آنها پا به پای مادربزرگ و پدر و مادرم در مراسم سوگواری شرکت میکردند و حاجت هم میگرفتند؛ این را به چشم خودم دیدهام. در کودکی فکر میکردم امام حسین(ع) برای مسیحیها هم هست، هر چند در اصل در محضر لطف الهی از هم جدا نیستیم. چشمگیرترین خاطره من، توسل خالصانه همسایههای مسیحیمان بود.
دوستان دوره کودکیام واروژ و خاچیک مریض شده بودند و توسل و ذکرهای پدر و مادرشان در مراسم عزاداری امام حسین(ع) هنوز در خاطرم هست. امروز هم در کنار مجموعههای شاهنامه و مثنویخوانی، لالاییها و نوحهخوانیهای عاشورا را از روستاها و شهرهای مختلف کشورمان جمع کردهام و بهصورت دو مجموعه «با عاشورا» و «ذوالجنان آمد بیسوار» منتشر شده است. این نوحهها و ملودیها میراث ارزشمند فرهنگی و زیرخاکیهای دینی و ملی ماست که باید حفظ شود. همان نشانههایی که باخ هم از نواهای مردم خود گرفت. این ملودیهای سرگردان و گنجهای پنهان به قدمت 600 سال هستند که به مقام پاک مردم تقدیم کردهام تا برای عزاداری از آهنگهای سخیف و بیارزش استفاده نکنند و از فضای اصلی عاشورا دور نشوند.
آخرین تمرینهای تیم ملی فوتبال در سایه حمایت فوقالعاده مردم مکزیک
حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....