در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
او هم مثل همیشه برایم غذا آورد و من هم خوردم. ساعتی بعد از خوردن غذا سرم گیج رفت و دیگر چیزی نفهمیدم تا اینکه نیمههای شب بههوش آمدم و دیدم خانهام به هم ریخته است و از مرجان خبری نیست. بعد هم خانه را بررسی کردم و فهمیدم خودروی تویوتای کمریام به سرقت رفته است.
من تازه فهمیدم مرجان با خوراندن غذای مسموم مرا بیهوش کرده و علاوه بر خودروی گرانقیمت، یک سرویس قیمتی برلیان هم دزدیده است. هنوز ساعتی از شکایت مرد پولدار نگذشته بود که وی دوباره به دادسرا آمد و به قاضی پرونده گفت: وقتی از دادسرا به خانهام رفتم، دیدم خودروام جلوی در پارک شده است. بعد از این بود که مأموران پلیس تحقیقاتشان را دنبال کردند و دریافتند مرجان شب قبل مراسم عروسیاش را برگزار کرده و امروز هم همراه شوهرش به ماه عسل رفته است.
بررسیهای پلیس ادامه داشت تا اینکه مرجان خودش را به دادسرا معرفی کرد و با اعتراف به سرقت خودرو و سرویس طلا، به قاضی پرونده گفت: من چند سال است که در خانه این زن و شوهر پولدار کار میکنم. مدتی پیش من با فرهاد که او هم نظافتچی ساختمان دیگری است، عقد کردم تا اینکه دو هفته قبل قرار شد مراسم عروسی بگیریم و به خانه خودمان برویم. بعد من موضوع عروسیمان را به طوبی خانم گفتم و از آنجایی که آنها چند خودروی لوکس خارجی دارند، خواستم برای شب عروسیمان خودروی کمریشان را به مدت یک شب به من و شوهرم امانت دهد.
طوبی که زن دست و دل بازی است، قبول کرد و حتی قرار شد از نظر مالی هم به من کمک کند. من خیلی خوشحال شدم و بلافاصله به شوهرم و خانوادهام گفتم که برای شب عروسی خودروی صاحب کارم را خودروی عروس میکنیم. تمام برنامههای عروسی ما هماهنگ بود تا اینکه طوبی برای دیدن فرزندانش به اروپا رفت. زن صاحبخانه قبل از رفتنش از شوهرش خواست شب عروسی خودروی کمری را برای یک شب به من بدهد و او هم قول داد تا این کار را بکند. شب قبل از عروسی وقتی برای گرفتن خودرو به خانه آنها رفتم، مرد پولدار زیر قولش زد و خودرو را به من نداد. با شنیدن جواب منفی او، تمام برنامههای ما به هم ریخت و احساس کردم آبرویم پیش مهمانها و اقوام خواهد رفت. به همین دلیل با همدستی شوهرم نقشه سرقت را طراحی کردیم. ما تصمیم گرفتیم برای مدت کوتاهی او را بیهوش کنیم تا براحتی خودرواش را سرقت کنیم.
ظهر روز حادثه مقداری قرص خواب آور تهیه کردم و وقتی او به خانه آمد و غذا خواست، در غذای او ریختم. ساعتی بعد او به خواب رفت و من و شوهرم خودرو کمری را سرقت کردیم. ما بلافاصله خودرو را به گلفروشی بردیم و آن را برای شب عروسی تزئین کردیم. ما قصد سرقت نداشتیم و فقط برای چند ساعت صاحب کارم را بیهوش کردیم تا با خودروی او مراسم عروسیمان را برگزار کنیم.
بنا به این گزارش، در نهایت به دستور قاضی پرونده تازه داماد و عروس با قرار قانونی بازداشت و روانه زندان شدند.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: