رایانه و فناوری به هنر ضربه می‌زند

محسن نوری نجفی از قدیمی‌های کاریکاتور محسوب می‌شود. او که در سال‌های نه‌چندان دور در روزنامه کیهان کاریکاتوریست بود، حالا دست به خلق کتابی با عنوان «گوزن‌ها» زده که بتازگی منتشر شده است. در این مجموعه نوری نجفی با محوریت گوزن به خلق آثاری دست زده است که مفاهیم زیادی را به مخاطب القا می‌کند.
کد خبر: ۴۹۸۱۵۷

به بهانه انتشار این کتاب گفت‌وگویی با او داشتیم. در این گفت‌وگو که در کارگاه حوزه هنری برگزار شد، بحث از مجموعه گوزن‌ها آغاز شد و به مسائل کلی‌تری چون جایگاه کاریکاتور در مطبوعات و ظرفیت کارتونیست‌های ایرانی کشیده شد.

نوری نجفی معتقد است روزنامه‌ای که کاریکاتور نداشته باشد، روزنامه نیست. او همچنین معتقد است، کاریکاتور در ذات خود سیاسی است.

نوری نجفی درخشش کارتونیست‌های ایرانی در جشنواره‌های بین‌المللی را زنگ خطری دانست که در نتیجه نبود فضا برای ارائه آثار کارتونیست‌ها در مطبوعات به وجود آمده است. مشروح این گفت‌وگو را در زیر می‌خوانید.

کتاب گوزن‌ها امسال منتشر شده است. در مورد ایده شکل‌گیری کتاب بگویید.

چند سالی است که ایده این کتاب در ذهنم جاخوش کرده بود (شاید 15 ـ 10 سال پیش) ایده‌یابی برای کار بخصوص برای کارهای تجسمی بسیار سنگین است. حتی بحث این است که آیا برای سوژه‌یابی یا ایده‌یابی کلاس و کتابی وجود دارد؟ آیا مصداق و مورد بیرونی هست که بتوانیم به آن برسیم؟ یعنی بتوانیم کتابی را بخوانیم و از طریق آن به راه‌های ایده‌یابی برسیم. چگونه سوژه را پیدا کنیم که بتوانیم فکر کنیم و کار تولید کنیم.

این که به لحاظ اجرا و تولید آثار توانمندی داشته باشیم، اما کارمان ایده نداشته باشد بحثی فنی و علمی است که شاید مکان و فرصت دیگری را بطلبد.

به طور کلی در هنر کارتون و کاریکاتور، ایده کلید اصلی است. اگر برای نقاشی رنگ کلید اصلی باشد، برای کارتون و کاریکاتور ایده کلید اصلی است. مثلا کاریکاتوریستی از سنجاق قفلی ایده گرفته و 10، 15 کار در مورد به آن انجام داده یا راجع به کلیپس هم همین‌طور. از چیزهای ساده گرفته تا ماهی، دوربین عکاسی، پرنده و....

من دیدم تعدادی گوزن کار کرده‌‌ام که می‌تواند مجموعه‌ای شود.

برای حفاظت محیط ‌زیست ایران نگران بودم و هستم. 20 سال پیش خیلی نگران بودم. شاید الان جای نگرانی نباشد، به خاطر این‌که محیط‌ زیستی نداریم که بخواهیم از آن حفاظت کنیم!

آن‌موقع یک مجموعه را کار کردم. نزد مسوولان رفتم، برای تعدادی از کارشناسان جالب بود، اما برخی مسئولان استقبال نکردند. نه این‌که کار من باشد، بلکه باید از کار هنری که در این حوزه است، استقبال کنند.

ابتدا کار فکری شروع می‌شود، سپس مسائل حفاظت و مسائل جانبی دیگر آن. وقتی از آن قضیه فارغ شدم دیدم آن مجموعه می‌تواند خارج از مدار حفاظت محیط‌ زیستی بخش‌های سیاسی،‌ فرهنگی یا هنری داشته باشد.

اینها برایم مهم نبود فقط می‌خواستم بدانم آیا می‌توانم به آن برسم یا نه. اول کار برایم خیلی سخت بود. فرض کنید یک سنجاق قفلی یا توالت فرنگی یا پیچ و... برای کاریکاتوریست ایده باشد، اما خود گوزن برایم نو و تازه بود. آن را شروع و مجموعه گوزن‌ها را کار کردم.

