در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
تنها هستم؛ مثل تکدرختی در مسیر گردبادهای هراسان، مثل قطرهای که با شلاق توفان در جزر و مد دریا بالا و پایین میپرم تا به ساحل صخرهای سر بزنم.
تنها هستم، مثل گنجشکی که بالهایش را به باران سپرده باشد در یک صبح سرماریز زمستانی روی شاخه پیردرختی تنها، در کوچهای بنبست.
تنها هستم مثل خودم. مثل خودت. مثل خودمان و در میان انبوه آدمها، قدمهایم را میشمارم به تنهایی، و ترانههای کودکیام را در گوش آجرهای ساکت خیابان زمزمه میکنم.
احساس میکنم بارانی که خیسم کند، مرا برویاند و به آسمان برساند، دستی که مرا به بهار معرفی کند، هنوز متولد نشده است. هنوز باید دل بسپارم به انبوه آدمها که ساکت در پیادهرو از کنارم رد میشوند و گاه با چشمهایی شیشهای و مات مرا برانداز میکنند و آنگاه سر در گریبان سکوت قدمآهسته میروند.
من تنها فرزند یک خانواده پرسروصدا هستم. من نازپرورده خانوادهای هستم که به نازکای خیالشان هم خطور نکرده است که تنهایی مختص خداست «لم یلد و لم یولد» تنها درباره اوست. من دستهایی دارم که باید کسی آنها را بگیرد تا برخیزم. کسی باید زمزمههای تنهاییام را بشنود آنگاه که میسرایم:
مهربانم بگیر دستم را
دوست دارم دوباره برخیزم
مهرباندستهایی که از جنس خودم باشد، کسی که با لبهای مادرزادیام صحبت کند و با لهجه من بخندد.
چه شاعرانی که ندانسته سرودند:
«دلا خو کن به تنهایی که از تنها بلا خیزد»
آری، من نجوا میکنم که چرا باید تنها فرزند خانواده باشم؟ حق من است که دستهای برادرم را بگیرم، او را به پارک ببرم تا سرسرهبازی کند. حق دارم برای خواهرم گلسر بخرم و در مراسم عروسیاش با تمام سلولهایم خوشحال شوم. پدر، مادر! با کدام اجازه این حق را از من دریغ کردید؟ کدام قانون به شما اجازه داده است که نهتنها من که فرزندانم را نیز از خانوادهای گسترده محروم کنید؟ من حق دارم همبازی و همراهی به نام برادر یا خواهر یا هر دو را داشته باشم و فرزندانم حق دارند با تمام وجود عمه، خاله و داییهایشان را فریاد شوند. سر روی زانویشان بگذارند و لبخند بزنند.
من با این مردمان سکوت، این کت و شلوارهایی که در تنهاییشان لبخند میزنند، خیلی محرم و مهربان نیستم.
هر دو پیش هم اما دور از همیم، آخر
تو مرا نمیفهمی، من تو را نمیدانم
پدر! مادر! حق من است که برادری داشته باشم تا مرا بفهمد و لبخندهایم را زندگی کند.
علی بارانی
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: