حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....
«شاه بیشین» یک روایت داستانی است که محمدکاظم مزینانی آن را با قلم زیبای خود خلق و سوره مهر آن را منتشر کرده است. این رمان، زندگی محمدرضا پهلوی را از انتها به ابتدا نقل میکند؛ زمانی که محمدرضا پهلوی در بستر بیماری است و روزهای پایانی عمر خود را میگذراند، از روزهایی که با سرطان دست و پنجه نرم میکند.
راوی داستان انگار کنار تخت محمدرضا نشسته و خاطرات شاه را با او در میان میگذارد. روایت دوم شخص برای این داستان خواننده را به محمدرضا پهلوی آنچنان نزدیک میکند که انگار خواننده در لحظهلحظه زندگی شاه حضور دارد؛ به میز کارش، به مهمانیهای شبانه و خصوصی، به تختخوابش و به گفتوگوهای شخصی و خصوصی او با خانوادهاش و حتی زمانهایی که شاه تنها پشت میز و روی تخت سلطنت نشسته و کسی دور و برش نیست.
برخی از اتفاقاتی که شاید در زندگی شاه بسیار مهم باشد آنقدر ظریف و دقیق و در عین حال مستند روایت شده است که گاه خواننده خود را در مقابل یک فیلم سینمایی بسیار پرحادثه و جذاب میبیند و حواسش نیست که یکصد صفحه از کتاب را خوانده و پاسی از شب هم گذشته است؛ اتفاقاتی مثل مراسم ازدواج بسیار پرهزینه و پرزرق و برق شاه با فرح دیبا.
«شاه بیشین» روایتی است از کسی که روزگاری گمان میکرده او و سلطنتش زوالناپذیرند. داستانی از حقارت و تنهایی شاهی که دور از سرزمینش روی تخت یک بیمارستان افتاده و از آن همه ابهت و شوکت پوشالی او هم خبری نیست. راوی داستان از همان ابتدا خواننده را کنار تخت شاه میبرد:
«تیغ جراحی شکم شاهانهات را میشکافد و ردی از مایع لزج بر جا میگذارد. چنگک فلزی لبههای زخم را عقب میکشد و حفرهای کبود در شکمت دهان باز میکند... اکنون چون یتیمترین پادشاه جهان روی تخت اتاق عمل خوابیدهای و تمامی چرکابههای ملی و میهنی در اندرونت رسوب کرده، چرا که به عنوان آخرین پادشاه تمامی عارضههای موروثی سلسله پادشاهی جلالت مآب این سرزمین باستانی را به ارث بردهای».
در ادامه، راوی داستان همانگونه که با زاویه روایت دوم شخص با شاه در حال گفتوگوست او را و در واقع خواننده داستان را به سالهای بسیار دور برمیگرداند؛ زمانی که رضا شاه با چکمههای مشهورش در حال گفتوگو با ولیعهد خود است.این رفت و برگشتها آنقدر در طول داستان زیبا و استادانه طراحی شده است که خواننده براحتی در مییابد که الان راوی داستان با کدامیک از شخصیتهای داستان در حال گفتوگوست.
«شاه بیشین» یک روایت زیبا و خواندنی است از شاهی که در انتهای داستان فقط یک «آه» از او باقی میماند؛ کتابی که میتوانیم آن را به عنوان یک پیشنهاد خواندنی با شما در میان بگذاریم.
حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....