مخلصیم)- رضوان (ئوچیکتیم بااااو)- غزل- اشک از دزفول (مژة چشمتیم واسه اینکه سد دزم فول شه از اشک شوقت!)- نشمیل نوازی از بوکان- اسکلت بستنی- و... بقیه هم اونور سال! ببخشید و سال نوی همگی پُر از نوشُدگی و نونَواری.