حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....
کیهان:همه گزینه ها زیر سؤال!
«همه گزینه ها زیر سؤال!» عنوان یادداشت روز روزنامه کیهان به قلم حسام الدین برومند است که در آن میخوانید؛
1- انزوا و بطور مشخص انزوای سیاسی-political isolation- از به اصطلاح راهبردهایی است که در تمامی سال های گذشته دشمن به سرکردگی آمریکا علیه جمهوری اسلامی به صحنه آورده است. از همین روی؛ برای اینکه این راهبرد- بخوانید آرزوی- نظام سلطه بر ضد ایران تحقق و عینیت بیابد از اهرم های مختلفی استفاده کردند؛ «تحریم های اقتصادی»، «صدور قطعنامه های پیاپی»، «ایران هراسی»، «خطرناک جلوه دادن برنامه هسته ای»، «پمپاژ شایعات و تهمت ها در قالب پرونده حقوق بشر» و حتی استفاده از «گزینه نظامی در جنگ تحمیلی». طرفه آنکه مقارن با تحرکات و دسیسه ها و به پیش کشیدن سناریوهای شیطانی دشمن علیه کشورمان تا ایران اسلامی را منزوی نشان دهند در دوره ای جماعتی در داخل همنوا با دشمن، نظام را به عقب نشینی دعوت می کردند تا به اصطلاح هشدار داده باشند که ایران در چنبره انزوا قرار نگیرد!
البته همان ایام رهبر بصیر انقلاب در سخنانی راهگشا که گویا نقشه راه ملت است خاطرنشان کردند؛ «حالا فلان آقای نویسنده از فضای بازی که بحمدالله در کشور ما هست، سوء استفاده کند و ایستادگی ملت ایران را بگوید «انزوا»!، آیا این انزوا است؟ آیا ملتی که همه دنیا از عزت و عظمتش خبر می دهند منزوی است؟ اگر معنای منزوی این است که یک ملت مستقل باشد و تسلیم این و آن نمی شود این انزوا از هر چیز دیگری بهتر است؛ این انزوا نیست، خیال کرده اید که اگر ملت ایران از اصول خود صرفنظر کند از راه پرافتخار دوران حیات امام(ره) برگردد، دست دوستی التماس آمیز و حقارت آمیز به سوی قدرت ها دراز کند همه مشکلات اقتصادی این کشور یک شبه حل خواهد شد؟ ابداً.» (در حرم رضوی- اول فروردین 1377)
2- در آن دوره دشمن ناکام ماند و بذر انزوای ایران در پهنه سیاسی محیط بین الملل به بار ننشست اما طبیعی بود که دشمن به دشمنی خود ادامه دهد، دسیسه چینی کند، سناریو طراحی نماید و پتانسیل خود را به صحنه آورد آنهم تمام و کمال. بنابراین پس از دوره اصلاحات و در کمتر از یکسال از شروع یک دولت اصولگرا، برخی منابع رسمی در غرب، خبر راهبرد 6 ماده ای آمریکا برای انزوای سیاسی و اقتصادی ایران در جامعه جهانی را به بیرون درز دادند.
در این راهبرد که در اردیبهشت سال 85 علنی شد بطور خلاصه بر این موارد تصریح شده بود؛ «منزوی کردن مالی و اقتصادی مقام های ایرانی»، «بستن حساب های مالی دولت ایران»، «منع دولت ایران از انجام معاملات مالی رسمی»، «مسدود کردن سپرده های دولت ایران»، و مواردی از این دست.
در همان ایام، برخی از رسانه ها و شخصیت های غربی در پوشش مراکز مطالعاتی و اندیشکده های بین المللی به تفسیر راهبرد 6 ماده ای آمریکا برای انزوای ایران پرداختند و از جمله «مارک فیتز پاتریک» از موسسه بین المللی تحقیقات استراتژیک لندن گفت: «مهم آن است که غرب جدای از مجازاتی که ممکن است سازمان ملل وضع کند، مجازات های دیگری هم در دسترس داشته باشد».
البته با همه کارشکنی ها و سناریوهای مختلفی که غربی ها پس از این راهبرد علیه ایران بکار گرفتند آنچه در عمل اتفاق افتاد مصداق تخم افکندن در شوره زار بود که حتی رسانه های غربی به این مسئله در فواصل مختلف اذعان کردند.
از میان حجم انبوه مطالب پیرامون این قضیه می توان به گزارش صریح یونایتدپرس اشاره کرد که نوشت؛ « سیاست های آمریکا و همپیمانان اروپایی اش برای انزوای ایران و کاهش نفوذ آن در منطقه ناکام مانده است».
خبرگزاری فرانسه نیز به تلاش های دولت بوش پسر برای انزوای ایران اشاره کرده و گزارش می دهد؛ «طرح انزوای ایران شکست خورده است» همچنانکه کریستین ساینس مانیتور نیز تایید کرد که راهبرد آمریکا برای انزوای ایران شکست خورده است.
3- با آمدن اوباما و برملا شدن شکست راهبرد انزوای ایران، این بار واشنگتن تصمیم گرفت که با استراتژی «قدرت هوشمند» راهبرد انزوای جمهوری اسلامی را جامه عمل بپوشاند.
اما بکارگیری ترکیبی مولفه های نرم و سخت برای به انزوا کشاندن ایران نیز - کارگر نشد و این بار روزنامه لس آنجلس تایمز در گزارشی مبسوط به شکست طرح «انزوای ایران» اعتراف کرد.
4- دراین میان و در دوره دولت اوباما باید به فتنه سال 88 نیز اشاره کرد که نظام سلطه و دشمنان نشان دار جمهوری اسلامی با هدف تضعیف ساختار قدرت در ایران و کاهش نفوذ کشورمان، در نهایت انزوای ایران اسلامی را در معادلات منطقه ای و فرامنطقه ای برنامه ریزی کرده بودند ولی باز هم طرح آمریکایی انزوای ایران اسلامی نگرفت و بلکه نتیجه معکوس داد، چرا؟
5- چون در فاصله کمتر از 20 ماه پس از فتنه سال 88، قیام ها و انقلاب های منطقه در بستر بیداری اسلامی بدون آنکه در برآوردهای اطلاعاتی غرب بگنجد رخ داد.
آنچه در این تحولات به وضوح نمایان بود الهام پذیری و الگو بودن جمهوری اسلامی بود که بارها و به کرات مقامات کودک کش رژیم صهیونیستی از سر ترس و واهمه بدان اعتراف کردند.
معنای دیگر این تحولات این بود که نه تنها ایران منزوی نیست بلکه الهام بخش و پیشقراول و پیش برنده جریان بیداری اسلامی بوده و اینچنین است که نهضت های مردمی و اسلامی علیه حکومت های دست نشانده و مرتجع عربی شتابان در حرکتند.
سوالی که پس از بیداری اسلامی ملت ها بوجود آمده، این است که اگر انزوای ایران موفق بوده پس چرا واشنگتن تایمز تا هاآرتص و جروزالم پست می نویسند؛ انقلاب خمینی در حال سرکوب قدرت آمریکاست و موج بیداری اسلامی نفس های اسرائیل را به شماره انداخته است؟
6- اوج راهبرد و استراتژی آمریکایی ها برای انزوای ایران اسلامی را باید در سال گذشته دید که همه اهرم ها و ابزارهای خود را به صحنه آوردند تا به اصطلاح ایران منزوی در بزنگاه انتخابات حساس مجلس شورای اسلامی در دوره نهم به چالش کشیده شود؛ اما مشارکت 65درصدی ملت ایران، سرمایه داران صهیونیست، کمپانی دارها، تراست دارها، کارتل های گردن کلفت و استراتژیست های غربی و سناریوهای آمریکایی را ناکام گذاشت.
پس از اینکه عیان گشت آمریکا و غرب بار دیگر در حضیض شکست سیاسی قرار گرفته اند؛ دشمن از ابتدای امسال آخرین تیر در ترکش خود را نیز به صحنه آورد؛ «تحریم بانک مرکزی و تحریم نفتی ایران» موعد اول ژوئیه 2012- 11تیر 91- شلیک امپراتور رسانه ای نظام سلطه بود تا این توهم بزرگ را پمپاژ کند که کار جمهوری اسلامی ایران تمام است!!!
بطور خلاصه مدعای آمریکا و غرب تاکید بر انزوای سیاسی و اقتصادی ایران در اثر تحریم نفتی و تحریم بانک مرکزی بود اما آیا شرایط کنونی واقعیت دیگری را نشان نمی دهد؟
7- و بالاخره باید گفت اجلاس بزرگ بین المللی جنبش غیرمتعهدها که ظرف چند روز آینده در تهران برگزار می شود نشانه روشن دیگری بر ابطال دکترین انزوای سیاسی ایران اسلامی است.
حضور بیش از 100کشور در این اجلاس که بیش از 50کشور در عالی ترین سطح شرکت خواهند کرد و 7هزار میهمان خارجی ایران در این اجلاس از تمامی دنیا یک واقعیت را اثبات کرده است؛ و آن منزوی شدن دشمنان ایران از عملیاتی کردن ایده انزوای ایران است که از سوی دیگر نشان می دهد سیاست؛ «نه شرقی، نه غربی» ایران اسلامی جواب داده است. به قول «ها آرتص» مهم ترین دلیلی که نباید بان کی مون دبیرکل سازمان ملل در اجلاس تهران شرکت کند این است که حضور وی در ایران، این ادعا را که ایران بر اثر تحریم ها منزوی شده زیر سؤال می برد.
برای همین است وقتی که مارتین نسیرکی سخنگوی بان کی مون روز چهارشنبه اعلام کرد که دبیرکل سازمان ملل در اجلاس تهران شرکت می کند و از سوی دیگر لابی صهیونیست از منصرف کردن اعضای جنبش غیرمتعهدها برای شرکت در این اجلاس مأیوس شدند؛ پالمور سخنگوی وزارت خارجه رژیم صهیونیستی در اظهاراتی عجزآلود به شرکت کنندگان می گوید؛ «لطفاً تحت تأثیر تبلیغات ایران قرار نگیرید»!
