حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....
به گزارش جامجم، پانزدهم شهریور امسال جعفر رحمتی وقتی متوجه شد دو جوان کیف مردی را دزدیدهاند، به تعقیبشان پرداخت و طی درگیری با دزدان، کیف را از آنها پس گرفت.
سارقان که در این جدال ناموفق مانده بودند، با دیدن افراد رهگذری که به سمتشان میآمدند، سوار موتورسیکلت شده و متواری شدند و مرد رفتگر نیز کیف را به صاحبش پس داد.
در پی فداکاری رفتگر که با به خطر انداختن جان خود، کیف حاوی چکپول را از سارقان پس گرفته بود، روز گذشته خبرنگار ما با او گفتوگویی انجام داد که می خوانید.
از خودت بگو.
63 سال دارم. دارای پنج فرزند دختر و پسر هستم که یکی از دخترانم ازدواج کرده است. من و خانواده شش نفرهام در یک خانه اجارهای در منطقه فردیس کرج زندگی میکنیم. پیش از این در کرمانشاه زندگی میکردیم. حدود 11 سال پیش به کرج آمدیم. من به عنوان رفتگر در واحد خدمات شهری شهرداری فعالیتم را شروع کردم.
چگونه متوجه سرقت کیف شدی؟
صبحها نظافت در محدوده منطقه 10 کرج را انجام میدهم. مردم همه مرا میشناسند و با خوشرویی با من رفتار میکنند. پانزدهم شهریور امسال ساعت 10 و 45 دقیقه بود که هنگام نظافت در یکی از محلهها متوجه دو موتورسوار شدم که بسرعت وارد کوچه شدند. با ظنین شدن به آنها، تعقیبشان کردم و دیدم آنها با پارچه صورتهایشان را پوشاندهاند و میان شمشادها نشسته و کیف مشکی رنگی را باز کردهاند و محتویات آن را جستجو میکنند. دیگر اطمینان یافتم آنها کیف را دزدیدهاند.
از نحوه درگیری با دزدها و کشف کیف دزدی بگو؟
به آرامی به سارقان نزدیک شده و قصد سد کردن راهشان را داشتم که آنها متوجه حضور من در کوچه شدند. با بیلی که همراه داشتم ضربهای به آنها زدم که به سمتم حملهور شدند و درگیری بین ما بالا گرفت. با صدای فریادهای من، چند رهگذر متوجه ماجرا شدند و به سمت ما آمدند. در این موقع همچنان با دزدها گلاویز بودم تا کیف مسروقه را پس بگیرم و مانع فرارشان شوم. بسختی کیف را از چنگ سارقان بیرون آوردم و آنها که دستپاچه شده بودند، از ترس دستگیری در حالی که صورتهایشان را با پارچه بسته بودند، سوار موتورشان شدند و فرار کردند.
مالباخته را چگونه پیدا کردی ؟
چک، پول، اسناد و مدارک، کارت اعتباری بانکی، کارت سوخت و... همراه یک دفترچه تلفن، محتویات کیف بود. با شماره تلفنهای موجود در دفترچه تماس گرفتم، اما برخی از آنها پاسخگو نبودند تا سرانجام در تماس با یکی از شمارهها که عموی صاحب کیف بود، توانستم مالباخته را پیدا کنم، او به ملاقاتم آمد و کیف را به وی پس دادم. سارقان بخشی از پول موجود در کیف را دزدیده بودند. سپس از مالباخته یک برگه رسید مبنی بر تحویل کیف دریافت کردم.
ممکن بود در این درگیری دچار مشکل شوی، چرا برای پس گرفتن کیف جان خود را به خطر انداختی؟
سالها در جبهه جنگ بودم و دو مرتبه هم زخمی شدم. در آن برهه حساس از جان خود گذشتم و باکی از دشمن نداشتم و برای شرافت ایرانی بودن و نجات مملکتم در جبهه حق علیه باطل جنگیدم. من به عنوان یک مسلمان وظیفه خود میدانستم که کیف مسروقه را از دزدها پس گرفته و تحویل صاحبش دهم تا او خشنود شود و من نیز به وظیفه دینیام عمل کرده باشم.
مالباخته پاداشی به شما داد؟
مالباخته بسیار خوشحال بود و میگفت اگر این کیف پیدا نمیشد، مجبور بود خسارت مالی بسیاری را متحمل شود. چرا که بخشی از مدارک، پول و چکها متعلق به محل کارش بوده است. از من تشکر کرد و با اصرار یک فقره چک 50 هزار تومانی به عنوان پاداش به من داد.
با دیدن کیف وسوسه نشدی آن را برای خودت برداری؟
همیشه پول حلال به خانه بردهام و حتی یک لحظه هم وسوسه نشدم پولها را برای خودم بردارم. حتی خانوادهام که از این ماجرا با خبر شدند خیلی خوشحال شدند که توانستم کیف مسروقه را به صاحبش تحویل دهم و از آزمایش الهی که پیش رویم بود، سربلند بیرون بیایم.
ماهانه چقدر حقوق میگیری؟
400 تا 530 هزار تومان. از این مبلغ 210 هزار تومان را بابت کرایه خانه میپردازم. باز راضیام به رضای خداوند، شکر، مشکلی نیست.
اگر دزدها را بار دیگر ببینی، به آنها چه خواهی گفت؟
نمیدانم آنها به چه انگیزهای قصد سرقت داشتند. اما بدانند کارشان اشتباه است و بار کج به منزل نمیرسد. بهتر است خود را به پلیس تسلیم کنند و دیگر قدم در راه خطا نگذارند و زندگی خود را به روزی حرام آلوده نکنند.
آیا قبلا هم اموالی از مردم را پیدا کردهای؟
بله. هفت ماه پیش بود که کیف یک فرد را یافتم و صاحبش را پیدا کردم و آن را به وی تحویل دادم. یک مرتبه نیز با چهار مرد که قصد سرقت یک خودرو را داشتند درگیری شده و مانع سرقت خودروی پارک شده در خیابان شدم.
ممنون رفتگر شریف
در همین ارتباط صاحب کیف سرقتشده نیز به خبرنگار ما گفت: من در قسمت اداری محل کارم فعالیت میکنم. روز حادثه وقتی برای چند لحظه از خودرویم پیاده شدم و به سمت رهگذری رفتم تا آدرسی از او بپرسم، ناگهان متوجه سرقت کیف از درون خودرو شدم. بلافاصله پلیس را خبر کردم. یک ساعت بعد از سرقت، رفتگر زحمتکش با من تماس گرفت و خبرداد که دزدان را ناکام گذاشته و کیفم را از آنها پس گرفته است.
اگر کیف به دستم نمیرسید باید به شرکت و مشتریانی که با آنها کار میکردم خسارت میپرداختم. چکها که مبلغ آنها 500 تا 600 میلیون تومان بود، همراه سایر مدارک داخل کیف مانده بود و سارقان بیش از یک میلیون تومان را با خود برده بودند. از رفتگر زحمتکش که اموال مسروقه را پیدا کرده بود ممنون هستم.
خاطرنشان میشود با وجود تلاش خبرنگار ما برای گرفتن عکس از مرد رفتگر، وی با اشاره به اینکه کار او فقط برای رضای خداوند بوده است، از این کار امتناع کرد و گفت: حرفهایم را بدون عکسم چاپ کنید.
حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....