گرجیها چهرههای مهربان و رفتار دوستانهای دارند و در کمک به کوله به پشتان بیدریغ هستند. اگر مهمان یکی از آنها هستید بهتر است از قبل چندتایی «آرزو» آماده کرده باشید، چرا که قبل از خوردن و نوشیدن هرچیزی از شما میخواهند که «make a wish» کنید.
عصر روز بعد برای دیدن بازار بزرگ تفلیس با آستهآ (همسفرم) همراه میشوم. یک محوطه بزرگ، شبیه به همه بازارهای قدیمی، با انبوهی از مغازههایی که جنسها را به قیمت ارزانتر میفروشند و مردمی که با کیفها و سبدهای پر از آن بیرون میآیند. آستهآ که اهل اکراین است یک سالیاست که در یک NGO در تفلیس مشغول به کار است و در کنار آن تلاش دارد که زبان گرجی را هم یاد بگیرد. او را میبینم که دارد با اندوخته اندک زبان گرجی و لهجه مخصوص بهخودش با فروشندهها چانه میزند و زیربار قیمتهای بالایشان نمیرود. آنها که با دیدن موهای بلوندش بهعنوان یک خارجی بیاطلاع سعی دارند اجناسشان را چند برابر به او بفروشند. ساعتی بعد با کیسههای خرید از بازار بیرون میآییم، مترو سوار میشویم و کمی بعد از میوهفروشی نزدیک خانه کمی جعفری و نعناع و بوتهای سیر میخریم تا با لوبیا سبزهای تازهای که در خانه داریم یک پلوی ابتکاری محصول مشترک ایران و اکراین بپزیم.
خاچاپوری غذای محبوب گرجیهاست. شکل معمول آن در تمام شهرهای گرجستان پیدا میشود. به این ترتیب که پنیر مخصوصی را لای خمیر پهن شده نان میگذارند و اطراف خمیر را کاملا میپوشانند تا پنیر در حین ذوب شدن در اجاق مخصوص از داخل آن بیرون نریزد. پیشنهاد من این است که بگذارید خاچاپوری کمی سرد شده و خودش را بگیرد. در غیر اینصورت داغی پنیر تمام مسیر دهان تا معدهتان را میسوزاند و جز درد طعم دیگری باقی نمیگذارد.
علاوه بر خاچاپوری که در منوی همه رستورانهای بزرگ و اغذیه فروشیهای کوچک وجود دارد، بهترین کیکهای میوهای را میتوان در نانواییهای شهر، در خیابانها، زیرگذرهای عابران پیاده و زیرزمینهای مترو پیدا کرد،
آنهم اغلب به قیمت یک تا دو لری. نانواییهایی هم هستکه در زیر زمین ساخته شده و نوعی نان را که خواهرخوانده نان بربری، اما لوزی شکل است از سوراخ کوچکی که همسطح زمین است به مشتری تحویل میدهند. برای خرید این نان سنتی گرجی که کمتر از یک لری است یک رسید کامپیوتری تحویلتان میدهند که از دستگاه کوچکی در کنار تنور و در همان زیرزمین بیرون میآید.
گداها در تمام شهر پراکندهاند. زنهایی که سرتاپا سیاه پوشیده و در99درصد مواقع گدا هستند. بیشتر مارکتها و خیلی از مغازهها و فروشگاهها را زنها میگردانند. نان پختن اما کاری مردانه است. آشپزی در رستورانها هم به عهده مردهاست ، گرچه زنها هم در این کار فعالیت دارند.
...ادامه دارد
سمیه مومنی
مرور بزرگ ترین جنجال های تاریخ جام جهانی (8)