خراسان:عنان تا ابراهیمی، بالکان تا افغانستان
«عنان تا ابراهیمی، بالکان تا افغانستان»عنوان یادداشت روز روزنامه خراسان به قلم سیدمحمد اسلامی است که در آن میخوانید؛دمشق، حلب، حمص، لاذقیه، دیرالزور، طرطوس و... شهرهای بزرگ و کوچک سوریه کی آرام می گیرند؟ سازمان ملل به تازگی اعلام کرده که تاکنون 2 و نیم میلیون شهروند سوری همه چیز خود را از دست داده اند. بان کی مون، دبیرکل سازمان ملل چندی پیش، پس از اینکه کوفی عنان حاضر نشد ماموریتش در سوریه تمدید شود، اخضر الابراهیمی، دیپلمات کهنه کار الجزایری را به عنوان مامور سازمان ملل در این کشور منصوب کرد. اما آیا آسمان سوریه با حضور الابراهیمی رنگی دیگر به خود می گیرد؟
2 ویژگی ماموریت های اخضر ابراهیمی
اخضر الابراهیمی برای ساکنان خاورمیانه، شخصیت شناخته شده ای است. آخرین ماموریت های او در 2 کشور همسایه ایران: عراق و افغانستان بوده و حالا مامور در کشور سومی شده است که نقشی معنادار در سیاست خارجی ایران دارد. در مهم ترین تجربه های اخضر ابراهیمی: نمایندگی سازمان ملل در لبنان (۱۹۸۹)، نمایندگی اتحادیه عرب برای حل بحران جنگ داخلی لبنان (از ۱۹۸۱ تا ۱۹۹۱)، نمایندگی سازمان ملل در افغانستان در 2 نوبت از ۱۹۹۷ تا ۱۹۹۹ و از ۲۰۰۱ تا ۲۰۰۴ و نمایندگی سازمان ملل در عراق در سال ۲۰۰۴ ، می توان حضور 2 مولفه را به روشنی احساس کرد:
1. منازعاتی تحت تاثیر مستقیم اختلاف منافع کشورهای دیگر در کشوری خاص
2. منازعاتی نظامی که فرسایشی و تروریستی هستند و از اقتضائات جنگ های کلاسیک پیروی نمی کنند.
ویژگی هایی که شاید بان کی مون به دلیل مشابهت هایشان با شرایط کنونی سوریه، اخضر ابراهیمی را مامور و نماینده خود در این کشور منصوب کرد.
عنان تا ابراهیمی، بالکان تا افغانستان
در نقطه مقابل ابراهیمی، کوفی عنان پیش از دبیرکلی سازمان ملل در سال 1995 تجربه ماموریت در بحران بالکان را داشته است. ترسیم تفاوت شرایط از بالکان تا افغانستان و عراق، به ترسیم تغییر در شرایط سوریه از روزهای آغاز ماموریت عنان تا روزهای آغاز ماموریت ابراهیمی کمک می کند. در بحران بالکان، گروه های مختلف در شرایطی دست به سلاح بردند که هیچ یک توان به پایان رساندن درگیری ها را نداشتند و نمی توانستند ادعا کنند که حرف آخر را در منطقه می زنند. آن سال ها گره بالکان، با مداخله نظامی ناتو بدون کسب اجازه از سازمان ملل، باز شد.
در 6 ماه گذشته ترک ها علاقه خاصی به ترویج نگاه بالکانی به سوریه داشتند. شاید با این سودا که رهبری عملیات ناتو را به عهده بگیرند و خود را یک گام به اتحادیه اروپا نزدیک تر کنند. اما پیچیدگی بحران سوریه شرایط را به گونه ای پیش برد که ویژگی ناآرامی های این کشور دیگر بر شرایط بالکان منطبق نبود. تفاوت شرایط کنونی سوریه با شرایط آن سال های حوزه بالکان را دبیرکل سازمان ملل به صراحت بیان کرده است. بان کی مون چندی پیش در حاشیه آخرین جلسه نافرجام شورای امنیت درباره سوریه اعلام کرد که این کشور درگیر یک "جنگ نیابتی" شده است.
طرح آتش بس عنان: فرصت به مخالفان برای مسلح شدن
با این همه بزرگترین تفاوت میان روزهای آغاز ماموریت عنان در اسفند 90 تا این روزها که ماموریت اخضر ابراهیمی آغاز شده، "نظامی" شدن بحران سوریه است. واقعیت این است که پیش از آغاز ماموریت عنان خبری از درگیری های گسترده نظامی بین ارتش سوریه و گروه های مخالف مسلح نبود. طرح آتش بس عنان اگر هیچ چیز برای مخالفان نداشت، به آن ها زمان داد که در امان از حملات ارتش، با آرامش منتظر محموله های سلاحی باشند که قطر و عربستان برای شان ارسال کرده بودند.
با این حال نمی توانیم مدعی شویم که مقصود عنان از اعلام آتش بسی که امیدی به مفید بودنش نبود، نیز دادن همین فرصت به مخالفان مسلح بوده باشد. به هر روی حالا نوبت به اخضر ابراهیمی رسیده است. او بهتر از عنان زبان گروه های اسلام گرای افراطی و نیروهای القاعده که از افغانستان، عراق، یمن، تونس، لیبی و ... به قصد "جهاد"(!) عازم سوریه شده اند را می داند.
روزهای دشوار ریش سفیدها
اخضر ابراهیمی به اتفاق کوفی عنان، اعضای یک NGO بین المللی به اسم گروه "ریش سفیدان" (The Elders) هستند. گروهی متشکل از برخی چهره های بین المللی که سال 2007 به پیشنهاد نلسون ماندلا تشکیل شده است و جیمی کارتر نیز یک عضو دیگر آن است. بنابراین با وجود تفاوت تجربه های ابراهیمی با عنان، هر 2 آن ها فقط مردانی برای دیپلماسی هستند که کلید اصلی بحران نیابتی سوریه را در دست ندارند. "گره کور" نظام بین الملل در سوریه به گونه ای است که نمی توان راه های پیش روی ابراهیمی را با قاطعیت پیش بینی کرد.
اما به نظر می رسد که اخضر ابراهیمی با بهره بردن از تجربه افغانستان و عراق و لبنان به خوبی می داند که ناآرامی های امروز سوریه نه از جنس آزادی خواهی مردم یک کشور، بلکه از جنس بر باد رفتن آسایش مردم در آتش تنازع منافع قدرت های بین المللی و منطقه ای است. از همین رو است که تا زمان ادامه جنگ پنهان خارج از مرزهای سوریه، جنگ در این کشور نیز به پایان نمی رسد. همچنان که خود اخضر الابراهیمی تصریح می کند: «مشکل اینجا نیست که آیا من می توانم کارم را به گونه ای متفاوت انجام دهم یا خیر، بلکه مسئله این است که دیگران قرار است تا چه حد متفاوت رفتار کنند.»
جمهوری اسلامی:پرونده ناتمام عدم تعهد
«پرونده ناتمام عدم تعهد»عنوان سرمقاله روزنامه جمهوری اسلامی است که در آن میخوانید؛به مناسبت میزبانی جمهوری اسلامی ایران در شانزدهمین اجلاس جنبش عدم تعهد و ریاست کشورمان بر این جنبش در سه سال آینده که از آخر این هفته شروع خواهد شد، جا دارد پرونده این جنبش را به صورت اجمالی مرور کنیم و برخلاف تبلیغات این روزها که نگاهی کاملاً یکجانبه و مثبت به این پرونده دارد با یک نگاه واقعی به قوتها و ضعفها، به شرایط کنونی جنبش برای رسیدن به جایگاه واقعی خود نیز اشارهای داشته باشیم.
با قوت گرفتن بلوک کمونیسم بعد از جنگ جهانی دوم و شروع جنگ سرد میان دو قطب قدرتمدار شرق و غرب در دهههای اول قرن حاضر، کشورهای جهان سوم برای ادامه موجودیت خود دچار تنگنای شدیدی شدند که وابستگی قهری به یکی از دو قطب امپریالیسم و کمونیسم، یعنی دو سر استکبار جهانی، سرنوشت ظاهراً محتوم آنها را تشکیل میداد. به عبارت روشن تر، هر جریان سیاسی که میخواست در یک کشور جهان سومی به قدرت برسد، ناچار بود یا به شرق وابسته باشد یا به غرب. طبعاً براندازی حکومتهای وابسته به هر یک از این دو بلوک نیز مستلزم وابسته شدن به بلوک دیگر بود.
این وضعیت برای ملتهای جهان سوم و سران تعدادی از کشورهای آسیائی و آفریقائی قابل تحمل نبود. به همین دلیل و برای رها شدن از این وضعیت نامطلوب، سران 4 کشور آسیائی و آفریقائی یعنی جمال عبدالناصر (مصر)، جواهر لعل نهرو (هند)، احمد سوکارنو (اندونزی) و قوام نکرومه (غنا) جنبش عدم تعهد را تأسیس کردند و این جنبش طی اجلاسی در شهر باندونگ اندونزی در سال 1334 اعلام موجودیت کرد. اهداف اصلی و مهم این جنبش، عدم وابستگی به هر دو ابرقدرت شرق و غرب، استعمارزدائی و ایجاد وحدت میان کشورهای جهان سوم با تأکید بر استقلال آنها بود. سران کشورهای تونس (حبیب بورقیبه) و یوگسلاوی (مارشال تیتو) نیز با پیوستن به بنیانگذاران جنبش عدم تعهد، در فهرست هیئت مؤسس این جنبش قرار گرفتند و بدین ترتیب، جنبش عدم تعهد علاوه بر آسیا و آفریقا، تا اروپای شرقی گسترش یافت و اولین اجلاس خود را در سال 1340 در شهر بلگراد مرکز یوگسلاوی تشکیل داد. جنبش عدم تعهد که هنگام تأسیس فقط 22 عضو داشت اکنون با گذشت 57 سال دارای 120 عضو میباشد.
علیرغم گسترش کمی که نصیب جنبش عدم تعهد شد، این جنبش در طول بیش از نیم قرن عمر خود متأسفانه برای رسیدن به اهداف کیفی توفیق چندانی نداشت. آنچه اکنون میتواند موجب خرسندی باشد فقط اینست که این سازمان بینالمللی موجودیت خود را حفظ کرده و میتواند زمینه مناسبی برای دست یابی ملتهای آزاد به اهداف اولیه این جنبش باشد که هنوز تحقق نیافتهاند.
از عوامل اصلی عدم تحقق اهداف جنبش عدم تعهد، یکی این بود که تعدادی از سران و بنیان گذاران این جنبش به دیکتاتورهای نامدار عصر خود تبدیل شدند و به جای آنکه با قدرتهای استکباری مبارزه کنند به سرکوب ملتهای خود پرداختند و در نقش مهرههای قدرتهای شرق و غرب بازی کردند. مارشال تیتو، حبیب بورقیبه و احمد سوکارنو در اوج دیکتاتوری سقوط کردند و ناصر درحالی که در نیمه راه دیکتاتور شدن بود سکته کرد و مصر تحت سلطه انورالسادات مهره وابسته به آمریکا در آمد و بعد از آنکه در سال 1360 وی به دست سروان خالد اسلامبولی اعدام انقلابی شد، حسنی مبارک جای او را گرفت که در طول سه دهه حکمرانی مستبدانه بر مصر این کشور را به شدیدترین وجه به آمریکا و رژیم صهیونیستی وابسته کرد. بسیاری از دیگر اعضای جنبش عدم تعهد نیز برخلاف منشور این جنبش، به یکی از دو قطب قدرت شرق یا غرب وابسته بودند. جواهر لعل نهرو و قوام نکرومه، تنها کسانی از سران اولیه جنبش عدم تعهد بودند که سالم ماندند و دیکتاتور نشدند.
