حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....
انگار فیلمهای سوپرمارکتی همان کارکردی را پیدا کرده است که زمانی «کارت ماشین و موتور» برای بچههای دهه 60 داشت.
نکته قابل توجه این است که محتوا و طیف فیلمهای سوپرمارکتی میان محصولات صداوسیما و ماهوارهها تعریف میشود.
والدین هم به دلیل قانونی بودن و عرضه علنی در سوپرمارکتها نمیتوانند و نمیخواهند کودکانشان را از دیدن و خرید این فیلمها منع کنند.
فیلمهای سوپرمارکتی تقریبا همگی طنز است، یا به بیان بهتر شبیه طنز با مضمونها و بازیگران تکراری، پربسامدترین نامها در این فیلمها از این قرار است: پول، ازدواج، لودگی، میلیاردر شدن، عشق و رقابت عشقی، خواستگاری، عروسی، دزدی، ارثیه، خلافکاری، پیرمرد پولدار و ....
فیلمهای سوپرمارکتی آنقدر دمدستی است که علاقهمندان حرفهای و حتی نیمهحرفهای سینما را جذب نمیکند و صرفا برای کودکان و نوجوانان ذوقزده از عناوین جنجالی این فیلمها، جذابیت دارد، چه بخواهیم چه نخواهیم، فیلمهای سوپرمارکتی، رسانه جدید طیف وسیعی از نوجوانان و کودکان شده است، بخصوص کودکان و نوجوانان طبقه متوسط و زیرمتوسط؛ فقط کافی است چند دقیقه در مقابل قفسه فیلمهای سوپرمارکتی متوقف شوید تا مخاطبان اصلی آن را با چشم خودتان ببینید و بشناسید. واقعیت این است که بسیاری از بچههای نسل امروز با فیلمهای سوپرمارکتی بزرگ میشوند، بسیاری از کودکان و نوجوانان نسل جدید، سینما، ارتباطات، اجتماع، اقتصاد، رابطه با جنس مخالف، تکیهکلامها، سبک و سیاق زندگی را از دریچه «فیلم های سوپرمارکتی» میبینند و یاد میگیرند، اما قفسه پرمشتری و پرمخاطب فیلمهای سوپرمارکتی، این رسانه جدید، میتواند فقط شبهطنزهای صرفا سرگرمکننده نباشد، کدام نهاد «قدر» این رسانه جدید ـ با همه فرصتها و تهدیداتش ـ را میداند؟
بهمن هدایتی / جامجم
حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....