حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....
1ـ مرحله پیش دلبستگی (از زمان تولد تا شش ماهگی) علائم فطری، لبخند زدن، گریه کردن و زل زدن به نگاه مادر اولین نمودهای رابطه نوزاد با مادر است. نوزادان در این مرحله بو و صدای مادر را تشخیص میدهند، اما هنوز دلبسته نیستند و براحتی با فرد ناآشنا بهسر میبرند.
2ـ دلبستگی در حال شکلگیری (از شش تا هشت ماهگی) نحوه پاسخ نوباوه به افراد غریبه و آشنا متفاوت میشود. نوباه در این مرحله در کنار مادر آرام است اما در صورت جدایی هنوز اعتراض نمیکند.
3ـ مرحله وابستگی واضح (از هشت ماهگی تا دو سالگی) دلبستگی به مراقبتکننده بوضوح دیده میشود؛ در این مرحله است که اضطراب جدایی پدیدار میشود و جدایی از والدین برای کودک سخت و همراه با اعتراض است، در همه کودکان این اضطراب وجود دارد و تا 15 ماهگی به اوج میرسد. در این مرحله نوباوه گذشته از اعتراض به جدایی با رفتارهایی مانند سینهخیز رفتن و چسبیدن به پای مادر سعی میکند او را در کنار خود نگه دارد و افراد آشنا به عنوان پایگاه امن برای او به شمار میرود. حال اگر والدین با این رفتارهای فرزند خود آشنا نباشند و سینهخیز رفتنها و چسبیدنها را با برخوردهای غیرمنطقی پاسخ دهند، اضطراب کودک بیشتر میشود و میتواند در آینده فرد تاثیر بسزایی داشته باشد به گونهای که بسیاری از مجرمان از اضطرابهایی که ریشه در این مرحله دارد، رنج میبرند.
4ـ تشکیل رابطه متقابل (از دو سالگی به بعد) رشد سریع مغز و رشد زبان در کودک به او این امکان را میدهد که رفت و آمد والدین را درک و به برگشت آنها اطمینان کند؛ در نتیجه اعتراض و بیقراری کمکم کاهش مییابد. کودک برای نگه داشتن مادر با او حرف میزند و اصرار میکند. کودکان در نتیجه تجربیات خود در این چهار مرحله پیوند عاطفی با ثباتی با مادر و مراقبان برقرار میکنند و این پیوند با ثبات در نبود والدین میتواند نقش پایگاه امن را برای کودک ایفا کند و جزو مهم شخصیت کودک میشود و الگو یا راهنمای تمامی روابط صمیمی فرد در آینده قرار میگیرد و به همین دلیل است که اشکال در این مرحله میتواند زمینهای در بزهکار شدن فرد باشد.
پژوهشگران با بررسی مراحل دلبستگی الگوی دلبستگی ایمن وسه الگوی دلبستگی ناایمن را مشخص کردهاند که بررسی آن در بحث پیشگیری از آسیبهای اجتماعی اهمیت فوقالعادهای دارد.در دلبستگی ایمن نوباوه از والد خود به عنوان پایگاه امن استفاده میکند، حضور والد را به غریبه ترجیح میدهد و در نبود مادر گریه میکند، اما با برگشت او گریهاش به آرامش تبدیل و با مادر وارد تماس فعال میشود. نوع دیگر دلبستگی دوری جو است. در این حالت کودک هنگام حضور مادر به او بیاعتناست و موقع جدایی از والد ناراحت نمیشود و هنگام برگشت مجدد مادر به جای استقبال، از مادر دوری میکند و وقتی مادر وی را در آغوش بگیرد به مادر نمیچسبد.دلبستگی مقاوم نوع دیگری است. این نوباوگان قبل از جدایی به مادر میچسبند، از او دور نمیشوند و به کاوش محیط نمیپردازند (برخلاف دلبستههای ایمن که حضور مادر به آنها امنیتی میدهد و به تنهایی بازی و محیط را کشف میکنند) و هنگام برگشت مادر با رفتار خصمانه با او برخورد میکنند و با عصبانیت به سر و صورت مادر میکوبند و آرام نمیشوند، یک نوع دیگر دلبستگی آشفته است. این الگو بیشترین ناامنی را نشان میهد. چنین نوباوگانی هنگام برگشت مادر سردرگم هستند و با حالی بیروح و افسرده به مادر نزدیک میشوند. آنها گاهی آرام هستند و گاهی ناگهان گریه سر میدهند.
علل این تفاوت را در بحث عوامل دلبستگی ایمن باید دنبال کرد. همچنین باید این موضوع را جدی گرفت چراکه ناآگاهی نسبت به موضوع دلبستگی فرزند و داشتن واکنشهای نادرست، تاثیری بر کودک میگذارد که در بزرگسالی همراه او میماند و در رفتارهایش از جمله گرایش به رفتارهای پرخطر و مجرمانه تاثیر دارد.
رابعه موحد / روانشناس
حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....