چرا بعد از 20 سال این کتاب را منتشر کردید؟

من از 20 سال پیش شروع به کار کردم. شاید کار 10 سال ادامه داشت. در این 10، 15 ساله طرح‌های تازه‌ای زده شد. گاهی یک طرح یک ماه طول می‌کشید و طرح دیگر یک روزه انجام می‌شد.

کارهایتان همین تعدادی است که در مجموعه آمده است؟

البته تعداد کار گوزن‌ها بیش از این است. با آقای عابدینی و دوستان عزیزم که زحمت کارهای هنری دایرکتوری این کتاب را انجام دادند آثار را گزینش کردیم و به این تعداد توافق کردیم.

بعضی کارها مفاهیم زیادی دارد. آقای دکتر دیباج در مقدمه به صورت چکیده و مختصر به دو سه طرح اشاره کرده است. گوزنی که یک طرف طناب ‌دار به شاخ اوست و طرف دیگر دور گردنش است و کارهای دیگر از این دست. به طور کلی قصد دارید از این طرح‌ها چه مفهومی را منتقل کنید؟

اینها رمز نیست که ما بخواهیم رمزگشایی کنیم. کارها به لحاظ بیان خیلی صریح هستند و اگر من نظر خاصی که نسبت به هریک از اینها دارم بیان کنم، به نظرم کیفیت مفهومی‌اش را کم خواهد کرد. مثلا من خاطره‌ای از یک ماجرا دارم، این خاطره را به تصویر می‌کشم. هرکس نگاه می‌کند برداشت‌های متفاوت دارد، ‌اما وقتی من می‌گویم منظور من موضوع دیگری بود، شاید بر مفهوم خدشه وارد کند. نه این‌که کم کند، خدای نکرده سوءتفاهم نشود، چرا که خود من الان هم در حال آموزش و فراگیری هستم.

مثلا در مورد شاخی که طناب داری به آن است و به گردن خود گوزن هم هست اگر بگویم مفهومش این است،‌ از حالت انتزاعی خارج می‌شود و انگار من خواسته‌ام نظرم را به مخاطب القا کنم.

یکی از دوستان من پیشنهادی کرد که برایم جالب بود. گفت من برای طرح‌هایی که تو می‌زنی، متن یا شعر بنویسم.

من به او گفتم تو هر چه مطلب و شعر داری بیاور تا من برایش تصویر بکشم. اگر ما روی تصاویر کار کنیم شاید بهتر باشد. به نظرم باید اجازه دهیم خود تصویر گویا باشد و با ما حرف بزند.

یکی از المان‌هایی که در مجموعه گوزن‌ها زیاد استفاده شده سلاح است، علت آن چیست؟ همان بحث نگرانی در مورد محیط‌زیست است؟

ظاهرا بله، اما در باطن، تضاد و خشونت را مطرح می‌کند.

پس بحث شما فراتر از شکار و محیط ‌زیست است.

بله، صددرصد. اگر بخواهیم بحث محیط ‌زیستی را برای این مجموعه از گوزن‌ها به کار ببریم آثار را محدود به موضوعی خاص کرده‌ایم... بحث من خیلی وحشتناک‌تر و خطرناک‌تر از محیط ‌زیست است.

من احساس کردم شما در کنار کشیدن تصاویر در مجموعه گوزن‌ها این دغدغه را دارید که در کنار تصویر، متن هم باشد و اینها یک سیر روایی داشته باشد.

بله، انسان علاقه بیشتری به روایت دارد.

این رنگ زرد پشت تصاویر برای چیست؟

مخصوصا آن را در نظر گرفتیم و به چاپخانه دادیم.

استقبال از این کتاب چطور است؟

نمی‌دانم، برایم مهم نیست بدانم. در این فاز نیستم، اما یکی از دوستانم را دیدم که ایشان از هنرمندان مطرح هستند. می‌گفت از کارها خوشش آمده و لذت برده بود.

