در طول سالهای گذشته به دلیل متمرکز نبودن تصمیمگیریها و انفعال در برابر رویدادهای دنیای مد و پوشاک که یکی از صنایع پردرآمد در دنیا به حساب میآید، بسیاری از فرصتها از بین رفت و درصد قابل توجهی از بازار 75 میلیونی کشور در اختیار تولیدکنندگان خارجی با انواع برندها قرار گرفت. اکنون روند واردات پوشاک به شکلی است که حتی تعیین تعرفههای بالا برای واردات پوشاک خارجی نیز نمیتواند از واردات پوشاک جلوگیری کند، چرا که نیاز مصرفی راه خود را از مجاری غیررسمی به کشور باز میکند و این آمار به حدی است که گفته میشود 70 درصد پوشاک کشور از طریق قاچاق تامین میشود. اما براستی چرا کشورمان که زمانی در صنعت نساجی حرفی برای گفتن داشت، نتوانست همگام با دیگر کشورها توسعه پیدا کند و بازارش را به دست تولیدکنندگان چینی و ترک و... داد؟ از منظر زیباشناسی و هنر، نقش و نگارهای هنر ایرانی و مدلهای سنتی آنقدر دارای جذابیت است که اگر بخوبی از آنها در طراحی لباس استفاده شود، میتوان تحولی در دنیای مد ایجاد کرد. نمونه بارز آن گرایش بسیاری از خانمها در این روزها به استفاده از مانتوهایی با نقش و نگارهای سنتی است و این موضوع نشان میدهد که اگر طراحان مطرح مد و طراحان هنری و گرافیک کشور را دعوت به همکاری کنیم، میتوانیم با تلفیق هنر اسلامی و ایرانی در دنیای مد حرفهای زیادی برای گفتن داشته باشیم، اما گسترش این الگوها نیاز به توجه مسئولان برای حمایت از این بخش دارد و شاید حتی بتوان با اختصاص دادن بخشی از بودجههایی که صرف امور امر به معروف و نهی از منکر برای رعایت پوشش مناسب میشود، به ترویج پوششهایی مناسب در جامعه کمک کرد. همچنین میتوان با کاهش هزینههای تولید، الگوها و طرحهای ارائه شده را تحت نام یک برند مشخص به تولید انبوه رساند، چرا که برندسازی زمینهای را فراهم میکند تا مردم با اطمینان بیشتر به خرید اقدام کنند و شناخته شدن یک برند ایرانی کمک خواهد کرد تا محصولات تولید شده حتی بتواند به کشورهای منطقه که اکثرا مسلمان نیز هستند را ه پیدا کند.نکته مهم دیگر این است که بهترین کالاهای تولیدی هم نیاز به تبلیغ و عرضه گسترده دارد و راهاندازی فروشگاههای عرضه دائم میتواند برای استفاده از این مدلها راهگشا باشد.
سیما رادمنش / گروه فرهنگ و هنر