در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
این نویسنده باسابقه، ساده و بیتکلف سخن میگوید و از واژگان و الفاظ خاص برای سخن گفتن استفاده نمیکند. بسیار روان و شیوا صحبت میکند، گویی سالهاست او را میشناسی. نویسندهای توانا و صاحب سبک است که در لحظه مینویسد، خواندن و نوشتن غذای روح و فکر اوست و از این کار لذت میبرد. برای آشنایی بیشتر با او گفتوگویی انجام دادیم که میخوانید.
چه شد به نویسندگی علاقهمند شدید؟
وقتی بچه بودم یک میرزابنویس در گنبدکاووس بود که برای مردم نامه مینوشت. روزی پدرم کار داشت و او نبود. از من خواست نامه بنویسم. با تشویقهای پدرم نامه را نوشتم و خیلی هم خوب شد. از آن پس من نفر دوم نامهنویس در شهر شدم.
چند سال داشتید؟
کلاس دوم یا سوم ابتدایی بودم که نامه نوشتن را با کمک پدرم شروع کردم. با اینکه پدرم سواد نداشت، کتب نثر و شعر فارسی را ـ که آن زمان به جلد چرمی معروف بود ـ برایم تهیه کرد و علاقه خاصی به کتاب و نوشتن در من ایجاد شد تا حدی که در دوران دبیرستان مسئولیت اداره کتابخانه مدرسه را به عهده گرفتم.
نویسندگی را از کی شروع کردید؟
پس از اتمام تحصیل با روزنامه اطلاعات همکاری میکردم و آنجا ستونی را به نام انتقاد مینوشتم.
چطور وارد صدا و سیما شدید؟
دهه 50 برای برنامه فرهنگ مردم داوطلبانه مطلب میفرستادم تا اینکه سال 1359 از آموزش و پرورش که بازنشسته شدم، برای همکاری در رادیو از من دعوت شد. آن زمان گروه خانواده را انتخاب کردم تا امروز با برنامهها و شبکههای مختلف رادیویی همکاری میکنم. همچنین از شروع برنامه سیمای خانواده تا حدود سه ماه پیش نویسنده برنامه سیمای خانواده شبکه یک سیما بودم.
گویندگان رادیو از خواندن مطالبی که شما مینویسید، راضی هستند. این رضایت ناشی از چیست؟
رادیو یک رسانه گرم و دلنشین و پل ارتباطی رادیو با مخاطب صداست. وقتی شنونده در این صدا چیزی که میخواهد پیدا کند جذب رادیو میشود. برای رسیدن به مقصود نهایی در مرحله اول نویسنده باید حس کند با مخاطب رادیو خلوت کرده و خیلی مهربان و صمیمی با او سخن میگوید. در مرحله بعد وقتی گوینده مطلب را درک میکند به نوشته روح میدهد و خیلی راحت آن را بیان میکند. وقتی نوشتهای دارای محتوا باشد، هم برای گوینده قابل بیان است و هم شنونده پیام آن را میگیرد. ذکر این نکته لازم است که نویسنده باید براساس آهنگ صدای گوینده، ساختار برنامه و این که برنامه تکگوینده است یا دو گوینده مطلب بنگارد. من در نوشتن مطلب این موارد را در نظر میگیرم. البته دوستان نسبت به من لطف دارند.
اکنون نویسنده کدام شبکه رادیویی هستید؟
نویسنده پخش رادیو ایران هستم.
نویسنده پخش چه خصوصیتی دارد؟
نویسنده پخش از قبل مطلبی آماده نمیکند. گاهی به هر علتی در روند اجرای پخش برنامهای تولیدی یا زنده، وقفهای پیش میآید. در آن زمان نویسنده پخش با توجه به برنامه قبلی و بعدی و ساعتی از شبانه روز که برنامه پخش میشود و همچنین نوع صدای گوینده پخش مطلبی را در کوتاهترین زمان آماده میکند تا جای خالی برنامه پر شود.
از نظر شما چه کسی نویسنده است؟
نویسنده خوب، یک بعدی نیست و بهدنبال تازگی است. در کارش خلاقیت و نوآوری دارد و معلوماتش به روز است. کسی که فقط مطلب گردآوری میکند نویسنده موفقی نیست. به قول بزرگان برای نوشتن به سه نکته باید توجه کرد. اول متنی که به رشته تحریر درمیآید باید محتوا و پیامی در خود داشته باشد. دوم این که باید از آمد و شد سخن هدفی داشته باشد و مفهوم را برساند و سوم این که برای رسیدن به مقصود نهایی طرحی در ذهن طراحی شده باشد. به قول نظامی:
سخن کو از سر اندیشه ناید
نوشتن را و گفتن را نشاید
تاکنون نویسنده برنامههای زمان سال تحویل بودهاید؟
بله، بارها زمان سال تحویل در رادیو بودهام. شاید بیش از ده سال تحویل با دیگر همکارانم از طریق امواج رادیو در زمان سال تحویل همنشین سفره هفتسین هموطنان عزیزم در جایجای ایران بودهام.
خاطرهای از آن برنامهها دارید؟
همه سالهایی که من در رادیو کار کردم برایم خاطره است، ولی بهترین خاطره من در مورد جشن نیکوکاری است. برای اولین بار جشن نیکوکاری اواخر اسفند با همکاری برنامه «محله زندگی» رادیو ایران و کمیته امداد امام برگزار شد و شعار «بیایید شادیهایمان را قسمت کنیم» را من گفتم. این جمله یکی از زیباترین جملاتی است که نوشتهام و معتقدم هر وقت شادی خود را با فردی که نیازمند است، قسمت کنیم آن روز عید است، چون رضایت خداوند را در پی دارد.
عید در دوران بچگی شما چگونه برگزار میشد؟
یاد آن زمان بخیر. من تا نوجوانی در گنبد کاووس بودم. خانوادهها به دید و بازدید یکدیگر میرفتند و خبری از تجملات نبود. در خانهها باز بود و همه با روی گشاده در انتظار مهمان بودند. بزرگترها به بچهها عیدی میدادند و بچهها سپاسگزار بزرگترها بودند. حفظ پیوند خانوادگی و تکریم بزرگترها اولین درس اخلاقی بود که در دید و بازدیدهای عید نوروز بچهها میآموختند.
درآن زمان عیدی چه میدادند؟
برخی تخممرغ رنگی، نخود و کشمش و برخی هم پول عیدی میدادند؛ البته مبلغ پول از ده شاهی شروع میشد تا یک ریال و دو ریال. در مواردی هم یک عدد اسکناس قرمز رنگ پنج ریالی عیدی میدادند که هیچ وقت من آن عیدیها را فراموش نمیکنم.
از بین اجزای سفره هفتسین کدام یک را بیشتر دوست دارید؟
سیب را خیلی دوست دارم. سیبهای قرمز آن موقع بوی خیلی خوبی داشت طوری که لای لباسها میگذاشتند تا لباس خوشبو شود.
شما چه توصیفی درباره بهار دارید؟
بهار، پیوند انسان با طبیعت است. بهار تعجب سبزی است در چشمهای خاک:
درون خانه، خزان و بهار یک رنگ است
تو نیز خیمه برون زن، بهار را دریاب
عشق آغازی است برای تازه شدن ...
وقتی بوی گل در هوا میپیچد و بهار نو از گردونه زمان میرسد، امیدها و آرزوهای ما هم بوی پرواز میگیرند و آسمان راه پرنده شدن را نشان میدهد و آنگاه:
هر لبخند آغازی است برای آشنایی
و زندگی آغازی است برای شکوفایی
و عشق آغازی است برای تازه شدن...
و هر گلبرگ و درخت و پرنده رازی با خود دارند، به وسعت آفرینش چرا که بهار پیوند انسان است با طبیعت. به قول زنده یاد سلمان هراتی؛ «بهار تعجب سبزی است در چشمهای خاک»
ای دوست هان بشنو این پیام را:
عاشقترین نسیم سحر گفت: ای عزیز
این سال با نشاط تو را شاد بگذرد.
سال نو مبارک و زندگانیتان شاد!
سیما پویا
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: