سینا علی محمدی / گروه فرهنگ و هنر

دو نما از یک صحنه

پاییز 1383 بود، آن سال‌ها حیاط بزرگ و باغ مانند انجمن (خانه) شاعران ایران در منطقه قلهک تهران صفا و رونق ویژه‌ای داشت.
کد خبر: ۵۱۲۱۹۸

برخی معتقدند آن فضای پُر تحرک و پُر نشاط ریشه در ارتباط و همراهی خوب مدیران وقت ارشاد با اعضای هیات مدیره این انجمن داشت که از نظر دیدگاه‌های سیاسی قرابت بیشتری با هم داشتند و به تبع بودجه و امکانات بهتری در اختیار اعضای انجمن شاعران ایران قرار می‌گرفت؛​ اما صفایش به هیچ عنوان وامدار مسائل مالی نبود بلکه نفس گرم و رفت و آمد بزرگانی چون استاد مشفق کاشانی، روانشاد قیصر امین‌پور و... باعث شده بود تا اغلب شاعران جوان، این خانه تاریخی را پناهگاهی برای خود احساس کنند و عصر پنجشنبه که از راه می‌رسید اعضای دفتر شعرجوان دور​ قیصر امین‌پور حلقه می‌زدند و تازه‌ترین شعرهایشان را برای او که مدرس کارگاه دفتر شعر جوان بود، می‌خواندند و قیصر هم لابه‌لای هر شعر نکته و نقد و نظری را بیان می‌کرد.

یکی از همین پنجشنبه‌ها بود و دوره نهم دفتر شعر جوان که من هم یکی از اعضای آن بودم. شعر تازه‌ای سروده بودم که در آن برخی تعابیر متفاوت و نو به کار رفته بود. بی‌صبرانه منتظر بودم تا کارگاه شروع شود و آن را برای قیصر بخوانم.

وقتی شعر را خواندم به دلیل برخی هنجارگریزی‌های زبانی و آشنایی‌زدایی‌های مضمونی که داشت خوشایند دیگر اعضای جلسه و شاعران جوان قرار نگرفت و شروع به مطرح کردن برخی انتقادها کردند. صحبت‌ها و تبادل نظر اعضا درباره شعر من که تمام شد، مثل همیشه نوبت به قیصر امین‌پور رسید تا جمع‌بندی کند و نکته‌ای بر نکات مطرح شده بیفزاید.

پیش‌بینی می‌کردم قیصر هم تند و منتقدانه با این شعر برخورد کند، اما در کمال تعجب او با لحنی آرام اما محکم با اشاره به ترکیب «آسمان بی‌انصاف» و «جغرافیای بی‌جهت» که در شعر من بود این ترکیب‌سازی‌های نو و برخی جسارت‌های زبانی را به عنوان لازمه یک شعر موفق برشمرد.

قیصر در آن عصر پنجشنبه به شاگردانش آموخت جسارت، مهم‌ترین مولفه شعر جوان امروز است، اگرچه بلافاصله تاکید کرد در پشت هر آشنایی‌زدایی باید ضرورتی نهفته باشد و ساقه‌های جوان هر نوآوری هم ریشه در سنت داشته باشد که اگر غیر از این باشد به قول او خانه‌ای روی آب بنا کرده ایم که در گذر زمان استوار نخواهد ماند.

دوباره پاییز 1383؛ همان حیاط باغ مانند اما این بار در کوچه پس‌کوچه‌های محله تجریش، خانه‌ای که در انتهای حیاطش اتاقکی ساده ساخته شده بود که با یک بخاری نفتی گرم می‌شد و بانویی سالخورده که پشت میز کوچکی روی زمین ​ میان ازدحام کتاب‌ها نشسته بود. آن روز هم دو شعر برای طاهره صفارزاده خواندم؛ شعرهایی که مضمونی دینی داشت​ و او نکته‌ای دیگر​ به من آموخت و پس از شنیدن شعرها گفت: «افلا یتدبذرون القرآن» و بلافاصله تاکید کرد که تدبر در آیات، امر صاحب قرآن مجید است. اگر شعر قرآنی و دینی هم می‌گویید باید شعری باشد که مخاطب را به تدبیر در باب آیات الهی هدایت کند. شاعر امروز باید به علوم مختلف آگاه باشد و قرآن تنها کتابی است که جامع خرد است.

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها