طرفداران حضور مربیان داخلی میگویند موفقیت مربی خارجی منوط به این است که اولا او مربی شاخص و گرانقیمتی باشد و در وهله بعد امکانات بسیار زیاد و زمانی طولانی در اختیارش قرار گیرد که در فوتبال نتیجهگرا و بیامکانات ما نه وقت وجود دارد و نه امکانات.
پس حضور مربی چشم آبی خارجی در فوتبالمان جز هدر دادن پول و فرصت، ارمغانی به همراه ندارد و باید با مربیان ایرانی که شناخت قویتری نسبت به شرایط فوتبال ما دارند، امور را با پیشرفت بهتری دنبال کنیم.
در طرف مقابل هم موافقان حضور مربی خارجی معتقدند فوتبال کشورمان به دلیل کمبود تماسهای بینالمللی از فوتبال روز دنیا عقب مانده است و نیازمند مربیان کارکشته و به روز دنیا است تا در میدانهای حساس خارجی، با اتخاذ جدیدترین بدلها و واکنشهای تاکتیکی، در مقابل حریفان مجهز به سبکهای نوین فوتبال دنیا کم نیاورد.
کاری که به نظر میرسد دیگر از دست مربیان پرافتخار ولی سنتی داخلی نظیر قلعهنویی، پروین و.... بر نمیآید ولی امثال کاپلو ، لیپی، کرش، مورینیو، اسکولاری، هیدینک و.... در آن تبحری کامل دارند.
ولی اشتباه اخیر کارلوس کرش در دعوت تعجب برانگیز از هاشمبیکزاده به جای علی حمودی، نشان داد سیستم پر ایراد حاکم بر این فوتبال آنقدر ویرانکننده است که مربی بزرگ و پرنام و نشانی مثل کرش را هم بعد از مدت کوتاهی وادار به اشتباهاتی چنین بعید و نوبرانه میکند! هرچند بروز چنین گافی به ناچار تکذیب شد و اعلام شد بیکزاده تنها چند ساعت بعد از دعوت، به دلیل مصدومیت خط خورده و سپس علی حمودی دعوت شده است !
بیشک اگر قرار بود با کلی التماس و صرف میلیونها دلار مربیای بیاوریم که علی حمودی را با هاشم بیکزاده اشتباه بگیرد و دستیاری در اختیار نداشته باشد که این دو بازیکن را از هم تشخیص دهد چه فرقی باید گذاشت بین این تیم و تیم سالهای قبل.
علی پروین چند سال پیش در یکی از به یادماندنیترین خطاهای خود، به جای سیدجلال حسینی، سیدمحمد حسینی را به تمرینهای پرسپولیس دعوت کرده بود و تازه بر سر تمرین متوجه شد این حسینی شباهتی به آن حسینی مورد نظرش ندارد!
مجید عباسقلی - گروه ورزش