از این که یک مجموعه را با یک موضوع واحد کار می‌کنید چه حسی دارید؟

شاید این کار شروعی برای کار بعد باشد. شاید کار بعدم مورچه‌ها باشد. چون تعدادی کار مورچه دارم. البته کاریکاتوریست‌ها مورچه را هم کار کردند، اما کارهای من در عالم خودم است. عالم خصوصی، حریمی که می‌تواند مخصوص هر کس باشد. وقتی شما یک کتاب می‌نویسید آن حریم شماست. خیلی هم دقت می‌کنم کارها کپی نباشد، سوژه‌هایش در جاهای دیگر نباشد. خیلی جاها به من گفتند این کار شبیه فلان مورد است. آن را کنار گذاشتم. چند سال بعد که نگاه کردم، دیدم آن کار با کار من متفاوت است.

ان‌شاءالله گوزن‌ها مورد پسند مردم و علاقه‌مندان به هنر قرار بگیرد و خدا آن را از ما قبول کند.

زمانی که کیهان بودید کار کاریکاتور می‌کردید؟

بله.

به نظر شما کاریکاتور در مطبوعات تا به امروز چه تغییری کرده است؟

من این سوال را با سوال جواب می‌دهم. در مطبوعات چه موضوعات دیگری تغییر کرده که کاریکاتور تغییر کرده باشد؟

چرا کاریکاتور مطبوعاتی در ایران این قدر سیاسی است؟

به خاطر این که ما جنبه نقد نداریم. یکی از وظایف کاریکاتور بزرگنمایی و زیر ذره‌بین قراردادن است. آیا کسی حاضر است زیر ذره‌بین برود؟ خود شما شخصا حاضرید زیر ذره‌بین بروید؟

سیاستمداران که بندرت حاضر می‌شوند یا مگر می‌شود یکی از قوا مثلا قوه قضاییه را زیر ذره‌بین برد؟ اما اینها واقعا باید زیر ذره‌بین بیایند!

همه ما باید بپذیریم زیر ذره‌بین بیاییم و برای عملکردمان در برابر مردم و در پیشگاه خداوند پاسخگو باشیم.

خود شما چطور؟

من حاضرم زیر ذره‌بین بروم. مثلا سرم کچل است، تیپم بد است، لحن صحبت‌کردنم خوب نیست،‌به عنوان یک پدر شاید اخلاق خوبی ندارم، یک جاهایی کم کار می‌کنم،‌ خلاف رانندگی داشته‌ام و... بیاییم خودمان را زیر ذره‌بین ببریم. نه آن‌طور که مسائل خصوصی‌مان تحت‌الشعاع قرار بگیرد، بلکه در حد رسمی‌بودن و در حد عرف.

ما قبول داریم ژورنالیسم از غرب آمده و با فرهنگ ما عجین شده و ما آن را پذیرفتیم، به هر حال کاریکاتور یکی از شاخه‌های ژورنالیسم است و باید با‌ آن تعامل داشته باشیم.

اتفاقا مطبوعاتی که کاریکاتور نداشته باشد، از حرفه‌‌ای‌نبودن مدیر مسئول، سردبیر و صاحب روزنامه است که نمی‌تواند از کاریکاتور استفاده کرده و از آن دفاع کند.

روزنامه‌ای که کاریکاتور در آن چاپ نمی‌شود اصلا روزنامه نیست. اینها هم به سردبیر و مدیرمسئول برمی‌گردد که قدرت انتشار کاریکاتور را دارند یا نه. شهامت و بزرگی روزنامه وزین به این است که شما با کاریکاتور حرف می‌زنید و حرف هم دارید. حتی اگر به کسی بربخورد. کاریکاتور یک جورهایی حکم سرمقاله را برای روزنامه دارد!

اگر قرار است به کسی برنخورد، پس ما چه کاره هستیم؟

این هم به همان آزادی و آزادگی برمی‌گردد. خدای ناکرده حوزه آزادی طوری نشود که بعدا عوارض داشته باشد و ما نتوانیم آن را جمع کنیم.

خود من همین الان گاهی طرفدار آزادی مطلق هستم، اما همین آزادی سبب نشود که اکسیژن را از دست بدهیم، سرزمین‌مان را از دست بدهیم و... .

ملیت، مذهب، دین، کشور و... برای ما خیلی مهم است. خط قرمز است، خط خون است، یعنی حتی از قرمز هم بالاتر است. برای همه‌مان مهم است.