انقلاب اسلامی ایران، که راهبرد مهم رهبر بزرگ آن حضرت امام خمینی، شعار "نه شرقی - نه غربی" بود، جان تازهای به کالبد نیمه جان ملتهای جهان سوم دمید و ذهنها را بار دیگر متوجه اهداف جنبش عدم تعهد و مراحلی بالاتر از آن کرد که عبارت بودند از قدرت ذاتی ملتها برای اداره کشور خود و ظرفیت بالای اسلام برای مدیریت کشورها. حوادث مهمی از قبیل فروپاشی شوروی، نیمه جان شدن بلوک کمونیسم در سایر نقاط جهان، پیدایش تغییرات عمده در اروپای شرقی، سقوط بسیاری از دیکتاتورها در جهان عرب و شمال آفریقا در اثر بیداری اسلامی، گسترش نهضت آزادی خواهی در مناطق مختلف جهان به ویژه در قلمرو جغرافیائی جنبش عدم تعهد و سرانجام ضعف شدید بنیه اقتصادی و سیاسی اروپا و آمریکا که اکنون درحال گسترش است، تحولات بزرگ و عمیقی در جهان پدید آوردهاند که زمینه را برای تحقق اهداف اولیه جنبش عدم تعهد فراهم ساخته است.
شرط اصلی و بسیار مهم موفقیت جنبش عدم تعهد در آینده و کمال یافتن کارنامه نیمه تمام این جنبش اینست که سران آن از سرنوشت بنیان گذاران عبرت بگیرند و در کام دیکتاتوری فرو نروند.
دیکتاتور شدن، ملازم وابسته شدن است و این با فلسفه تأسیس جنبش عدم تعهد در تضاد است. هر چند امروز، جهان از حالت دو قطبی خارج شده و فقط قطب غربی باقی مانده، ولی تک قطبی بودن یعنی یکه تازی آمریکا و اروپا که خطر بزرگتری برای جهان است. البته قدرتهای جدیدی درحال ظهور هستند که به زودی بار دیگر شاهد دو قطبی شدن جهان خواهیم بود.
همین واقعیت نشان میدهد جنبش عدم تعهد از این پس نیز برای کشورهای درحال توسعه یک ضرورت است و نه تنها باید باقی بماند بلکه باید تقویت هم بشود و البته برای باقی ماندن و تقویتی که موجب کامل شدن پرونده ناتمام شود، این جنبش به مواظبتهای زیادی نیاز دارد تا مانع تبدیل شدن سران کنونی آن به دیکتاتورهائی همچون گذشتگان و مهرههای وابستهای همچون آنان گردد.
ریاست جمهوری اسلامی ایران بر جنبش عدم تعهد در دور جدید یک فرصت مناسب برای تقویت این جنبش است. اکنون مصر و تونس و تعدادی دیگر از کشورهای عضو جنبش عدم تعهد با انقلابهائی که در آنها رخ داده زمینههای خوبی برای کمک به تحقق اهداف جنبش عدم تعهد دارند. جمهوری اسلامی ایران با بهره گیری از این زمینهها و فرصت خوبی که تحولات جهانی در اختیار قرار داده باید حداکثر تلاش خود را برای کامل ساختن پرونده نیمه تمام جنبش عدم تعهد به عمل آورد. این ریاست نباید تشریفاتی باشد. ما باید نشان دهیم که اهل تشریفات نیستیم و درخشانترین دوران را برای جنبش عدم تعهد خلق میکنیم و گامهای عملی مهمی برای تحقق اهداف اولیه آن بر میداریم.
رسالت:آخرین فرصت برای خدمت
«آخرین فرصت برای خدمت»عنوان سرمقاله روزنامه رسالت به قلم محمد کاظم انبارلویی است که در آن میخوانید؛خدارحمت کند مرحوم حجت الاسلام و المسلمین سید علی اکبر ابوترابی را وی با تلفیق همه آموزههای دینی دو کلید واژه ساخته بود که این دوکلید واژه گفتمان اصلی اندیشه های وی را تشکیل می داد؛ " پاک باش و خدمت گذار " !
امسال سال آخر مجموعهای از خدمتگزاران کشور است که در دو دوره ریاست جمهوری آقای احمدی نژاد در هیئت وزیران مشغول خدمت بوده اند .
اقبال مردم به دولت نهم و دهم به این دو واژه بر می گردد . این دو واژه در حقیقت مطالبات اصلی مردم از دولتمردان است .
مردم می خواهند دولتمردان پاک دستی داشته باشند و آنها به چیزی جز خدمت بخوانید اجرای قانون فکر نکنند .
بازخوانی بیانات مقام معظم رهبری در دیدار رئیس جمهور و هیئت وزیران به عنوان یک ارزیابی درست از عملکرد دولت، خالی از لطف نیست . مقام معظم رهبری سال آخر خدمتگزاری دولت را آخرین فرصت برای خدمت به مردم دانستند وفرمودند" باید این سال
جدی تر از سالهای گذشته بدون هیچ کوتاهی و سستی ادامه یابد" جمع بندی مقام معظم رهبری به شواهد آمار و قرائن موجود از خدمات دولت به شرح زیر است .
1- انجام کارهای عمرانی در کشور بویژه مناطق دور دست
2- پیشرفت های چشمگیر در زمینه علم و فناوری
3- ارتقای جایگاه کشور در عرصه سیاست خارجی و مسائل بین المللی و تاثیر گذاری درمنطقه و جهان
4- برجسته شدن ارزشهای انقلاب و امام (ره)
5- مسئله ساده زیستی مسئولان ، استکبار ستیزی و افتخار به
انقلابی گری
6- دعوت به عدالت و دور بودن مسئولان از تجمل
7- تلاش گسترده دولت در جهت ارتباط با مردم
طبیعی است سال آخر دولت ، باید مسئولان با همین آهنگ سالهای گذشته پیش روند تایک رکورد جدیدی از خدمت و پاکدستی ارائه دهند . کوچکترین غفلت از این مهم به ارزیابی عملکرد آنها آسیب می زند .
خصومت دشمنان نظام در دولتهای نهم و دهم به دلیل ایستادگی بر مواضع امام و رهبری بر کسی پوشیده نیست . دشمن به چند دلیل به تعبیر مقام معظم رهبری به شدت و خشونت علیه ملت افزود .
1- پیشرفتهای کشور مورد حقد و حسد آنها قرار گرفت .
2- زنده شدن شعارهای انقلاب توسط مردم و مسئولان چهره آنهارا عبوس تر و خصمانه تر کرد .
3- بیداری اسلامی در منطقه آنها را عصبانی کرد .
4- الگو شدن جمهوری اسلامی برای کشورهای منطقه مطلوب آنها نبود .
دشمن دید علی رغم همه دسیسه ها و نیرنگها جمهوری اسلامی و ملت ایران روی پای خود ایستاده ومشکلات را پشت سر گذاشته است .
نکته مهم بعدی بیانات مقام معظم رهبری در دیدار با هیئت وزیران، طرح مشکلات، آسیب ها و ضعفهای دولت بود
مشکلات و ضعف ها را در زیر می شود فهرست کرد :
1-مشکلات مربوط به معیشت قشرهای متوسط و ضعیف جامعه
2- مسئله تورم ، گرانی و کاهش قدرت خرید مردم
3- افزایش نقدینگی در جامعه و عدم کنترل به موقع آن
4- کمک به بخش خصوصی و میدان دادن به مردم در امر " اقتصاد مقاومتی"
5- مبارزه با مفاسد اقتصادی و سالم سازی فضای اقتصادی کشور و محیط کسب و کار
6- اهتمام به تولید ملی در بخش صنعت ، کشاورزی و بازرگانی
7- اهتمام به مشکلات واحدهای متوسط و کوچک اقتصادی
8- مسئله مدیریت منابع ارزی کشور و حفظ ارزش پول ملی
9- مدیریت مصرف و پرهیز از اسراف و زیاده روی بویژه در بخش دولتی
10- اهتمام به مصرف تولیدات داخلی و جلوگیری از واردات کالاهایی که درداخل تولید قابل قبولی دارد.
11- حمایت از شرکت های دانش بنیان به عنوان یک سرفصل اقتصاد مقاومتی
12- اهتمام به مسئله وحدت و انسجام ملی به عنوان کلیدی ترین مسئله در حل مشکلات
13- اهتمام به امر فرهنگ ، پرهیز از کارهای سطحی و مراقبت و مقابله با فرهنگ مهاجم
14 - اهمیت دادن به " فضای مجازی " و مدیریت درست آن
15- اهتمام به بیداری اسلامی درمنطقه و جلوگیری از مدیریت انقلابهای منطقه توسط سرویسهای موساد ، سیا و ام .آی6
هفته دولت فرصتی است برای مسئولان که به ارزیابی عملکرد خود بپردازند . خط کش این ارزیابی سیاست های کلی اعلام شده از سوی رهبری و نیز رهنمودهای معظم له در دیدار سالیانه با هیئت وزیران در ایام شهریور به مناسبت بزرگداشت شهدای دولت بویژه شهیدان رجایی و باهنر است .
امسال سال آخر دولت دهم است. به تعبیر مقام معظم رهبری " کتاب طولانی و پر حجم خدمات دولت " شیرازه بندی می شود تا تحویل دولت بعدی گردد .
رئیس جمهور و مسئولان دولتی بر اساس آنچه که در این دیدار مطرح شده می توانند کاستی های خود را در یک سال باقیمانده خدمت جبران کنند.
می شود قصورها و تقصیرها و نیز اشتباهات را جبران کرد و رکوردی ازکار آمدی و خدمت باقی گذاشت که مبنای تحرک و تلاش دولتمردان آینده باشد .
رئیس دولت و دلتمردان کنونی در طول خدمت خود در دوره نهم و دهم نشان داده اند که این توانایی را دارند . اگر سستی و غفلت را کنار بگذارند قطعا آنها موفق به ، به جای گذاشتن یک رکورد قابل قبول از خدمت و پاکدستی خواهند شد .
سیاست روز:وظیفه تاریخی جنبش غیر متعهدها
«وظیفه تاریخی جنبش غیر متعهدها»عنوان سرمقاله روزنامه سیاست روز به قلم محمد صفری است که در آن میخوانید؛سازمان ملل آن ساختاری نیست که بتوان از آن توقع حمایت از حق و حقوق واقعی مردمی را داشت که در پی استقلال و پیشرفت بر اساس منطق و قانون هستند.این سازمان به خاطر وابستگی شدیدی که به کشورهای به اصطلاح قدرتمند دنیا دارد، نمیتواند تصمیمی منطقی،قانونی و عاقلانه نسبت اتفاقات دنیا اتخاذ کند و به همین خاطر نیازمند تغییرات اساسی در ساختار اداره و تصمیم گیری در این سازمان است.
رفتارهای دوگانه و چندگانه این سازمان نسبت به بسیاری از مسائل دنیا این ادعا را ثابت میکند.نوع برخورد این سازمان که توسط شورای امنیت آن اداره میشود،با موضوعاتی همچون حقوق هستهای ایران،انقلاب مردم بحرین،کشتاری که توسط تروریستها در سوریه میشود،حمایت کشورهای فتنه گر از عوامل تروریست در سوریه که به طور علنی و آشکارا از سوی مقامات اروپا و آمریکا هم اعلام شده است،کشتار مردم مسلمان میانمار و خواب سنگین این سازمان نسبت به این نسل کشی،جنایات رژیم جعلی صهیونیستی در سرزمینهای اشغالی فلسطین و... بسیاری موارد دیگر این نیاز را دوچندان میکند.
اجلاس کشورهای عضو جنبش غیر متعهدها که دارای پتانسیل بسیاری برای تاثیر گذاری در روند تصمیم گیری وتصمیم سازی در سیاستهای بینالمللی است قرار است در تهران برگزار شود.این اجلاس از آن جهت اهمیت مییابد که ایران به عنوان یکی از مستقلترین کشورهای دنیا ریاست این جنبش را در حالی بر عهده میگیرد که کشورهای سلطه گر و قدرتمند در پی آن بودند که سران کشورهای عضو جنبش در این اجلاس حضور نیابند تا سیاست انزوای ایران که از سوی آمریکا و همپیمانانش دنبال میشود،به این هدف نزدیک شود.اما حضور سران بیش از ۵۰ کشور دنیا در تهران باعث شده است علاوه بر این که خشم آمریکا و رژیم صهیونیستی برانگیخته شود نقش و جایگاه ایران را نیز در معادلات بینالمللی و منطقهای آشکارتر سازد.
سازمانهای غیر وابسته از آن جهت اهمیت مییابند که سازمان ملل به وظایف قانونی و مصرح در ساختار خود پایبند نیست.رئیس جمهور کشورمان در آیین روز جهانی قدس که در سراسر دنیا برگزار شد، در سخنانی به تحلیل روند شکل گیری این رژیم پرداخت و اقدامات ضد انسانی صهیونیستها را بیان کرد و در سخنان خود هیچ تهدید و حمله علیه این رژیم مطرح نشد اما همین سخنان توسط موسسین این رژیم جعلی و دبیر کل سازمان ملل مورد انتقاد قرار گرفت.
کاخ سفید نخستین جایی بود که نسبت به سخنان محمود احمدی نژاد واکنش نشان داد و آن را محکوم کرد.دبیر کل سازمان ملل نیز در پی آن اقدام به محکوم نمودن سخنان روشنگرانه رئیس جمهور ایران کرد.
این اقدامات در حالی از سوی سازمان ملل که سازمانی برای برقراری صلح و دوری از جنگ و خونریزی است، مطرح میشود که بیشترین تهدیدات نظامی از سوی مقامات سیاسی و نظامی رژیم صهیونیستی علیه ایران مطرح شده است و ایران در پاسخ به این تهدیدات اعلام کرده است که در صورت حمله به ایران توسط این رژیم، پاسخ جمهوری اسلامی ویران کننده و نابودگر خواهد بود.
حتی خبرنگاران خارجی هنگامی که از سخنگوی دبیرکل سازمان ملل درباره تهدیدات اسرائیل علیه ایران پرسیدند،به این پرسش پاسخ نداد.
در نشست خبری مارتین نسیرکی سخنگوی بان کی مون یک خبرنگار خارجی از وی پرسید دبیرکل سازمان ملل در بیانیه خود از اظهارات مقامات ایرانی درباره رژیم صهیونیستی ابراز ناراحتی کرد، ولی بسیاری میخواهند بدانند آیا بیانیهای از سوی دبیرکل درباره تهدیدات مکرر اسرائیل درباره حمله به ایران وجود دارد،که سخنگوی دبیرکل از پاسخ به این پرسش منطقی طفره رفت.
سازمان ملل با این گونه رفتار دوگانه گامهای معلقی را بر صحنه بینالمللی بر میدارد که ادامه این روند باعث هر چه بیشتر شدن ناامنی و درگیری و جنگ افروزی خواهد شد.
مدیریت وابسته این سازمان به کشورهایی که خود را همه کاره دنیا میدانند مشروعیت واقعی آن را زیر سوال برده است.مردم جهان اکنون با توجه به عملکرد سازمان ملل از خود میپرسند،این سازمان برای اجرای اهداف آمریکا تاسیس شده است یا برای اجرای منویات مردمی که در اقصی نقاط جهان به نوعی تحت سلطه و استثمار سیاستهای آمریکا و صهیونیستها قرار دارند؟
همه کشورهای دنیا عضو این سازمان هستند و هر کدام از آنها در تصمیمگیری این سازمان میتوانند ایفای نقش کنند.
آمریکا در سازمان ملل یک دیکتاتوری بینالمللی ایجاد کرده است و اگر نبودند کشورهای مستقلی همچون ایران که مقامات آن را به چالش بکشند اکنون شاهد اقدامات گستردهتری از سوی آمریکا و همپیمانانش علیه حقوق مردم دنیا و بشریت میبودیم.
تهران امروز:جنبش عدم تعهد؛ آرمانهای مطلوب
«جنبش عدم تعهد؛ آرمانهای مطلوب»عنوان یادداشت روز روزنامه تهران امروز به قلم دکتر محمد مهدی مظاهری است که در آن میخوانید؛پس از پایان جنگ جهانی دوم و شکل گیری نظام دو قطبی در عرصه بین الملل ، تلاش هایی از سوی برخی از کشورهای مستقل برای ارائه الگوی نوینی در سیاست بین الملل صورت گرفت، این کشورها اصطلاحا به عدم تعهد یا عدم وابستگی «نم» شهرت یافتهاند. در واقع گروهی از ملل نو خاسته آفریقایی و آسیایی که به منظور کنارهگیری از دسته بندیهای سیاسی – نظامی و اقتصادی درصدد برآمدند ضمن احیای هویت مستقل از شعله ور شدن آتش جنگ جدید در جهان نیز جلوگیری کنند.
قصد بانیان این جنبش این بود که ضمن تضمین استقلال کشورهای خود بلوک بندی های ناشی از تصمیمات دو ابر قدرت را نیز از بین ببرند ، گرچه این جنبش از زمان بنیانگذاری توفیقاتی را در عرصه های مختلف به همراه داشته، ولی ابرقدرتها از زمان شکلگیری آن تلاش نمودند که از وحدت رویه میان اعضا جلوگیری کنند ، چرا که این سیاست مستقل از سوی جنبش عدم تعهد با سیاست جنگ طلبانه دو ابر قدرت به ویژه آمریکا مغایرت داشت ، بهطوریکه وزیر خارجه وقت آمریکا، دالس اظهار میداشت «آنها که با ما نیستند علیه ما هستند».
به طورکلی در طول چند دهه گذشته آمریکا و شوروی سابق تلاش داشتند با تقویت جناح هایی در چارچوب جنبش عدم تعهد سیاست ها و تصمیماتی که غیرمتعهدها اتخاذ میکنند با استراتژی ها و اهداف سیاست خارجی خود تطبیق بدهند ، بهطوریکه برخی بر این باورند که در عرصه عمل به تعداد انگشت شمار هم کشور غیرمتعهد نداریم.
پس نفوذ قدرتهای بزرگ در جنبش از عامل اصلی ناکامی این گروه سیاسی در اتخاذ مواضع مستقل در چند دهه گذشته بوده است. ضمنا عدم ضمانت اجرایی قطعنامههای صادر شده از جنبش نیز توانایی اثرگذاری آن را در معادلات بینالمللی کم اثر کرده همچنین ترکیب ناهمگون اعضا با ساختار سیاسی و اقتصادی متفاوت مانع تلاش های گروه «نم» گردیده است ولی با تمام ضعف ها و ناکامیهایی که این جنبش داشته و دارد، با توجه به تحولاتی که در عرصه بین المللی به وقوع پیوسته است.
اعضای «نم» راهی جز همبستگی و اتحاد درونی ندارند. از آنجا فلسفه شکل گیری این جنبش محصول جهان دوقطبی و فضای جنگ سرد بوده است با توجه به تحولات اخیر جهانی و منطقهای و سیاست های یکجانبه گرایانه آمریکا ، جنبش عدم تعهد باید معیارهای جدید و دقیق را بر اساس نیازها و مقتضیات روز برای اثربخشی تصمیمات در عرصه جهانی تدوین نماید. از آنجا که در سطح منطقه خاورمیانه و شمال آفریقا پس از خیزش های اسلامی و مردمی شاهد بر هم خوردن معادلات قدرت هستیم و شکل گیری نظام های مردم سالار در این حوزه آسیب هایی را متوجه منافع غرب و اسرائیل نموده است. لذا آمریکایی ها با استراتژی چندگانه در راستای مدیریت بحران و بهره برداری عملی از فضای موجود هستند، به نظر می رسد ترس غرب از سرایت دامنه تغییرات به حوزه کشورهای خلیج فارس باعث شده که آنها تلاش خود را برای ایجاد فشار و اجماع بین المللی علیه سوریه متمرکز نمایند.
با توجه به رویکرد دوگانه غرب نسبت به تحولات منطقه یعنی تلاش برای دخالت آشکار در سوریه و سکوت مطلق در برابر قیام های مردمی در بحرین و عربستان، باید جنبش عدم تعهد در راستای اصول و معیارهای بنیانگذاران آن در نشست تهران نسبت به این مواضع تصمیمگیری کنند، جنبش عدم تعهد در آزمون سختی قرار گرفته که نباید نسبت به رسالت تاریخی خویش بیتفاوت عمل کنند. با توجه به اهمیت این نشست و میزبانی آن توسط ایران باید گفت:
1 - با توجه به قدرت نرم ایران در عرصه دیپلماسی و تاثیر آن در تحولات بهار عربی (خاورمیانه و شمال آفریقا) مدیریت موضوعات منطقهای باید در راس موضوعات اجلاس مذکور قرار گیرد. در این عرصه باید نسبت به هر گونه مداخله خارجی و نقض آشکار حاکمیت ملی کشورها از سوی قدرتهای خارجی موضعگیری علنی شود.
