حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....
در سالهای دهه 70 همیشه یکی از دلگرمیهای من دیدن ایشان در کلاسهای انجمن (در ساختمان ایرانشهر) بود.
سرمایه اصلی استاد واشقانی صداقت بود. در کمال سادگی با رفتار متواضعانه خویش نشان میداد که هنوز ذات و شخصیت با صفای انسانهای کویر را در وجود خود حفظ کرده و زرق و برق شهر و غوغای تفاخر و آدابدانی مصنوعی نتوانسته ذرهای در وجود خاکسارانه و متواضعانه وی رخنه کند.
براستی سادگی و صمیمت برای استاد واشقانی مانند کفهای ترازو بود که کفه دیگر ظرف وجودی وی را استادی بینظیر او در خط نستعلیق تکمیل میکرد. هنرش مانند خودش مردمی بود. در فروشگاههای محلهای که وی در آن زندگی میکرد خطوط پرمعنی ایشان به شکل زیبایی به قابآراسته شده بود و برای اهل معنی انبساط خاطر دلنشینی را به دنبال میآورد.
هرگز جایگاه و مرتبه استادی او را از صفای سادگی و افتاده حالی درونی دور نکرد. برای هنرجویان خود نقش پدری مهربان را داشت. از پیشکسوتان انجمن خوشنویسان ایران بود و جانشین استاد حسین در کلاس مشق او به شمار میآمد. شخصیت متین، حسن تدبیر و کولهباری از تجربه در فراز و نشیب روزگار و زندگی از وی مردی آرام و با حوصله ساخته بود و به همین دلیل همیشه در چالشها و کشاکشهای انجمن خوشنویسان نقش پدرانه خود را ایفا میکرد.
استاد واشقانی کارنامهای پر برگ از شاگرد پروری و تربیت خوشنویسان بزرگ دارد که امروزه روز در کسوت استادی هستند. استاد واشقانی در خط نستعلیق آینهداری شایسته برای شیوه استاد حسین و استاد حسن میرخانی بود، به طوری که میتوان ملاحظات فنی آن دو زندهیاد را در شیوه تلفیقی استاد واشقانی تماشا کرد.
افزون بر توفیق شاگرد پروری استاد واشقانی در حوزه کتابت و قطعهنویسی و چاپ کتابهای خط دارای تلاش قابل توجهی بوده که گذرا و در حوصله این یادداشت به موارد چاپ شده اشاره میشود:
کتاب نستعلیق ترجمه کامل قرآن کریم، کتاب دیوان باباطاهر همدانی، کتاب کلک مشکین، چشمه خورشید، آیت مهر، مشق مشکین.
بدون تردید رهآورد روحیه بالای او در دلدادگی به اهل بیت علیهمالسلام و عشق به عرفان و ادب فارسی همانا تن دادن به رضای الهی و تسلیم امر پروردگار بودن وی بود که روح خود را پروانه سان گرد شمع معبود ازلی به گردش درآورد و روز گذشته ندای حق را لبیک گفت. شمع وجودش از پرتو انوار الهی پر نور و روح پاکیزه او مرغ شاخسار طوبی در بهشت رضوان باشد.
کاوه تیموری / مدرس انجمن خوشنویسان
حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....