زندگی سالم

سهم پدر و مادر در زندگی بهنجار افراد

در صحبت از دنیای عاطفی و توصیف روابط‌مان معمولا از کلمه وابستگی استفاده می‌کنیم نه دلبستگی. آیا این فقط اشتباه لفظی در بیان احساسی واحد است یا تفاوت بسیاری بین دلبستگی و وابستگی وجود دارد؟
کد خبر: ۵۳۸۵۹۹

آیا عوامل و بستر ایجادکننده این دو یکی است؟ آیا هر آن کس که وابسته می‌شود دارای دلبستگی ایمن نیز هست؟ آیا فکر نمی‌کنید وابستگی زیاد و اغراق‌آمیز عکس‌العمل جبرانی روان ما برای پوشش دادن یا گریز از واقعیتی است که نامش، نبود دلبستگی عمیق عاطفی است؟‌ آیا کودک می‌تواند دلبسته فردی شود که به او آزار می‌رساند؟ انسان می‌تواند وابسته عاملی شود که موجب آزار و آسیب او می‌شود؟ این عامل چه شخص باشد وچه مواد (مانند مواد مخدر) یا رفتار خاص، گاه این وابستگی‌ها انسان را به سمت ارتکاب جرم سوق می‌دهد.

چهار عامل مهم در ایجاد دلبستگی ایمن وجود دارد که عبارت است از فرصت برقراری رابطه، کیفیت پرستاری، ویژگی‌های فرد و بستر خانواده. بدیهی است دلبستگی ایمن فرد در کودکی احتمال لغزش او در بزرگسالی و ارتکاب جرم و جنایت توسط وی را کاهش می‌دهد به همین دلیل بررسی این چهار عامل در کودکان اهمیت ویژه‌ای در پیشگیری از آسیب‌های اجتماعی و بزهکاری‌ها دارد.

1ـ فرصت برقرارکردن رابطه نزدیک با والد: در صورتی که کودک فرصت برقراری رابطه عاطفی با مادر یا جانشین مادر را نداشته باشد، تکوین این مرحله با آسیب همراه خواهد بود.

2ـ پژوهش‌ها نشان می‌دهند تفاوت بین نوباوه ایمن وناایمن در مراقبت با عاطفه است. پاسخ‌دهی مناسب، بموقع ومنظم به نیازهای کودک و نگهداری محبت‌آمیز، با دلبستگی ایمن ارتباط دارد مادران کودکان ناایمن تماس جسمی را دوست ندارند و به صورت یکنواخت، منفی، طردکننده، ورنجیده با آنها برخورد می‌کنند. برای ایجاد دلبستگی ایمن از رفتاری به نام تعامل هماهنگ بحث می‌شود.

نوباوه دلبسته ناایمن معمولا از پرستاری بیش از حد تحریک کننده ومزاحم برخوردار است. مادر یا پرستار آنها به حالات ونیازهای کودک بی‌اعتنا هستند و پرستاری وابراز محبت‌شان بی‌تناسب و بی‌ثبات است. مثلا در مواقع نیاز کودک به آنها ساعت‌ها با تلفن صحبت می‌کنند وزمانی که کودک مشغول بازی و کاوش در محیط است. او را به سوی خود می‌کشند و غرق بوسه می‌کنند در حالی که کودک عصبی است و می‌خواهد خود را خلاص کند و به بازی ادامه بدهد. این کودکان از درگیر نشدن بموقع و مناسب مادر، عصبی و پرخاشگر می‌شوند و با دوری کردن از مادر از تعامل خسته‌کننده می‌گریزند. در حالی که برای به‌دست آوردن محبت و توجه ناقص مادر مجبور به بازگشت به سوی او هستند. این کودکان اعتماد به نفس ندارند و بیش از حد وابسته می‌شوند و همین زمینه رفتارهای آسیب‌زا در آینده را فراهم می‌کند.

3ـ یکی دیگر از عوامل موثر بر دلبستگی شرایط خانوادگی است. به‌طور کلی شرایط متشنج و آشفته خانوادگی اعم از روابط زوجین یا وضع اقتصادی و اجتماعی، با کاهش حساسیت والدین در مراقبت از نوباوه همراه می‌شود و مادر فرصت و آمادگی لازم را برای تعامل با کودک ندارد. مادران معمولا تجربه‌های دلبستگی خود را در کودکی‌شان، الگوی رفتار خود با فرزندانشان می‌کنند. مادرانی که درباره دوران کودکی خود واقع‌بین ومتعادل هستند، صرف‌نظر از این که دوران کودکی خوشایند یا ناخوشایندی داشته‌اند می‌توانند کودکان ایمن پرورش بدهند. پس تجربه‌های کودکی والدین مستقیما بر کیفیت دلبستگی فرزندانشان تاثیر نمی‌گذارد بلکه عواملی مانند تجربیات رابطه در روند زندگی، شخصیت، رضایت فعلی از زندگی ، رضایت از بچه‌دار شدن، چگونگی کنار آمدن با مشکلات زندگی، بر مراقبت با عاطفه و تعامل هماهنگ با فرزندان تاثیرگذار است.

رابعه موحد روان‌شناس

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها