امید برک که به قاتل سریالی زنان کرج معروف بود، در جلسه محاکمه در برابر آماج اتهامات قتل و تجاوز و سرقت فقط به یک چیز فکر میکرد؛ غیراز تبرئه همسرش مریم خواسته دیگری نداشت.
امید در روز محاکمه در پایان هر پاسخی که به سوالات هیات قضات میداد، تاکید میکرد همسرش در این قتلها به او کمک نکرده و بیگناه است و مکرر خواستار آزادی ساحره شد و بارها تاکید کرد همسرش تنها زنی است که او دوستش داشته است.
امید برک متولد سال ۱۳۶۴، باسواد، مسافرکش، اهل قزوین و دارای سابقه کیفری، بدون فرزند، به اتهام ده فقره قتل، علاوه بر قتل، مرتکب تجاوز به مقتولان نیز شده بود.
امید در تاریخ سوم دی ۸۵ در لنگرود اولین زن را قربانی کرد. مقتول، فاطمه نام داشت و بعد از اینکه به دست امید به قتل رسید اموالش از جمله مقداری طلا توسط قاتل به سرقت رفت. دومین قتل نیز در آستانه اشرفیه اتفاق افتاد. امید، زنی به نام جلیله را در بیست و هشتم دی ۸۵ به قتل رساند و سپس پول و جواهراتش را به سرقت برد. چند ماه بعد امید از شمال کشور به کرج نقل مکان کرد و این بار قتلها را در این شهر آغاز کرد. سومین قربانی امید، زنی به نام مبارکه بود که در بیست و دوم بهمن ۸۶ به قتل رسید و جسدش در مهرشهر کرج رها شد و اموالش به سرقت رفت. رقیه، چهارمین قربانی این قاتل سریالی بود که جنازهاش در هشتگرد پیدا شد. این زن در بیست و سوم بهمن ۸۶ به قتل رسید.
پنجمین قربانی امید، زن جوانی به نام لیلا بود و جسدش در کمالشهر کرج پیدا شد. او نیز مانند سایر مقتولان خفه شده و جسدش در کنار خیابان رها شده بود. ملیحه ششمین قربانی امید بود، او هم زنی جوان بود که در بیست و چهارم اردیبهشت 87 کشته و جسدش در کمالشهر پیدا شد. فریده و مریم، هشتمین و نهمین قربانی این مرد بودند که خرداد 87 به قتل رسیدند. پیکر فریده اطراف فرودگاه پیام کشف شد. امید در ادامه قتلهایش به سراغ دختری به نام الهام رفت و به فاصله ۱۹ روز از قتل فریده این دختر را از پا درآورد و جسدش را در کمالشهر رها کرد.
دهمین جنایت که باعث دستگیری امید شد، قتل زنی به نام فرحناز بود که دوم تیر 87 رخ داد و جنازه قربانی در قزلحصار پیدا شد و تنها چند روز بعد علیرضا اکبرشاهی، فرمانده نیروی انتظامی استان تهران در بیست و یکم تیر در کنفرانسی خبری از دستگیری قاتل سریالی زنان کرج خبر داد و گفت: «پلیس با انجام اقدامات اطلاعاتی موفق به شناسایی مخفیگاه این مظنون در یکی از استانهای کشور شد و با اعزام یک تیم ویژه به محل مورد نظر، نامبرده را در روز چهارشنبه نوزدهم تیر دستگیر و به استان تهران منتقل کرد.»
در جلسه محاکمه نماینده دادستان تقاضای اشد مجازات را برای امید و همسرش مطرح کرد، چون ساحره متهم دوم بود و از نظر دادسرا متهم به معاونت در هفت فقره قتل، شش فقره سرقت و مخفیکردن ادله جرم و لباسها و وسایل شخصی مقتولان و مباشرت در ده فقره فروش مال مسروقه بود.
امید و ساحره در روند رسیدگی ثابت کردند قاتل سریالی هم میتواند آنقدر عاشق باشد که همسرش پس از اثبات جرایمش از عشقی که شوهرش به او دارد، حرف بزند. حتی خود قاتل هم از مهربانیهای همسرش و همراهی او به خاطر عشق بگوید. در ادامه، بخشی از مصاحبه امید را که در حضور همسرش انجام شده میخوانید.
