رسوایی غرب در جنگ غزه

یکی از تحلیل گران انگلیسی درمقاله ای که در روزنامه گاردین به چاپ رساند توجیه رهبران کشورهای غربی مبنی بر حمایت از حمله وحشیانه بنیامین نتانیاهو به غزه آنهم به بهانه «‌دفاع از خود »‌ را به باد انتقاد گرفته بود.
کد خبر: ۵۱۸۵۶۵

نویسنده گفت: آمار و واقعیت ها نشان می دهد که این فلسطینی ها هستند که از خود دفاع می کنند نه اسراییل زیرا این  اسراییل  بود که ابتدا حمله را شروع کرد و این رژیم صهیونیستی است که سالهاست غزه را تحت محاصره شدید اقتصادی دارد.

آمارها نشان می دهد تعداد افرادی را که اسراییل تنها از زمان پایان جنگ 22 روزه تا ابتدای جنگ اخیر کشته به بیش از 314 نفر می رسد درحالی که طی این دوره تنها 20 اسراییلی در درگیری ها کشته شده اند.

نیازی به توضیح نیست که باراک اوباما رییس جمهور آمریکا و رهبران کشورهای اروپایی از ابتدای جنگ اخیر به حمایت از اسراییل شتافتند و درعوض به دروغ فلسطینی ها را متهم کردند که تجاوزگر بوده اند.

حال آنکه آنها حقایق را به خوبی می دانستند. کما اینکه نیکولا سارکوزی رییس جمهور سابق فرانسه گفته بود «نتانیاهو یک دروغگوی کذاب است»  و یا «وزیر خارجه اش لیبرمن یک فاشست هرزه است»‌ ! آنها همه می دانند که غزه تحت محاصره است و فلسطینی های  کرانه باختری نیز اوضاع و احوال بهتری ندارند. پس چرا دروغ می گویند و تهمت می زنند و واقعیتی را که وجدان هایشان به آن گواهی می دهد انکار می کنند؟

دریک برنامه که از شبکه رادیویی بی بی سی پخش می شد چند نفر درباره حدود و فواید مرزهای اخلاقی در مساله ای مانند غزه صحبت می کردند و معتقد بودند تنها سفید و سیاه کردن این مساله بیش از حد ساده اندیشانه خواهد بود.

در این برنامه درحالی که بعضی می گفتند اسراییل تجاوز گر بوده است بعضی دیگر با احتیاط از آنها می خواستند مساله را ساده نکنند زیرا به گفته آنان اسراییل نمی توانست همینطور بنشیند تا آماج حملات موشکی باشد. 

دراین میان یکی از طرف ها گفت اسراییل از نظر اخلاقی دراین جنگ برنده شد و دیگر هیچ کس در حق موجودیتش شکی نمی کند اما دیگری به او پاسخ داد: اسراییل خودش هم حق موجودیت خودش را باور ندارد زیرا چندی پیش ایهود اولمرت گفته بود اگر راه حل دو دولت شکست بخورد باید فاتحه اسراییل را خواند. 

جالب اینکه مجری برنامه سعی می کرد طرف ها را کنترل کرده و اجازه ندهد از مسیر معینی خارج شوند زیرا به گفته او اگر به این مساله از منظری اخلاقی نگریسته شود حتما به این نتیجه خواهد رسید که دفاع اسراییل از امنیتش «ظالمانه» ‌بوده است!

دراکثر این گونه مباحث به گونه ای داستان روایت می شود که گویی شروع نزاع اعراب و اسراییل در نیم قرن گذشته هم از شلیک همین موشک های فلسطینی شروع شده است. زاویه ای را که راوی به عمد انتخاب می کند تا درواقع از همان اول تعیین کند که مجرم کیست و درعوض قهرمان این روایت نیز کسی جز رژیم صهیونیستی نخواهد بود.

گاه این روایت از قرن اول میلادی شروع می شود که یهودیان از محل اقامت خود اخراج شدند سپس ناگهان با یک پرش دو هزار ساله می رسند به رجعت پیروزمندانه آنان. درچنین روایتی از اساس این مساله نادیده گرفته می شود که جمعیت فعلی غزه از کجا آمده اند و این ها که اکثرشان پناهجویان فلسطینی هستند چگونه زندگی می کنند و چه کسی آنها را از شش سال پیش تاکنون تحت محاصره اقتصادی قرار داده است.

یک پرسش مهم که درهمه این روایت ها مطرح می شود این است که یک روایت غلط است که موضع گیری های وارونه را در پی می آورد یا برعکس؟ یک بار باراک اوباما رییس جمهور آمریکا در سخنرانی خود دردانشگاه قاهره مصیبت فلسطینی ها را به مصیبت و آوارگی سیاه پوستان آمریکا تشبیه کرد که قرن ها از تبعیض نژادی و بردگی رنج می بردند.

وی درعین حال آنها را نصیحت می کرد که بهتر است به جای مبارزه مسلحانه مبارزه ای مسالمت آمیز و مدنی را در پیش گیرند اما او دراین رابطه نگفت که چه کسی باید جلوی کوکلس کلان منطقه یعنی اسراییل را بگیرد.

هنگامی که رژیم صهیونیستی در سال 2008 حمله خود به غزه را شروع کرد اوباما گفته بود: «اگر کسی موشکی به منزل من بیندازد ، از تمام توانم استفاده می کنم تا با آن مقابله کنم. پس ما از اسراییل هم انتظار داریم همین کار را بکند».

اما نکته تعجب برانگیز در اظهارات اوباما این است که چطوراو همیشه فرزندانش را به فرزندان اسراییلی ها تشبیه می کند و یک بار هم نمی شود که آنها را به بچه های فلسطینی تشبیه کند که شبانه روز در معرض حملات هوایی جنگنده های اسراییلی هستند؟! هواپیماهایی که از موشک های ساخت آمریکا استفاده می کنند.

جالب اینکه اوباما یک بار دیگر هم در سال 2006 و در بحبوحه جنگ 33 روزه لبنان نیز بچه هایش را به بچه های اسراییلی ها تشبیه کرد.

روشن است که این تمثیل های معنا دار از تمایل فوق العاده او به ریاست جمهوری حکایت دارد. او دقیقا  می داند اگر از فرزندان فلسطینی در غزه حرف بزند به هدفش نخواهد رسید. این شیوه ای است که تقریبا تمام رهبران کشورهای غربی در پیش گرفته اند.

آنها پیوسته از اخلاق و فضایل اخلاقی حرف می زنند ولی جالب اینکه اعراب  و بخصوص فلسطینی ها به طور کلی برسر سفره اخلاقی آنها جایی ندارند. شاید دلیل دیگر این امر آن باشد که خود اعراب و رهبران کشورهای عربی نیز رفتاری به مراتب بدتر از آنها با فلسطینی ها دارند. 

در جهانی که کوس رسوایی اخلاقی سیاستمداران به صدا درآمده است و منافع مادی آنها بر ارزش های اخلاقی ارجحیت پیدا کرده  قطعا ملت ها به حقوق حقه خودشان نخواهند رسید مگر آنکه در صحنه عمل و مبارزه حرفی برای گفتن داشته باشند.

کافی است ملاحظه کنیم اگر خیزش های اخیر درجهان عرب و موج تازه بیداری اسلامی نبود چه کسی به اعراب احترام می گذاشت؟ فلسطینی ها نیز روزگاری از چنین احترامی برخوردار بودند اما سرمایه های مبارزاتی خود را در قرارداد اسلو باختند.

اکنون باید دوباره انتفاضه جدیدی برپا کرد که با فضای کنونی کشورهای عرب و قیام های مردمی منطقه خاورمیانه هماهنگی داشته باشد.

منبع : القدس العربی

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها