حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....
2) آلبومی از خوانندهای معروف که توسط یک ناشر موسیقی در فروشگاههای محصولات فرهنگی و هنری قابل تهیه است؟
3) کتابی که ناشر و نویسندهاش برای حفظ حقوق خود این جمله را همراه با یار مهربانشان منتشر کردهاند؟
4) اجرای یک نمایش یا کنسرت که با درج این جمله از مخاطبان و مردم خواسته است از فیلمبرداری و عکسبرداری و انتشار غیرقانونی آن خودداری کنند؟
هیچکدام از گزینههای بالا پاسخ این پرسش نیست، شاید شما هم مانند من شگفت زده شوید، اگر بدانید محل انتشار این جمله بستهبندی یک محصول لبنیاتی آن هم از نوع «پنیر» است، محصولی که بتازگی توسط یک شرکت داخلی که تحت لیسانس یک شرکت مواد غذایی آلمانی فعالیت میکند، روانه سوپرمارکتهای شهر شده است و براحتی و با مراجعه به نزدیکترین مرکز تهیه مواد غذایی در شهرتان میتوانید نمونهای از آن را مشاهده کنید.
هرچه فکر کردم مالکیت ادبی و هنری یک کارخانه صنعتی یا محصول لبنیاتی چه مفهومی میتواند داشته باشد به نتیجهای نرسیدم، اما به نظرم دستکم میتوان گفت این کارخانه آلمانی و نمایندگیاش در ایران برای طراحی لوگوی خودشان جایگاه و منزلتی هنری قائل شدهاند و خواستار حفظ آن هستند؛ اگرچه احتمالا تولیدکنندگان این محصول از بازار بی سر و سامان کپی رایت در کشورمان بیاطلاع بودهاند و بارها شاهد بودهایم که در همین حوزه، محصولات غذایی براحتی طرح و حتی شکل بستهبندی کالاها در داخل کشور کپی میشود و هیچ کس هم با آنها تا به امروز برخورد قانونی نکرده است.
اما با خواندن این جمله نکته دیگری هم به ذهنم رسید؛ در شرایطی که ما برای کالاهای فرهنگی و هنری خودمان و حفظ حقوق و مالکیت معنوی و مادی هنرمندان و خالقان این آثار هنوز هیچ قانون دقیق و با ضمانت اجرایی بالا نداریم؛ آن سوی دنیا لبنیاتیهایشان حتی در فکر حقوق ادبی و هنری خودشان هستند!
سینا علی محمدی / دبیر گروه فرهنگ و هنر
حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....