من به آزادگی اعتقاد دارم. انسان باید آزادمنش باشد. باید بتواند حرف خود را بزند. مثلا در کشورمان گرانی داریم. این گرانی از نظام نیست، از برخی سیاست‌های نادرست مدیران است که باید رفع شود. سیاست خارجی‌مان فلان مشکل را دارد، خوب باید رفع شود. کاریکاتور می‌خواهد این حرف‌ها را بزند. حرف‌های اساسی بزند، فلان وزیر و فلان مدیر را زیر ذره‌بین ببرد. آنها هم نمی‌توانند این را تحمل کنند.

الان فضا طوری است که اگر کاریکاتوریست بخواهد مسائل اجتماعی و حتی اقتصادی را به تصویر بکشد باز هم از آن تفسیر سیاسی می‌شود.

خاصیت هنر کاریکاتور همین است. سیاسی‌ترین هنر یعنی کاریکاتور.

کاریکاتور ذاتا سیاسی است. شما درختی را در نظر بگیرید. کاریکاتور سیاسی یکی از شاخه‌های آن است. کاریکاتور فرهنگی یکی از شاخه‌هاست. طنز یکی از شاخه‌هاست.

شما می‌توانید خنده‌دارترین کاریکاتور سیاسی را بزنید که حس آزادگی و آزادی در آن باشد. به کسی هم برنخورد، اما آنقدر زیرکانه باشد که خود طرف (یا سازمان) که‌ منظورتان است متوجه داستان بشود، ضمن این که نتواند حرفی هم بزند.

نوری نجفی: ما در کشورمان در زمینه نقد هنرهای تجسمی و به طور خاص نقد کارتون و کاریکاتور فاقد منتقدی حرفه ای هستیم کسی که بتواند فکر ،​اندیشه و تصویر را در دل یک کاریکاتور تجزیه وتحلیل کند

مدیرمسئول می‌تواند با لبخند آن را چاپ کند. این کاریکاتور، کاریکاتور موفق است و کاریکاتوریست آن کاریکاتوریست موفقی است. متاسفانه کاریکاتوریست‌های ما دچار ضعف و سستی شدند. خود من هم جزو همان‌ها هستم. بخشی از این سستی و کم‌کاری کاریکاتور در مطبوعات، به خود کاریکاتوریست‌ها برمی‌گردد که دچار بحران هستند. نمی‌دانم این بحران از کجا آمده و از کجا ناشی شده، اما خودش قابل بحث است.

شما در هر دو عرصه کاریکاتور مطبوعاتی و کاریکاتور به شکل هنری آن کار کردید و می‌توانید به کاریکاتور به چشم یکی از ابزارهای ژورنالیستی نگاه کنید و هم به چشم یک کالای هنری. یکی از انتقاداتی که همیشه متوجه ژورنالیست‌ها می‌شود، این است که مطالب‌شان تاریخ انقضا دارد، یعنی ماندگاری ندارد مگر از حیث تاریخی. شما در هر دو عرصه کار کردید در کاریکاتور ژورنالیستی بودید. طرح‌هایی زدید که تاریخ انقضایش همان روز بوده است. فکر می‌کنید چطور می‌شود پلی بین این دو زد یا این که تعاملی بین‌ آنها برقرار کرد که کاریکاتوریست، کاریکاتوری را بکشد که در ذهن مردم بماند و صرفا تاریخ انقضا نداشته باشد. یعنی ما می‌توانیم بگوییم که آیا کاریکاتور ذاتا سیاسی است و تاریخ انقضا دارد؟

بله. این سوال، سوال فنی و خوبی است.

اگر شما توانستید مطبوعات را به لحاظ زمانی ماندگار نگه دارید، خود کاریکاتور را هم می‌توانید نگه دارید. اگر امروز تاریخ روزنامه تمام شود، کاریکاتور هم تمام می‌شود. اگر کاری کنیم که روزنامه فردا چاپ نشود و روزنامه دیروز برای همه اعصار بس باشد کاریکاتور هم همین‌طور است.

اگر همین ذهنیت وجود داشته باشد خود کاریکاتوریست از نظر شخصیتی دوشقه می‌شود. یک شقه‌اش کارهای روزانه می‌زند و شقه دیگرش دنبال کارهای هنری است.

همین دو شقه‌بودن است که یک تا می‌شود ژورنالیسم و تای دیگر هنرمند. فضای روزنامه مصرف روزانگی و هر روز بودن را می‌طلبد که شما همیشه حرفی بزنید که در فضای روزنامه و ژورنالیسم باشد.

شما کدام شقه و کدام فضا را بیشتر می‌پسندید؟

من به فضایی که ماندگاری کار بیشتر است، علاقه دارم. به نظر من، کل ماجرای گوزن‌ها ماندگار‌بودن است، ربطی به ژورنالیسم و روزنامه ندارد.

گفتید کاریکاتور ما به سمت کمیت رفته نه کیفیت. اما امروز شاهد هستیم کاریکاتوریست‌های ما در جشنواره‌های بین‌المللی شرکت ‌کرده و رتبه هم کسب می‌کنند. این با گفته شما تضاد ندارد؟

کاملا تضاد دارد.

اگر کاریکاتوریست‌های ما در مطبوعات کار نکنند کجا کار ‌کنند؟

در جشنواره‌ها کار می‌کنند. این یعنی تضاد. در مطبوعات به هزار دلیل اندک جایی برای انعکاس آثار اینها وجود دارد ـ به دلایل سیاسی، اجتماعی، قوانین مطبوعات و... ـ این یک زنگ خطر است که مسئولانی که دست‌اندرکار مطبوعات کشور ما هستند به این امر توجه کنند. اگر اینجا مطرح نشود در جاهای دیگر مطرح خواهد شد. الان با حضور اینترنت هم که کارها سریع است و آسان! ما باید برای جذب کاریکاتوریست‌های خودمان تعامل بیشتری کنیم، فعل و انفعال بیشتری به خرج بدهیم، پذیرش‌مان بیشتر باشد و از چاپ کاریکاتور زیاد واهمه نداشته باشیم.

ظرفیت کاریکاتوریست‌های ما را چگونه ارزیابی می‌کنید؟

من در جایی جوابی دادم، گفتم: اگر بخواهیم خودمان را با ژاپن مقایسه کنیم، صنایع فولاد و ماشین‌سازی و ... در ژاپن خیلی پیشرفته است، اما به لحاظ مسائل هنری بویژه هنر کاریکاتور، ایرانی‌ها از ژاپنی‌ها جلوترند.

باز در انیمیشن که عالم ماشین به کار می‌آید، شاید ژاپنی‌ها جلوتر باشند. اما کاریکاتور با فکر ارتباط دارد. کاریکاتور همراه با فکر، همراه با اندیشه و خرد است. کارتون خردمندانه ایرانی‌ها از ژاپنی‌ها جلوتر است. من حاضرم این را ثابت کنم.

به نظر شما توسعه اینترنت و کامپیوتر و فتوشاپ به کاریکاتور ضربه زده یا کمک کرده؟

ضربه زده. البته به عنوان یک ابزار، بد نیست.

شما برای طرح زدن از کامپیوتر استفاده نمی‌کنید؟

در حد ماشین استفاده می‌کنم. پرینت می‌گیرم. کارم را تکثیر می‌کنم، اما در آن فضا کار نمی‌کنم. همه کارهای من با دست است.

نکته آخر.

من خیلی دوست داشتم که کسی بر کتاب نقد می‌نوشت، ایراد می‌گرفت، ما در کشورمان در زمینه نقد هنرهای تجسمی و به طور خاص نقد کارتون و کاریکاتور فاقد چنین گزینه‌ای هستیم.

علت چیست؟ چرا ما منتقد تئاتر و سینما و کتاب داریم، اما منتقد هنرهای تجسمی نداریم؟ همین حوزه هنری جلسات نقد کتاب دارد، نقد شعر و فیلم دارد، اما...

البته نه این که نقد تجسمی را مطلقا نداشته باشیم، بلکه به خاطر این که بحث سنگین و پیچیده است...

مثلا در دانشگاه‌ها تنوع رشته‌های دانشگاهی فراوان است. چرا ما نقد فکر و اندیشه نداریم. چرا کارهای فکری و کارهایی که به اندیشه و خرد مربوط است، جدی نیست؟

چون تمام کارهای کاریکاتور فکری است. فکر است که با تصویر آمیخته می‌شود و اثری را تولید می‌کند، اما متاسفانه فاقد منتقد در این عرصه هستیم.

کاریکاتور در دانشگاه‌های ما تدریس می‌شود؟

من جسته، گریخته شنیدم که مثلا در حد یک ترم یا چند واحد ارائه می‌شود، ما کلی دانشگاه هنرهای تجسمی داریم، اما متاسفانه در مورد این که روی آن کار فکری انجام بگیرد، سراغ ندارم.

انسان‌انگاری در قامت گوزنی گمنام
احمدرضا دالوند‌/‌ منتقد هنری

پس از سال‌ها کار، تجربه و ممارست، محسن نوری‌نجفی دست به تولید تصاویری زده است که می‌توانند مورد استفاده در موارد متعددی قرار بگیرند.

روی سخن‌ با ناشران و سردبیران و مراکز مهم سفارش پوستر و تلویزیون و... است.

در میان گوزن‌های نوری‌نجفی بی‌شک می‌توان دست به انتخاب‌های جالبی برای پردازش هنرمندانه یک تقویم دیواری یا رومیزی زد... و مگر یک مؤسسه انتشاراتی ـ البته اگر صاحب ذوق سلیم باشد ـ نمی‌تواند به جای استفاده رقت‌انگیز و غیرضرور از فتوشاپ و دیگر نرم‌افزارهای رایج، در طراحی جلد همه کتاب‌هایش از این ایماژهای ساخته و پرداخته دست و دل و ذهن امثال نوری‌نجفی هم بهره بگیرد؟ انتقال این طرح‌ها روی کارت‌پستال، جرقه‌هایی کوتاه از مبادلات بصری را در مراودات میان افراد روشن می‌کند که جز با تعبیر «کاربرد هنر در ارتقای فرهنگ عمومی» نمی‌توان از آن یاد کرد.

مجلات روشنفکری چرا به دنبال فرآورده‌های بصری حاضر و آماده اینترنتی‌اند؟ جای این آثار در تقویت و تفهیم اطلاعات مکتوبی است که آنها در صفحاتشان درج می‌کنند. چرا گفتم مجلات و نگفتم روزنامه‌ها؟ راستش وضع در روزنامه‌ها بدتر از مجلات است، آنها در تدارکات تصویری به مؤسساتی به اصطلاح «همه چیز خوار» تبدیل شده‌اند... و پرسش دیگر: چرا این طرح‌ها را روی کاور CDها نمی‌بینیم؟ چرا در جاهایی که انیمیشن تولید می‌کنند به فکر استفاده از این ایماژها نمی‌افتند؟ با استفاده از تمهیدات فنی و هنری به وسیله دوربین و با بهره‌گیری از افکت‌های صوتی می‌توان از این آثار چنان فیلم کوتاهی ساخت که نیروی انتقال پیام نهفته در آنها را دوچندان کند.

هم‌اینک این طراح، کاری را که باید می‌کرد، یعنی «تولید محتوا» را انجام داده است، بقیه‌اش بر عهده اتاق فکر شرکت‌ها و مؤسساتی است که به نوعی با انبوه مخاطبان سروکاردارند. آیا آنها از نشر چنین مجموعه‌هایی با خبرند؟

اهمیت این طرح‌ها در استفاده وسیع محسن نوری‌نجفی از عامل آنترو پومورفیزم (Anthro pomorphism) یا انسان‌انگاری است.

به این معنا که ما انسان‌ها با دیدن مصایب و رنج‌هایی که نه در قاموس آدمیزاد، بلکه در کالبد گوزنی گمنام رخ می‌دهد کمتر احساس خطر می‌کنیم و در عوض با تماشایشان حکایات پندآموز و روایات حکمت‌آمیز به خاطرمان می‌آید.

بهره‌گیری از این تمهید، سابقه‌ای دیرین در تاریخ هنر و ادبیات دارد که مشهورترین آنها کتاب معروف کلیله و دمنه است، همچنین کتاب عجایب المخلوقات که به طرزی مؤثر و فراموش‌ناشدنی از آنتروپومورفیزم استفاده کرده‌اند.

تمرکز و نفوذ در یک تم واحد، تمرین خوبی برای ذوق‌آزمایی است که البته این طراح سابقه‌دار با اتکا بر سال‌ها تجربه‌اش توانسته است با هاشورهای بجا و ضرباهنگ متناسب در توزیع سطوح، بار دیگر اهمیت «دست» را در پردازش هنر یادآور ‌شود... زیرا دیری است که ماوس توسط میانمایگانی که از هنر عاری‌اند، جای دست را گرفته است.

