برای آشنایی با نحوه تدوین یک فیلم سینمایی، سراغ حسین غضنفری، تدوینگر فیلمهایی چون «میم مثل مادر» و «برف روی شیروانی داغ» میروم. او یکی از تدوینگران صاحب سبک و خوشخلق سینمای ایران است که در یک پاراگراف همه کارهای یک تدوینگر را برایم شرح میدهد.
غضنفری میگوید: ابتدا از فیلمی که با دوربین 35 میلیمتری فیلمبرداری میشود، یک پوزیتیو تهیه میشود، که به طریق تلهسینما تبدیل به ویدئو میگردد. نوار حاصل از این تبدیل با سیستمهای کامپیوتری کپچر و ادیت میشود و بعد به لابراتوار میرود و قطع نگاتیو میشود و در نهایت روی پرده سینما میرود. در واقع روند کار مثل سابق است، ولی قبلا این روند روی میز موویلا انجام میشد، اما الان با کامپیوتر صورت میگیرد.
از او میخواهم به زبان سادهتری کار یک تدوینگر را برایم شرح دهد و با کمی مکث و دقت همچون استادی که به شاگرد کمهوشاش توضیح میدهد، میگوید: در شیوه تدوین دیجیتال فایلهای تصویری که از دوربین فیلمبرداری روی هارد کپی شدهاند، در اختیار تدوینگر قرار میگیرد. اولین مرحله کار، دستهبندی، انتخاب سکانسها و پلانها و تفکیک آنهاست.
او درباره مرحله بعدی تدوین میگوید: مرحله بعدی سینککردن (هماهنگکردن) تصویر و صداست. پس از آن پلانهای فیلم بر طبق روایت داستان سرجای خود قرار میگیرند که اصطلاحا به آن راف کات میگویند. از این مرحله به بعد تدوینگرها هرکدام به شیوه خودشان کار میکنند.
غضنفری شیوه کاری خودش را توضیح میدهد و میگوید: مثلا در هالیوود تدوینگر بنا به تعهد و وفاداری که به فیلمنامه دارد، تمام سکانسها را براساس آن میچیند. در واقع پلان به پلان یک فیلمنامه تصویری ارائه میکند و بعد اگر نیاز به اصلاح و تغییر پلان و سکانسها بود، دست به جرح و تعدیل میزند.
او معتقد است: یک تدوینگر از ابتدا دست به حذف نمیزند یا به اصطلاح فاین کات نمیدهد. او یک فیلمنامه تصویری میسازد و بعد اشکالات کار را از قبیل بازی بد بازیگران، ضعفهای فیلمنامه یا اضافهبودن شخصیتها را برای تقویت فیلم رفع میکند که اصطلاحا به آن فاین کات میگویند.
به گفته این تدوینگر، معمولا یک تدوین دو ماه زمان میبرد، ولی اگر عجلهای در کار باشد، این زمان کاهش خواهد یافت، اما واقعیت این است که باید تدوین را با حوصله انجام داد. فیلمی که دو هفتهای تدوین میشود تا به جشنواره برسد، قطعا کار خوبی نخواهد شد.
تدوینگر «گلوگاه شیطان» کار روی فیلمهایی که فیلمنامه ضعیفی دارند را سختتر از هر فیلم دیگری میداند: با توجه به بضاعت اندک در تولید فیلم، معمولا روی فیلمنامهها زمان کافی صرف نمیشود و 90درصد فیلمنامهها دچار مشکلند و باید سر تدوین تصحیح شوند. یعنی اگر روی فیلمنامه آنقدر کار کرده باشند که هیچ اشکالی به آن وارد نباشد، تدوینگر نیاز به معلق زدن ندارد، ولی اغلب فیلمنامههای موجود باید سر تدوین درست شوند.
از حسین غضنفری درباره رابطه تدوینگر و کارگردان میپرسم، چون رسیدن به یک اشتراک نظر در مورد پلانها و سکانسهایی که فیلم را تشکیل میدهند، به نظر کار سادهای نمیرسد. او میگوید: تدوین اصولی، زمانی اتفاق میافتد که یک کارگردان با تدوینگر رفاقت میکند. چون درست است که کارگردان حرف اول را میزند، ولی تبادلنظر و فهم متقابل این دو به حاصل کار کمک میکند.