2 - از آنجا که در سایه مداخلات خارجی در منطقه تنشها میان کشورهای منطقه به ویژه در میان کشورهای مسلمان فزونی یافته است ایران بایستی ضمن اعلان مواضع شفاف در دفاع از منافع ملی و اصولی خود در منطقه ، ضرورت منطق گفتوگو و تنش زدایی به جای منطق زور در مسایل منطقهای را مطرح سازد. بیتردید افزایش سطح مناسبات کشورهای اسلامی و جهان سوم و رایزنی های دیپلماتیک میتواند در خنثی سازی توطئه دشمنان که برای انزوای ایران در منطقه و بینالملل صورت می گیرد، موثر باشد.
3 - فعالیتهای صلحآمیز هستهای ایران طبق اصول بند4 و 6 پیمان منع گسترش سلاحهای هستهای معروف به (NPT) با رویکردهای بسیاری از کشورهای غیرمتعهد نظیر هند، مصر، اندونزی، آفریقای جنوبی و کوبا منافاتی ندارد. لذا ایران میتواند از نقش این نهاد بینالمللی برای اثبات حقانیت خویش و بیاثرگذاشتن تحریمهای همهجانبه غرب و اسرائیل استفاده کند.
4 - ایران به اهمیت حضور کشورهای اثرگذار این جنبش در راس آن مصر واقف است. از آنجا که محمد مرسی پس از مدیریت بحران داخلی گامهایی را برای اتخاذ سیاست مستقل و بازگشت مصر به هویت اسلامی برداشته است، غرب و اسرائیل در تلاش اند که از نزدیکی این دو کشور مهم در خاورمیانه جلوگیری کنند. بی تردید حضور محمد مرسی در این جلاس و رایزنی آن با مقامات کشورمان گامی بزرگ در زدودن غبارهای گذشته و آغاز فصل نوین در روابط فیمابین قلمداد میشود.
5 - ایران به همراه مصر در سال 1974 طرح خاورمیانه عاری از تسلیحات هستهای را ارائه نمود و این طرح در سازمان ملل متحد نیز به رسمیت شناخته شد از آنجا که مناقشه هستهای در خاورمیانه بهدلیل امتناع رژیمصهیونیستی از پذیرش پادمانهای بین المللی و پیمان NPT به اوج خود رسیده است، اجلاس تهران می تواند با طرح مجدد این موضوع فضا را برای کاهش مناقشات و اقدامات عملی برای جلوگیری از سیاست تبعیض آمیز غرب در این ارتباط هموارتر سازد.
6 - پوشش رسانهای این نشست بسیار حایز اهمیت است، بنابراین فارغ از هر گونه اختلافات میان گروههای مختلف سیاسی ، باید فضای همدلی و اتحاد برای دفاع اصولی از منافع ملی در میان مسئولین و آحاد مردم و حوزه رسانه مدنظر قرار گیرد.
وطن امروز:بیلش را بسیج میزند جیغش را این جماعت!
«بیلش را بسیج میزند جیغش را این جماعت!»عنوان یادداشت روز روزنامه وطن امروز به قلم حسین قدیانی است که در آن میخوانید؛
1- دههای پیش رفته بودم پیش سیدمهدی شجاعی تا با خالق «کشتی پهلو گرفته» گفتوگو کنم برای یکی از 2 روزنامه عصر آن عصر. جناب نویسنده در نقد مدیریت آقای زم بر حوزه هنری مثال جالبی زد و گفت: «تحت تاثیر این مدیریت، هنر اسلامی کاملا مغفول ماند و به جای آن کارهای اقتصادی محور فعالیتها قرار گرفت. هنرمندان به حاشیه رفتند و بدتر، وسیلهای شدند برای سیاستهای اقتصادی. به قول یکی از دوستان، حکایت مدیریت حوزه و ما مثل حکایت آن گدایی شده بود که بچههایش را مقابلش میخواباند تا جلب ترحم کند! شاید باورتان نشود ولی فیالواقع همینطور بود». (کیهان/ شنبه 21 تیر 1382/ صفحه 12).
2- اصلا مهم نیست هنرمند، سیاسی باشد یا نه. آنچه بیش از این اداها و ادعاها اهمیت دارد این است که هنرمند، سیاستمدار، روشنفکر و... کمی صداقت، اگر نه، اندکی انصاف داشته باشند. لحظهای تصور کنید زلزله آذربایجانشرقی با شب اسکار همزمان میشد. کافی بود صدا و سیما تصاویری از مردم زلزلهزده پخش کند تا بر سرش سیل این آوار خراب شود که چرا غممحوری؟! چرا شادی بلد نیستیم؟! چرا فرهنگ غم داریم اما ادب مسرت نداریم؟! و... البته چرا به بهانه زلزله، افتخار اسکار را انکار میکنیم؟!
3- برای اپوزیسیون جمهوریاسلامی از سیاستمدار و روزنامهنگار گرفته تا روشنفکر و هنرمند، هر چیزی وسیلهای است برای ضربه زدن به نظام، خواه زلزله باشد و خواه سیل. بستگی به روز وقوعش دارد که چه باشد لحن ضربهزنی؟! اگر زلزله مصادف شد با لیله..القدر و روز قدس و اجلاس سران غیرمتعهد، لحن ضربه آب و رنگی میگیرد جدای از همزمانی فرضی همین زلزله با شبی مثل شب اسکار. آنچه هدف است ضربه زدن به نظام است و برای رسیدن به این هدف مقدس(!) آنچه قابل توجیه است، وسیله! اصولا برای اپوزیسیون ما خنده و گریه موضوعیت ندارد؛ هیچچیز موضوعیت ندارد الا کوبیدن نظام.
4- ظاهر ماجرا این است که زلزله به مدد اصلاحطلبان آمد تا برای تخطئه مثلث «شب قدر، روز قدس، اجلاس غیرمتعهدها» بهترین اتفاق ممکن افتاده باشد. از سویی با تیترهای چندریشتری، ژست مردمی بودن میگیرند و از دیگر سو، حکومت و دولت را در مهار بحران (زلزله آری اما کدام بحران؟!) ناتوان جلوه میدهند. همه حرفشان این است: «ما اصلاحطلبان، هنرمندان را به صف میکنیم تا از مردم پول بگیریم و بدهیم به زلزلهزدهها. حکومت و دولت نبودند، نبودند!» انصافا ادعای شیکی است! شیکتر هم میشود وقتی از یاد نبریم شیرین عبادی در زلزله بم، حساب شخصی داده بود به خلقالله! یا سعید شریعتی در همین زلزله! حتی میتوان از عالیجناب چهچه پرسید؛ برای احداث باغ هنر بم، چه شد آن همه پول و آن همه زمین که حتی از ملت، حتیتر از دولت گرفتی؟!
5- واقعیت این است که اپوزیسیون بیش از آنکه غم زلزله داشته باشد، سودای کوبیدن نظام در سر میپروراند. من واقعا بنا ندارم هر اصلاحطلبی را اپوزیسیون بخوانم یا هر هنرمندی را مغرض. اما این همه که دگراندیشان محترم دم اقشار آسیبپذیر را میبینند (خیلی!) پس چرا مردم اهر، هریس، ورزقان و... در آخرین انتخابات ریاستجمهوری کمترین رای را به آقایان کروبی و موسوی داده بودند؟! راز این تناقض عجیب در چیست که محمود احمدینژاد با یک اختلاف رای بسیار بسیار فاحش، بر دیگر رقبای مثلا هنرمند و قطعا اصلاحطلب خود پیروز میشود؟!
1-5- صداقت و نفاق، هر 2 مزه دارند و مردم بویژه مردم تهیدست مخلص، شامهای تیز. اهری و هریسی و ورزقانی به خوبی میفهمد چه کسی صادق است و چه کسی منافق.ادامه از صفحه اول
کی واقعا به فکرشان است و کی به فکر آلاف سیاست و الوف فرهنگ. برای دولتی در ردیف دولت احمدینژاد خیلی ژستها میتوان گرفت اما ژست روستاپروری و زلزلهزدهمحوری نمیتوان. این نان در این تنور نمیچسبد! خیلیها میگویند چرا رئیسجمهور به مناسبت این زلزله پیامی نداد اما من میگویم اصولا وجب به وجب سفرهای استانی پیامی از پیش داده شده به همه مردم محروم این مرز و بوم است. اینچنین است که «ادعای شیک» جواب نمیدهد.
2-5- اصولا دومخردادیهای اهل سیاست، نیز جماعت هنرمند همسو، در قیل و قال و آثارشان ـ نه ادعای امروزشان!- چه کردهاند برای این روستاییان؟! «دولت سیبزمینی نمیخواهیم»، فحش به حکومت و تهمت به دولت نبود، بلکه اصلش را بخواهی، لجنپراکنی بود علیه همین مردم هریس. مردمی که لابد با یک کیلو سیبزمینی رایشان عوض میشود! توهین آشکار به اسلام پابرهنههای خمینی(ره). پیرزن زیلونشین اهری، در سینما و رمان و تئاتر و نقاشی هنرمند طبقه روشنفکر، در میانه این همه خانه لوکس و دروغ و خیانت و چندهمسری و بدحجابی و چه و چه، چه محلی از اعراب دارد که باید سپاه و بسیج و ارتش و هلالاحمر و کمکهای مردمی کمیته امداد و بچههای علوم پزشکی تبریز و وزارت بهداشت و راه و مسکن و خیرین و... همه و همه را ول کند و فقط و فقط دلخوش کند به سر در سینما آزادی؟!
3-5- دگراندیش دل هم که میسوزاند، انگار تافته جدابافته است! هنوز دلش نسوخته، منتش را میگذارد! نه حکومت و نه دولت، نه بسیج و نه سپاه، این فقط ما هستیم که به فکر زلزلهزدگان هستیم و شاکی از خنده بازار! حتی اگر حساب شخصی میدهیم، این ماییم که داریم پول جمع میکنیم! پول جمع کردن ما چیز دیگری است، چون دم اسبی مویمان را میبندیم! و در مراسم عزا، به جای گریه کردن مثل همه آدمها، سوت ممتد میکشیم و آن دست قشنگه را میزنیم!
4-5- بیلش را بچه بسیجی میزند، آوارش را بلدوزر ارتش برمیدارد، چادرش را هلالاحمر برپا میکند، پتو و خیلی چیزهای دیگرش با سپاه است، اقدامات پزشکیاش با علوم پزشکی است، سرزدنش با رهبر و رئیسجمهور و رئیس مجلس و وکیل و وزیر است، کارش با دولت است و نظارتش با حکومت؛ آن وقت جیغش را این جماعت میکشند! خدمتش با اجزای نظام است؛ آن وقت پزش را در عالم رسانه، این جماعت میدهند!
6- ان معالعسر یسرا. زلزله آمد، سخت هم آمد. بدموقعی هم آمد. تا توانستند بساط کاسبی پهن کردند بعضیها. خدا اما جای حقی نشسته. آنقدر حق که به هم میزند بساط کاسبی را. نه! اصلا لازم نیست شب اسکار زلزله بیاید. بگذار نشانههای آیه «ان معالعسر یسرا» ما باشیم. جنگ نرم خدا با کسانی که خدا جایی در محاسباتشان ندارد، وه که چه دیدنی است. از این پس رسانه ملی هر سال باید پخش کند راهپیمایی روز قدس اهر و هریس و ورزقان را. خدا به خوبی بلد است چگونه در خانه فرعون، موسای خود را بزرگ کند. از خود فرعون بگیر تا فرعون فتنه تا فرعون زلزله. همین را میخواستند این جماعت! دیدن راهپیمایی روز قدس زلزلهزدگان را!
به شیک بودن ادعا نیست. همهچیز دست خداست. مخلص اگر باشی، زلزلهزده ورزقانی را میبینی که برای شب قدر علی لباس مشکی به تن دارد. نماز عید فطر میخواند. راهپیمایی روز قدس میآید تا به وراجترین اپوزیسیونی که یک نظام میتواند داشته باشد بگوید زلزله اصلا سفره مناسبی برای کاسبی نیست! آهای جماعت! آیا ما همانها نبودیم که سال 88 رایمان را دروغ و تقلب خواندید، فقط به جرم روستایی بودن؟! قبل از این خرابی زلزله، باز هم حکومت و دولت و ملت و رهبر و بسیج و سپاه بودند که آوار پسلرزههای شورش اشرافیت بر جمهوریت محروم را از سر ما برداشتند. الحق که آوار دیروز علیه رای ما، راه ما و آرمان ما، از آوار این زلزله علیه جسم ما مخربتر بود. اف بر شما که آن آوار، کار شما بود و آن آواربرداری از سر صندوق مظلوم ما، باز هم مثل امروز کار حکومت.
حمایت:شکست معادلات غرب
«شکست معادلات غرب»عنوان یادداشت روز روزنامه حمایت است که در آن میخوانید؛کشورهای غربی در ماههای اخیر با به کارگیری برخی از کشورهای منطقهای برآن بودهاند تا سوریه را تحت سلطه خود قرار دهند.هر چند که آنها تحرکات گستردهای در این عرصه داشته اند اما روند تحولات نشانگر شکست معادلات آنها است بگونهای که طرحهای آنها برای بهرهگیری از گروههای تروریستی برای سلطه بر سوریه نیز با ناکامی همراه شد. با توجه به شرایط سوریه این سوال مطرح است که ریشه شکست معادلات غرب چیست و چه عواملی موجب موفقیتهای سوریه در برابر توطئههای شده است.
در پاسخ به این پرسش چند نکته قابل توجه است.نخست آنکه مردم سوریه به رغم تمام تحرکات تبلیغاتی غرب همچنان به حمایت از نظام و ارتش ادامه دادهاند. در تحولات سوریه میتوان به خوبی همگرایی مردمی با دولت در حوزههای مختلف را مشاهده کرد.
در حوزه سیاسی مردم با حضور در انتخاباتهای برگزار شده ضمن مشارکت در روند سیاسی کشورشان طراحی سیاسی دشمنان سوریه را ناکام ساختند. در حوزه اقتصادی نیز مردم به رغم اعمال تحریمهای غرب با پایداری و مقاومت در برابر تحریمها عملا شکست تحریمهای غرب را رقم زدند.
در حوزه امنیتی نیز مردم دریافتهاند که شبه نظامیان و ارتش آزاد نه برای کمک به مردم بلکه برای نابودسازی سوریه وارد عرصه شدهاند و در صورت عدم پایداری مردمی، این کشور به جولانگاه تروریستها و در نهایت غرب مبدل خواهد شد. مردم سوریه ضمن حمایت از ارتش با تشکیل نیروهای مردمی به مقابله با شبه نظامیان تحت حمایت غرب پرداختند که از عوامل برقراری امنیت در سوریه بوده است.دوم آنکه ارتش سوریه نیز با الگو گیری از مقاومت به مقابله با گروههای تروریستی و دست پروردگان غرب پرداختهاند.
به رغم تحرکات غرب برای ایجاد شکاف میان نظامیان، ارتش سوریه با وحدت در حمایت از تمامیت ارضی کشور به مقابله با طراحیهای غرب پرداختند. سوم آنکه افکار عمومی جهان پس از گذشت مدتی دریافتند که مسئله سوریه جنگ داخلی و یا خواستههای مردمی از دولت نمیباشد بلکه برگرفته از تحرکات غرب برای سلطه بر این کشور و کل منطقه است. غرب تلاش دارد تا با سلطه بر سوریه، ساختار نظام بین الملل را دگرگون سازد. غرب به دنبال نظم نوین جهانی است که یک جانبه گرایی آن را به همراه دارد.
افشای این حقیقت موجب شد تا در کنار افکار عمومی دولتهای بسیاری در کنار سوریه در مقابله با غرب قرار گیرند. با توجه به آنچه ذکر شد میتوان گفت که معادلات غرب در سوریه با شکست همراه شده و آنها نتوانستهاند طرحهای خود را در این کشور اجرایی سازند. هر چند که آنها همچنان به فتنه انگیزی در سوریه ادامه داده و برآنند تا با ابزارهای مختلف این کشور را به ورطه نابودی سوق دهند.
آفرینش:فرصت طلایی اجلاس برای حداکثر بهرهگیری
«فرصت طلایی اجلاس برای حداکثر بهرهگیری»عنوان سرمقاله روزنامه آفرینش به قلم حمیدرضا عسگری است که در آن میخوانید؛در آخرین فرصت باقی مانده به آغاز شانزدهمین اجلاس جنبش عدم تعهد درتهران، لازم دانستیم تا به نکاتی چند پیرامون حضورسران بیش از 120 کشور جهان در کشورمان اشاره ای داشته باشیم تا از فرصت هایی که در زمینه های سیاسی، اقتصادی و فرهنگی برای ما به وجود آمده نهایت استفاده را ببریم.
بعد" سیاسی": در شرایط فعلی سازمان های بین المللی و کشورهای غربی و برخی کشورهای منطقه تلاش می کنند که سیاست های ایران را بایکوت کنند و برنامه و خواسته های خود را بر ایران تحمیل کنند و سعی دارند تا نشان دهند که جمهوری اسلامی منزوی شده است. درحقیقت این گردهمایی به منزله شکستن سیاست های تحمیلی و تحریمی است. لذا حاشیه های این اجلاس فرصت مناسبی است هم برای هیات هایی که به ایران می آیند و هم برای دستگاه دیپلماسی کشورمان، تا در گفتگوهای دو یا چند جانبه به تبادل اطلاعات و تحلیل ها بپردازند.با توجه به کثرت اعضای حاضر در جنبش عدم تعهد و حضور پررنگ این نهاد در روندهای تصمیم سازی و سیاستگذاری جهانی، می توان از آن به عنوان تریبونی رسا استفاده کرد و تا حدودی از یکجانبه گرایی و فشارهای سیاسی کشورهای غربی برعلیه کشورمان بکاهیم و از قدرت نفوذ این جنبش دربرابر اقدامات تحریک آمیز آمریکا و اسرائیل استفاده کنیم.
بعد "اقتصادی": در گروه های شرکت کننده در این اجلاس بسیاری از مقامات و مسولان اقتصادی کشورها نیز حضور دارند. لذا ضروریست تا مقامات سیاست خارجی کشورمان ترتیبی را لحاظ کنند تا تجارو نهادهای اقتصادی کشورمان بتوانند رایزنی هایی را با این کشورها داشته باشند. بر اساس آمار گمرک ایران حجم تجارت ایران با کشورهای عضو جنبش عدم تعهد به بیش از 43میلیارد دلار در سال میرسد و این فرصت مناسبی است تا با حضور تمام این اعضا در تهران مناسبات اقتصادی ما با آنها گسترش یابد.به طور کلی شاخص هایی نظیر جمعیت فراوان، جغرافیای گسترده، موقعیت های ترانزیتی، نیرو های علمی و منابع طبیعی فراوان از ظرفیت های مهمی است که در اختیار کشورهای جنبش عدم تعهد است و می توان از این ظرفیت ها درجهت بهبود وضعیت اقتصادی کشورمان استفاده کنیم.
یکی دیگر از ظرفیت های اقتصادی جنبش عدم تعهد، در حوزه انرژی میباشد. از 40 کشور تولیدکننده و صادرکننده فراورده های نفتی 27 کشور عضو جنبش عدم تعهد هستند، لذا با توجه به تحریم های نفتی کشورمان می توان از پتانسیل های این کشورها درجهت گسترش بازار فروش، استفاده از دانش فنی و تجهیزات مدرن، دور زدن تحریم و ارتقای جایگاه اقتصاد نفتی خود استفاده کرد.بعد"فرهنگی" : جنبش عدم تعهد به واسطه عضویت تعداد زیادی از کشورهای جهان در آن (120 کشور) و حضور 20 کشور و 17 سازمان بین المللی به عنوان عضو ناظر بیش از هر نهاد دیگری از ظرفیت نمایندگی افکار عمومی جهانی و جامعه بین الملل برخوردار است. لذا بهترین فرصت است تا ما پتانسیل ها و واقعیات فرهنگی خود را برای جهانیان بازتعریف کنیم و از سیاه نمایی هایی که غرب در قالب ایران هراسی ایجاد کرده است چهره بشوییم.
این جنبش بیشترین تنوع را در قالب ادیان مذهبی، فرهنگ های بومی، سنت های رفتاری و اخلاقی جوامع مختلف در سراسر جهان را باخود یدک میکشد. آشنایی متقابل و بازتعریف الگوهای رفتاری و شخصیتی میان ما و دیگر کشورها، بهترین فرصت برای معرفی فرهنگ غنی ایران و ایرانیان میباشد. فرصت مناسبی است تا جایگاه رفیع علمی و دستاوردهای پیشرفته دانشمندان کشورمان را درعرصه های مختلف علمی، فضایی، پزشکی، نانو و... به نمایش بگذاریم تا جهانیان با شنیدن نام ایران فقط چالش های هسته ای برایشان تداعی نشود و متوجه شوند که ایران کشوری پیشرفته با مردمی صلح جو می باشد.آنچه گفته شد ضروریاتی بود که می بایست مسولان امر آن را در دستور کار خود قراردهند که قطعا داده اند، تا انشاالله نقش ما تنها به عنوان یک میزبان تشریفاتی در این اجلاس نبوده باشد و از "میزبانی راهبردی " خود نهایت استفاده را ببریم.
مردم سالاری:جنبش عدم تعهد فرصتی تاریخی
«جنبش عدم تعهد فرصتی تاریخی»عنوان سرمقاله روزنامه مردم سالاری به قلم میرزابابا مطهرینژاد است که در آن میخوانید؛ شانزدهمین نشست جنبش عدم تعهد در تهران و انتقال ریاست دورهای این جنبش برای سه سال به جمهوری اسلامی ایرن فرصتی است تاریخی تا اهداف صلح جویانه و استقلال طلبانه جمهوری اسلامی ایران در ابعاد بینالمللی عمق استراتژیک لازم را پیدا کند.
همانگونه که همگان میدانند، این جنبش بر پایه اصول احترام به تمامیت ارضی و حاکمیت ملی کشورهای عضو، عدم تجاوز و عدم دخالت در امور داخلی یکدیگر، برابری و امتیازات متقابل و همزیستی مسالمتآمیز در آوریل 1954 با اجتماعی گروهی از کشورهای آسیایی در سریلانکا شکل گرفت و اکنون 120 کشور با پذیرفتن منشور این جنبش عضویت آن را پذیرفتهاند.
ایران بعد از انقلاب در سال 1358در ششمین نشست به عضویت این جنبش در آمد و اینک شانزدهمین نشست جنبش را میزبانی میکند.این تشکل یک مجموعه تاثیرگذار بر روند تحولات جهانی و نشانهای از پایان دوران استعمار و مخالف سلطه قدرتهای بزرگ است و تریبونی است آزاد برای اعلام نظرات و مواضع کشورهای جهان سوم و در حال توسعه که عضویت در این جنبش مسیر دشوار و دستیابی به استقلال سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی را تسهیل مینماید.
اولین نشست این جنبش در 1955 میلادی در باندوگ اندونزی تشکیل و اصول اساسی آن تصویب شد. ساختار اداری این جنبش دارای سلسله مراتب برتری جویانه نیست و همه کشورهای عضو فارغ از اندازه و اهمیت خود از فرصت یکسانی برای ایفای نقش در تصمیم سازی و سیاست گذاری برخوردارند.
اجلاس سران، مناسبتی است که در بالاترین سطح تشکیل جلسه میدهد. کشور میزبان، ریاست جنبش و مسوولیتهای مربوطه را از کشور میزبان قبلی برای مدت سه سال تا اجلاس بعدی برعهده میگیرد. ساختار اداری جنبش در مدت ریاست کشور میزبان به این کشور سپرده میشود. اجلاس سران، اجلاس وزرای امور خارجه، اجلاس تخصصی و کمیته متدلوژی در نقش آفرینی جنبش تعریف شده و در مسائل مهم جهانی در سازمان ملل یا مناسبتهای مشابه مواضع یکسانی را اتخاذ میکنند.
جمهوری اسلامی ایران بعد از عضویت در این جنبش حضور فعالی در نشست های جنبش داشته و جنبش نیز در موارد زیادی به نفع ایران موضعگیری کرده است. از جمله در جنگ تحمیلی، حمله آمریکا به هواپیمای مسافربری سال 1367، حمایت از اجرای قطعنامه 598، دفاع از حقوق هستهای ایران و...
از نکات قابل توجه جنبش عدم تعهد، تعریف و معیارهای کشور غیرمتعهد است که در سال 1961 میلادی، با پیشنهاد بنیانگذاران جنبش در بلگراد تصویب شد.
این معیارها همسو یا سیاستهای ایران براساس قانون اساسی است. این معیارها عبارتند از:
1- داشتن سیاست مستقل بر مبنای همزیستی مسالمتآمیز
2- پشتیبانی از نهضتهای آزادی بخش
3- عدم وابستگی به اتحادیههای نظامی
4- نداشتن هیچگونه اتحاد نظامی دو جانبه با یکی از قدرتهای بزرگ
5- خودداری از پذیرفتن و نداشتن پایگاه نظامی خارجی درخاک خود که بعداً در نشست باندوگ اندونزی با نام اصول دهگانه ارتقا یافت.
اجلاس پانزدهم جنبش سه سال پیش در مصر بود و به همین علت ریاست جنبش در حال حاضر به مصر است و در اجلاس شانزدهم که ایران میزبان است، ریاست به ایران واگذار خواهد شد. این هم از الطاف الهی است که ایران ریاست را نه از حسنی مبارک که از رئیسجمهور مسلمان منتخب مردم مصر تحویل خواهد گرفت و این خود فرصتی است برای نزدیکتر شدن دو کشور مسلمان انقلابی ایران و مصر و ایفای نقش موثرتر مشترک در مسائل جهان اسلام و مسائل بینالمللی.
آنچه که در این مختصر نگارنده بر آن تاکید مینماید تا از این فرصت تاریخی بالاترین دستاورد در حساسترین شرایط ایران و منطقه و جهان حاصل آید، این است که مردم و مسوولان کشور به سه نکته مهم توجه کنند:
1- تصویری که از ایران، انقلاب و جمهوری اسلامی دارند با قانون اساسی محک بزنند و به تصویری واحد از خود دست یابند و در این اجلاس با این تصویر ظاهر شوند. این نکته بر اقتدار میزبانی کشورمان خواهد افزود و بر تسهیل رابطه فعال مهمانان با ما موثر خواهد شد.
2-در شناخت درست و آگاهی از شرایط، مواضع، ظرفیتها و توانمندیهای کشورهای عضو جنبش واقع بینانه و به دور از هر نوع ذهنگرایی اهتمام کنیم و این شناخت را با مردم و نهادهای مردمی در میان بگذاریم تا بدون دغدغه و واقعبینانه در مذاکرات رسمی و غیررسمی از این آگاهیها بهرهبرداری کنیم
و این فرصت تاریخی و طلائی را برای مقابله با دسیسههای دشمنان اتحاد و استقلال از دست ندهیم.
3- تصویری که کشورهای عضو و کشورهای مهمان از ایران و جمهوری اسلامی ایران دارند را بشناسیم و با تمام توان و برنامهریزی جذاب و با توجه به علایق آنان سعی در واقعی کردن این تصویر داشته باشیم. در همین چند ماه گذشته و در سال یاد ارتحال امام راحل(ره) از رادیو شنیدم که با مهمانان این مراسم گفتوگو میشد و برخی از این مهمانان از تصویری متفاوت از آنچه دیدهاند در مورد ایران سخن میگفتند و اظهار میداشتند که تصویر قبلی آنها از کشورمان کاملا ناصحیح و غیر از آنی است که دیدهاند. در این اجلاس چون هیاتهای شرکت کننده کارشناسان و مدیران سیاسی، اقتصادی و فرهنگی هستند، موضوع از حساسیت بیشتری برخوردار است و نباید از این مهم غفلت کرد.
امید که با توجه به 3 نکته ارتباطی برگرفته شده از نظریه معروف صاحبنظر صاحب نامی چون «برانلوند» که اشاره کردم از این فرصت تاریخی بهترین استفاده را برای حل مشکلات جهانی کشور خودمان و سایر کشورهای مستقل جهان داشته باشیم، که خطاها را نه تنها ملت ما که تاریخ هم بر ما نخواهد بخشید.
ابتکار: آخرین هفته دولت
«آخرین هفته دولت» عنوان سرمقاله روزنامه ابتکار به قلم محمدعلی وکیلی است که در آن می خوانید؛انگار همین دیروز بود که مناسبتها را با وصف «اولین» برای دولت نهم به کار میبردیم. اولین هفته دولت نهم، اولین سالگرد دولت نهم، اولین سفر استانی دولت، اولین سفر خارجی دولت ودهها «اولین» دیگر که هفت سال پیش فضای رسانه ای را پر کرده بود. امّا مدتی است که مناسبتها با وصف(آخرین) برای دولت دهم به کار میرود. آخرین سفر نیویورک، آخرین سفرهای استانی، آخرین سال دولت، و حالا هم آخرین شهریور دولت فرا رسیده است.
یکی از ویژگیهای دولتها در ایران، تفاوت درشروع وپایانشان است. این تمایزدر دولت آقای احمدی نژاد بیش ازدیگردولتها خودنمایی میکند. اولین در دولتش آنچنان طوفانی وکهکشانی بود که خود نام انقلابی دیگر بر آن گذاشتند. بسیاری ازسنتها، روش ها، و قواعد جاری در دولتهای پیش از خود را به سخره گرفتند و به دیوار کوبیدند، ساختارهای بسیاری را به هم ریختند، و خود به ساختارسازی اقدام کردند. اتوبان دولت در ابتدا یکطرفه بود و ماشین دولت بدون هراس نسبت به موانع احتمالی با تخته گاز میرفت. مخالفین توان از دست دادند و گرد وغبار سرعت منتقدین را نیز ساکت میکرد یاران و همراهان شیداگونه به تمجید دکتر میپرداختند و همزمان ناسزا نثار گذشتگان میکردند.
گویی که آنان توانسته بودند در سنتهای طبیعت هم دست ببرند و بی اعتماد به قواعد حاکم، رفتار جریان ماندگار را داشتند. بی توجه به سرنوشت گذشتگان و بی اعتنا به اینکه هر آغازی را پایانی است و فرصتها همچون ابر بهاری میگذرند، چنان در ساحت سیاست عنان رها کردند که به نیمه نرسیده برخی از یاران تاب سرعت نیاوردند و مجبور به ترک صحنه شدند؛ اما ماشین همچنان با آخرین سرعت در حرکت بود، تا اینکه پس از نیمه راه متوجه موانع مهلک و خطرات پیش رو شد و با برخوردهای صورت گرفته معایب ماشین یکی پس از دیگری رخ نمود.
یاران دیروز یکی یکی به صف منتقدین پیوستند و اکنون هم نقل است که تعدادی از آنان در حرکتی عجیب والبته غیر متعارف تقاضای تشکیل ستاد فراقوا برای اداره اجرای کشور را ارایه داده اند.
اما این دولت با همه تفاوتهایی که داشت امتیازهایی هم داشت؛ یکی از امتیازاتش سرعت بالایی بود که داشت. آقای احمدی نژاد تصور میکرد که میتوان با صرف تمام انرژی خود و یارانش ظرف هشت سال هم ساختارها را بهم بریزد و هم ساختارهای جدیدی بسازد و هم شعارهایش را محقق سازد.