قتل زنان را از چه سالی شروع کردی؟
از سال 85 شروع کردم. اول در شمال و بعد به کرج آمدم و کارم را ادامه دادم.
با چه انگیزهای قتلها را انجام میدادی؟
من از زنانی که خیانت میکردند بدم میآمد. من با زنانی که سوار ماشینم نمیشدند کاری نداشتم. فقط زنانی را که با انگیزههای بد سوار ماشینم میشدند، میکشتم.
زمانی که قتل زنان را شروع کردی همسر داشتی؟
قبل از ازدواجم این قتلها را شروع کرده بودم. بعد که ازدواج کردم، تصمیم گرفتم سالم زندگی کنم چون ساحره را بسیار دوست داشتم. ما به کرج آمده بودیم که بتوانیم راحت زندگی کنیم. این پیشنهاد من بود، اما بعد از مدتی کاری که یک زن با من کرد باعث شد باز هم انگیزه در من به وجود بیاید و جنایات را از سر بگیرم.
چه اتفاقی باعث شد امید یک قاتل سریالی شود؟
تازه ازدواج کرده بودم. از طریق مسافرکشی سعی داشتم زندگیام را تامین کنم. یک روز زنی را به عنوان مسافر سوار ماشین کردم. میخواستم از راه میانبر بروم که یکدفعه زن مسافر داد و فریاد به راه انداخت و من را متهم به این کرد که قصد دارم او را بدزدم و به او تجاوز کنم، اما حرفهایش پایه و اساس نداشت. با شکایت این زن دستگیر شدم و مدتی بازداشت بودم. آن زن از من 150 هزار تومان خواست تا رضایت بدهد. من این پول را نداشتم که بدهم به همین خاطر مدت زیادی در زندان ماندم. از آن به بعد بود که تصمیم گرفتم چنین زنانی را بکشم، چون او زنی خیابانی بود و قصد داشت از من اخاذی کند.
رابطهات با خانوادهات چطور بود؟
پدر و مادرم همدیگر را دوست نداشتند، همیشه با هم دعوا میکردند. اختلافات آنها خیلی زیاد بود و من چیزی از محبت پدر و مادرم متوجه نشدم. درگیریهایشان آنقدر شدید بود که هیچ توجهی به من و خواهر و برادرانم نداشتند. من از پدر و مادرم دل خوشی نداشتم.
اختلاف آنها بر سر چه مسالهای بود؟
پدرم همیشه فکر میکرد مادرم به او خیانت میکند و هر وقت مادرم از خانه بیرون میرفت پدرم عصبانی میشد و با هم دعوا میکردند.
به نظر خودت مادرت این کار را میکرد؟
نمیدانم شاید.
رابطهات با همسرت چطور بود. آیا به او اعتماد داری؟
همسر من زن خوبی است و من عاشقانه او را دوست دارم. او نسبت به من همسر وفاداری بوده.
در اعترافاتت گفتهای که زنها را به خانه میبردی. در آن زمان همسرت در خانه بود؟
نه، نبود. من زمانهایی را انتخاب میکردم که همسرم نباشد. بعد زنی را که سوار ماشین کرده بودم به خانه میبردم.
همسرت چطور متوجه این ماجرا شد؟
یادم میآید در قتل سوم تمام ماجرا را به او گفتم. البته خودش متوجه شده بود و من را سوالپیچ میکرد. من هم تصمیم گرفتم تمام واقعیت را به او بگویم. به همسرم اطمینان دادم عاشق این زنان نیستم و او تنها زنی است که در زندگی مرا عاشق کرده است و بعد از او کمک خواستم.
همسرت به تو اعتراضی نکرد؟
به من گفت این کار را نکنم، اما بعد که دید فایده ندارد چارهای جز همکاری با من ندید.
در اعترافات اولیهات گفته بودی همسرت با تو همکاری نداشته است. چرا؟
چون من عاشق ساحره هستم و نمیخواهم به او آسیبی برسد. من دوست نداشتم او بازداشت شود. ساحره به خاطر من درگیر این مساله شده بود. البته او در قتلها هیچ نقشی نداشت و فقط در فروختن اموال قربانیان به من کمک میکرد.
اگر دستگیر نمیشدی باز هم آدم میکشتی؟
بله، ادامه میدادم. این زنها خیانت میکردند.