نکته: حالا دیگر کمتر کسی را پیدا میکنید که نداند یک فیلم حاصل کنار هم قرار گرفتن مجموعه تصاویر است یا با کارکرد عوامل مختلف تولید یک فیلم بیگانه باشد، اما اغلب این شناخت از سینما تا پایان مرحله فیلمبرداری است و مراحل دیگر تولید از قبیل تدوین، صداگذاری و میکس به شنیدهها ختم میشود
بعد از دست یافتن به شناخت ابتدایی از دنیای تدوین، تصمیم میگیرم سرکی هم به آنچه در صداگذاری میگذرد، بزنم. در یکی از روزهای شلوغ و پراسترس نزدیک به جشنواره فیلم فجر به قدیمیترین استودیوی صداگذاری و تبدیل فیلم ایران میروم؛ استودیو بهمن در یکی از خیابانهای قدیمی تهران. اینجا جایی است که فیلمهای خاکستر و برف، تاج محل، روز روشن، دلتنگیهای عاشقانه، لرزاننده چربی، برلین منفی 7 و... صداگذاری میشوند. استودیویی با تجهیزات مدرن فیلمسازی که چهار باکس صدا، یک سالن استاندارد میکس و دستگاههای ضبط را داراست. فضای استودیو برخلاف تصور آرام و بدون تنش است و هر کدام از صداگذاران در استودیوهای مخصوص خود مشغول کار هستند. سیدمحمد کشفی یکی از صداگذاران شناخته شده سینماست که صداگذاری فیلمهایی چون میم مثل مادر، ستاره بود، سعادتآباد و کیفر را در کارنامه خود دارد. از مراحل فنی که یک فیلم پشت سر میگذارد، میپرسم. میگوید: صداگذاری شامل مراحل فنی و هنری است و اطلاق صرفا عنوان مراحل فنی برای صداگذاری اشتباه است.
کشفی بحث گرافیک صدا و طراحی صدا را بخش هنری صداگذاری میداند: گرافیک صدا به این معنی است که چه صدایی و به چه شکل روی تصویر گذاشته شود و چه تاثیری از آن گرفته شود. او میگوید: صداگذاری بعد از انجام مراحل فیلمبرداری و تدوین انجام میشود تا صداگذار صداهای مورد نیاز را به فیلم اضافه کند.
آنطور که از توضیحات سیدمحمد کشفی میفهمم، صداهای یک فیلم شامل دیالوگها، افکتها، آمباینسها و موسیقی میشود. افکتها به صداهایی گفته میشود که منبع صوتی آنها در تصویر دیده میشود، مثلا در تصویر یک هواپیما دیده میشود و ما صدای برخاستن هواپیما را میشنویم. افکت به افکتهای صحنه، دراماتیک و فولی تقسیم میشود. افکت دراماتیک روی حس و حال فیلم تاثیر میگذارد و فولی افکت هم صداهایی است که در استودیوی صدا توسط فول منها (کسانی که صداها را با حرکات خود و اشیاء میسازند) درست میشود. مثل صدای راه رفتن یا پرتاب شدن روی زمین. آمبیانس به صداهایی گفته میشود که به معرفی فضایی میپردازد که تماشاگر در تصویر میبیند. مثلا اگر در فیلم یک باغ دیده میشود، صدای پسزمینهای که در آن فضا شنیده میشود آمبیانس نامیده میشود که ممکن است صدای پرندگان، برگ درختان یا باد باشد.
برای تماشاگران یک فیلم شنیدن دیالوگ بازیگران از هر چیزی مهمتر است که کار صداگذار روی این صداها هم هست. کشفی درباره این بخش از کار صداگذاری میگوید: ممکن است به دلیل صداهای مزاحم موجود در محیط، صدابردار نتواند بخشی از دیالوگ بازیگران را بخوبی ضبط کند یا نیاز به تغییر دیالوگها در فیلمنامه باشد، به همین دلیل بازیگران دوباره به استودیوی صدا میآیند تا دیالوگهای مربوط را بگویند.
با روشنشدن یکی از جوانب صداگذاری، به دلیل حضور برخی هنروران و بازیگران در استودیو بهمن پی میبرم که در سالن انتظار نشستهاند و از تغییر رنگ مو و صدایشان در فیلم جدیدشان حرف میزنند.
از کشفی درباره اضافه شدن بخش موسیقی میپرسم، برایم سوال است که چطور صداگذار با آهنگسازان همکاری میکند. او میگوید: بخش بعدی صدا، موسیقی است که توسط آهنگساز ساخته و به وسیله صداگذار روی فیلم گذاشته شده و در نهایت با همفکری کارگردان، صداگذار و آهنگساز روش استفاده از آن مشخص و میکس میشود.
میخواهم بدانم واژه میکس نهایی به چه معنی است، واژهای که اغلب کارگردانان و تهیهکنندگان سینما این روزها در مورد شرایط فیلم خودشان به خبرنگاران میگویند. او توضیح میدهد: در مرحله میکس تصمیم گرفته میشود چه صدایی در فیلم باشد و چه صدایی نباشد. در این مرحله ممکن است بعضی دیالوگها، افکتها یا بخشهایی از موسیقی حذف شود که بستگی به تاثیری دارد که روی فیلم میگذارد و به روند داستان فیلم کمک میکند.
کشفی میگوید: وقتی میکس نهایی تمام میشود، صداهای میکس شده به لابراتوار سپرده میشود تا برای مرحله اپتیک و قراردادن در حاشیه فیلم آماده شود، ولی با رونق گرفتن بحث دیجیتال در سالنهای نمایش، صدا و تصویر به یک فرمت دیجیتال درمیآید و در نهایت آماده نمایش از طریق پروژکتورهای دیجیتال میشود.
در حالی که قرار است همه فیلمهای شرکتکننده در جشنواره فیلم فجر به صورت دیجیتال نمایش داده شود، از تفاوت سیستمهای قدیمی و جدید صدا میپرسم. او که معتقد است در مراحل فنی صداگذاری استفاده از ابزار دیجیتال نسبت به تجهیزات آنالوگ گذشته سرعت کار را بالا برده، میگوید: تکنولوژی این امکان را هم فراهم کرده تا زمان بیشتری صرف بهبود کیفی کار و انجام دقیقتر مراحل کار شود. در واقع با تکنولوژی جدید میتوانیم انرژی خود را صرف بهترکردن کار کنیم.
جویای کیفیت صداگذاری ایران در مقایسه با صداگذاری جهان میشوم، این صداگذار تفاوت عمدهای بین صداگذاری ایران با کشورهای دیگر جهان نمیبیند و میافزاید: در کشور ما هم همان مراحل طی میشود با این تفاوت که ما از همان ابتدای نگارش فیلمنامه به صدا کمتر توجه میکنیم و همچنین در آنجا همه عوامل کار یکدیگر را بخوبی میفهمند و کارگروهی مفهوم بهتری دارد.
شاید برای خیلی از تماشاگران و علاقهمندان سینما این سوال بهوجود آمده باشد که صدای دالبی دیجیتال چیست، صداگذار میم مثل مادر در جواب به این سوال میگوید: در کشور ما صدا به صورت سیستم چهارباندی و شش باندی کار شده و در سینماهای مجهز به سیستم دالبی SR و دالبی دیجیتال پخش میشود. در سیستم چهارباندی صدا از چهار جهت راست، چپ، مرکز و ساراند (صدای اطراف) پخش میشود، اما در صدای شش باندی با وجود باندهای چپ و راست و مرکز، صدا از بلندگوهای ساراند چپ و راست وساب هم پخش میشود.
کشفی میگوید: برای میکس صدا به صورت چهارباندی و شش باندی به استودیویی با ابعاد، آکوستیک و بلندگوهای استاندارد این نوع میکس نیازداریم. فضای این استودیو بسیار مشابه سالن سینما بوده و دارای شرایطی با پارامترهای اندازهگیری شده خاص است.
آزاده کریمی / گروه فرهنگ و هنر