او تصمیم گرفت به صورت انفجاری طرح هدفمندی یارانهها را که جزء آرزوهای همه دولتها بود به اجرا بگذارد. ولی مرور زمان نشان داده که شروع انفجاری بدون ملاحظه حساب احتمالات چقدر خسارت بار بوده و سرعت حرکت دولت باعث انحراف از ریل گردیده است. مطابق سند چشم انداز بیست ساله بنا بود ایران تا سال 1404 به قدرت اول سیاسی، اقتصادی، نظامی و فرهنگی در منطقه خاورمیانه تبدیل شود. ولی واقعیت عملکردها انحراف زیادی را با این سند نشان میدهد. رهبر معظم انقلاب در دیدار روز پنج شنبه هیات دولت به نکته بسیار اساسی اشاره فرمودند و آن هم اینکه گرانی و کاهش قدرت خرید مردم باید علاج شود. عدالت و بهبود وضع معیشت توده مردم جزو مهمترین شعارهای دولتهای آقای احمدی نژاد بود. اما اکنون وضع گرانی به نقطه نگران کننده ای رسیده است؛ البته از انصاف نباید گذشت که دولت در توجه به مناطق محروم و روستاها کارنامه قابل قبولی دارد.
بسیج امکانات برای بازسازی مناطق زلزله زده آذربایجان شرقی خود نمونه این حساسیت است، ولی سیاستهای پولی و ارزی دولت ظرف دو سال گذشته مورد نقد جدی کارشناسان و خود عامل مهمی در گرانیهای کنونی است به هر حال عمر این دولت هم همچون اسلاف خویش رو به پایان است این چند ماهه باقی مانده سرنوشت ساز خواهد بود باید دید که دولت بنا دارد این مدت را چگونه مدیریت نماید و آیا میتواند آنچه را که تاکنون بدست نیاورده در این مدت باقی مانده بدست آورد و آیا ازفوتهای کوزه گری چیزی باقی مانده تا با آن بتواند شعارها رامحقق سازد یاخیر و در آخر هم اینکه حتما بسیاری از دولتمردان این روزها با خود زمزمه دارند که باز هم چقدر زود دیر شد؟!
دنیای اقتصاد:اهمیت اهداف اقتصادی
«اهمیت اهداف اقتصادی»عنوان سرمقاله روزنامه دنیای اقتصاد به قلم دکتر پویا جبل عاملی است که در آن میخوانید؛به نظر میرسد اجماع کلانی در مورد اثر نقدینگی بر تورم به وجود آمده و از سوی دیگر، خطر تورم نیز کاملا احساس شده است.
آنچه به درستی روی آن تاکید میشود اثرمستقیم تورم بر زندگی مردم، یا همان کاهش قدرت خرید است. در عین حال، تورم پایدار افسارگسیخته اثرات غیرمستقیم نامطلوبتری هم دارد. تورم پایدار، موجب ایجاد فضای نااطمینانی است. در چنین فضایی سرمایهگذاری به عنوان موتور متحرک تولید و رشد اقتصادی از نفس میافتد.
از سوی دیگر، تقاضای کل میتواند با کاهش قدرت خرید از کانال مصرف هم افت کند. کاهش مصرف و سرمایهگذاری، هر دو موجب کاهش تولید میشوند. این نیست که تصور شود، تورم به خودی خود تنها موجب میشود که قدرت خرید مردم از کالاهایی که «هست» کم شود، کمتر خریدن مردم در نهایت موجب میشود تا حجم فعلی کالاها نیز کم شود.
این به معنای وجود دور باطلی است که در صورت تداوم وضعیت نااطمینانی میتواند یک اقتصاد را به دام اندازد. به این معنا که تورم همراه با عوامل دیگر، زمینه را برای کاهش تولید فراهم میآورند و باز خود کاهش تولید و کمبود کالا، بر تورم میافزاید. بر حذر بودن از این دور باطل بسیار ضروری است؛ زیرا در صورت افتادن اقتصاد در این دام، راهکارهای کوتاه مدت ناچیزی در دست است و قدرت تخریب اقتصاد توسط این دور باطل شدید است.
البته کشورهای نفتخیزی چون ما، با وجود ثروتی خدادادی و در صورت استفاده از آن میتوانند این دور باطل را بشکنند؛ اما برای کشورهایی که دارای چنین مزیتی نیستند، این دام میتواند بسیار مهلک باشد.
بنابراین، اگر اصل را بر دوری از چنین وضعیتی بگذاریم، نیاز مفرطی است که نه تنها تورم را کاهش دهیم، بلکه باید جلوی تمامی عواملی که اقتصاد را با نااطمینانی همراه میکنند نیز بایستیم. نشانههایی وجود دارد مبنی بر اینکه بازیگران اقتصاد ایران، بیش از گذشته به نا اطمینانیها واکنش نشان میدهند؛ به عنوان مثال، ریاست بانک مرکزی در همین هفته گذشته از تمایل مردم به ذخیره سازی ارز سخن به میان آورد. در این بستر، دیگر نه تنها مقامات اقتصادی، بلکه تمامی دستاندرکاران امر باید برای کاهش نااطمینانیها بکوشند.
این نیز میسر نیست، مگر آنکه وزن اهداف اقتصاد ملی به اندازه واقعی خود دیده شود. کشورهایی چون هند و چین که امروز به سرعت به سوی توسعه یافتگی حرکت میکنند، در قدم اول، اهداف اقتصاد ملی را پراهمیت دانستند و سیاستگذاریهای کلان خود را بر این مبنا تعدیل کردند. بهنظر میرسد روی تنگناهای موجود در پیشبرد اهداف اقتصادی کشور اجماع لازم وجود دارد اما ضرورت دارد روی ابزارهای لازم برای تحقق این اهداف نیز اجماع ملی صورت پذیرد.
گسترش صنعت:فرصتی دوباره
«فرصتی دوباره»عنوان سرمقاله روزنامه گسترش صنعت به قلم حمید صافدل است که در آن میخوانید؛در شرایطی که هر روز شاهد افزایش گستره تحریمها هستیم، پاسخ منطقی و عملی به اقدامهای بدخواهان که خواهان تحمیل انزوا به کشور هستند،
این است که راهبرد توسعه حضور را دنبال کنیم و از هر فرصت بینالمللی در راستای همین راهبرد نیز استفاده ببریم؛ چراکه نهفقط سیاستمداران ما فعالان اقتصادی، نخبگان فرهنگی، نویسندگان و هنرمندان ما باید در مجامع بینالمللی حضور داشته باشند تا با این حضور هم تواناییهای ملت ایران را نشان دهند و هم از حق این ملت که یکی از مهمترین آنها حق پیشرفت است، دفاع کنند. بدیهی است که در چنین شرایطی، برگزاری اجلاس سران کشورهای عضو جنبش عدم تعهد در تهران فرصت مناسبی برای افزایش تماسهای بینالمللی است که ما نیز باید کمال استفاده را از آن ببریم. بهطور خاص در مورد جنبش عدم تعهد باید توجه داشت که حرکت این جنبش در آینده بیش از گذشته باید جنبه اقتصادی داشته باشد تا با وجود فلسفه تشکیل این جنبش که امتناع از سرسپردگی به دو اردوگاه سرمایهداری و کمونیستی بود، این حرکت بتواند در ادامه حیات خود، بیش از پیش رویکردهای اقتصادی را در دستور کار خود قرار دهد.
کشورهای عضو جنبش عدم تعهد در چند دههای که از حیات این جنبش میگذرد، بیشتر هم و غم خود را مصروف مسائل سیاسی کردهاند، این در حالی است که در نیم قرن اخیر به روشنی شاهد آن هستیم که کشورهای پیشرو و موفق در جهان آنهایی بودهاند که بیشترین موفقیتها و دستاوردها را در حوزه اقتصاد داشتهاند. حال با توجه به اراده سیاسی حاکم بین کشورهای عضو جنبش عدم تعهد، اگر محصولات تولیدی در کشورمان از کیفیت مناسبی برخوردار باشد، میتواند جایگزین محصولات غربی و آمریکایی در این کشورها شود اما باید توجه کرد که با دستور نمیتوان مصرفکننده را وادار به خرید کالای غیرکیفی بهدلیل روابط سیاسی کرد، بر همین اساس رویکرد تولید صادرات محور باید بیش از هر زمان دیگری مورد توجه تولیدکنندگان کشور قرار گیرد. نکته مهم ایناست که جنبش عدم تعهد باید همپای توجه به مسائل سیاسی، حوزه تعاملات اقتصادی را نیز مورد توجه قرار دهد، چراکه با وجود ظرفیت بسیار بالای اقتصادی در بین کشورهای عضو این جنبش تاکنون شاهد بهرهبرداری متناسب از این ظرفیت نبودهایم.
آمار گمرک ایران حاکی از آن است که ایران در سال ۱۳۹۰ حجم تجارت غیرنفتی (صادرات و واردات) بالغ بر ۴۳ میلیارد دلاری با اعضای جنبش غیرمتعهد داشته است. سال گذشته ایران بیش از ۱۹/۷ میلیارد دلار کالا به کشورهای عضو جنبش صادر کرد، در حالی که معادل ۲۴/۱ میلیارد دلار نیز از این کشورها واردات داشت. همچنین آمار نشان میدهد که ایران در سال قبل با حدود ۱۰۰ کشور عضو جنبش غیرمتعهد تبادل تجاری داشته است. عراق، امارات، هند، افغانستان، اندونزی، پاکستان، ترکمنستان، آذربایجان، سوریه و فیلیپین بزرگترین بازارهای صادراتی ایران در بین اعضای جنبش محسوب میشوند. در عین حال امارات، هند، مالزی، عمان، تایلند، پاکستان، اندونزی، عربستان، ازبکستان و ترکمنستان نیز اصلیترین مبادی ورود کالا به ایران در بین اعضای جنبش غیرمتعهد هستند. حال با توجه به کل حجم تجارت ۱۰۵ میلیارد دلاری غیرنفتی ایران در سال گذشته، میتوان سهم تجارت ایران با کشورهای عضو جنبش غیرمتعهد را در حدود ۴۰ درصد از کل تجارت برآورد کرد.
جالب اینجاست که در بین اعضای ناظر جنبش غیرمتعهد نام کشورهای مطرحی مانند چین، روسیه، برزیل، قزاقستان، آرژانتین، مکزیک، هلند، صربستان و اوکراین نیز به چشم میخورد که در صورت احتساب آمار مربوط به آنها، حجم تجارت ایران با کشورهای غیرمتعهد بسیار بیشتر هم میشود. همانطورکه اشاره شد، بازارهای بسیار بزرگی در کشورهای عضو جنبش وجود دارد اما متاسفانه اگر نگاهی به جدول داده و ستانده مستقیم میان این کشورها داشته باشیم، میبینیم که کشورهایی که خارج از این جنبش، واسطه دادوستد کشورهای جنبش عدم تعهد هستند. به نظر میرسد با توجه به ظرفیت بالای جنبش غیرمتعهد، ایران میتواند از فرصت برگزاری نشست این جنبش در تهران استفاده کرده و ضمن افزایش حجم مبادلات تجاری خود با کشورهای عضو، همکاریهای اقتصادی و صنعتی خود را نیز با این کشورها افزایش دهد.
حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....