مردی در جستجوی ایده

محسن نوری‌نجفی که امروز بعد از 30 سال فعالیت، به‌عنوان کاریکاتوریست صاحب سبک ایرانی شناخته می‌شود، سال 1336 در تهران متولد شد.

او فعالیت هنری خود را سال 1358 در روزنامه کیهان آغاز کرد.

وی بیشتر در زمینه کاریکاتور فعالیت دارد و در همین زمینه در بیش از 65 نمایشگاه جمعی در داخل و خارج از کشور شرکت داشته و پنج نمایشگاه انفردی نیز برگزار کرده است.

نوری‌نجفی در طول فعالیت هنری خود توانسته است بارها جوایز بین‌المللی کاریکاتور را به ایران بیاورد که از جمله آنها می‌توان به جایزه بزرگ جشنواره بین‌المللی کارتون کره‌جنوبی، جایزه ویژه یومیوری شیمبون و پلاک نقره از تولنتینوی ایتالیا اشاره کرد. این کاریکاتوریست بهمن سال 90 موفق شد نشان عالی هنر را از آن خود کرد.

نوری‌نجفی بیش از 30 سال است که با مطبوعات کشور به‌عنوان کاریکاتوریست همکاری می‌کند و علاوه بر شرکت در چند جشنواره داخلی و خارجی تا امروز عهده‌دار داوری چند نمایشگاه و جشنواره بین‌المللی کاریکاتور نیز بوده است. همچنین کتاب‌های حجم مجروح، ندای سبز، اصول مقدماتی انزوا و گوزن‌ها کتاب‌های منتشر شده از این کاریکاتوریست پیشکسوت است.

آخرین کتاب او که گوزن‌ها نام دارد، مجموعه‌ای با محوریت حیوان گوزن است که با راپید 0.3 کار شده است. نوری‌نجفی خودش می‌گوید نمی‌تواند با راپید 0.4 یا 0.5 کار کند، به همین دلیل با راپید 0.3 راحت‌تر است. او در طول 20 سال گذشته طرح‌های این مجموعه را کار کرده است.

گاه طرحی یک روزه شکل گرفته و گاه طرح دیگر یک ماه از وقت کاریکاتوریست را گرفته است. هر یک از طرح‌ها می‌خواهند مفهوم خاصی را به مخاطب انتقال دهند.

در طرح‌های نوری‌نجفی دغدغه‌های زیادی دیده می‌شود؛ دغدغه برای حفظ محیط‌زیست، دغدغه صلح، دغدغه انسانیت، دغدغه‌های ذاتی انسان در جامعه امروز.

برخی از کارهای این مجموعه متمایزتر و درخشان‌تر از کارهای دیگرند. مثلا در یکی از کارها، کاریکاتوریست گوزنی را کشیده که به دار آویخته شده است؛ اما به دار شاخ‌هایش. یک طرف طناب دار به شاخ‌های گوزن آویخته شده است و طرف دیگر طناب به دور گردنش حلقه شده است.

این طرح به گونه‌ای سرنوشت بشری را به مخاطب القا می‌کند. در طرحی دیگر نوری‌نجفی گوزنی را در یک گلدان لبریز از آب کشیده است که تنها شاخ‌های گوزن به سان شاخه درختانی که در حال قلمه‌زدن هستند، بیرون زده‌اند. در طرح‌هایی دیگر اسلحه به وفور دیده می‌شود.

همچون طرحی که در آن کاریکاتوریست به جای سر گوزن انسانی تفنگ به دست را کشیده که اندام خودش (یعنی اندام گوزن) را نشانه گرفته است.

نوری‌نجفی که معتقد است ایده، نقش مهمی در شکل‌گیری یک کاریکاتور دارد، حالا به مجموعه بعدی خود می‌اندیشد. شاید مجموعه بعدی او درباره مورچه‌ها باشد.

او کارهایی درباره مورچه کشیده، اما مایل است برای آن‌که کارهایش در مجموعه‌ای مستقل به صورت کتاب کار شود، درباره هر آنچه فرهنگ ما از مورچه به ذهن متبادر می‌کند، تحقیق کند.

سجاد روشنی - گروه فرهنگ و هنر

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها