نکته

عکس‌ها افسرده‌اند

ایران ما طی چند دهه سرشار از اتفاق بوده است، اتفاقات اجتماعی بزرگی همچون انقلاب، جنگ و... . البته بیشمار حوادث طبیعی مانند زلزله، سیل و سوانحی همچون سقوط هواپیما و ریزش و آوار هرباره ساختمان و ... . شاید بتوان موفقیت نسل تازه عکاسان اجتماعی ایران را هم وامدار این توالی سریع اتفاقات در ایران دانست و از طرف دیگر پیشرفت تکنولوژی و در دسترس بودن دوربین‌های عکاسی نیز کاتالیزور ثبت وقایعی بوده است که بسرعت در حال انجام است.
کد خبر: ۴۹۶۳۷۰

این روزها هم بر پیشانی بیشتر خبرگزاری‌ها و سایت‌های خبری، روزنامه‌ها و مجلات، عکسی دردناک از زلزله آذربایجان و اردبیل را می‌توان پیدا کرد؛ اما وظیفه عکاسان در این حوادث بدون شک با رسالت رسانه‌هایشان در انتشار عکس‌ها تفاوت زیادی دارد. اهالی دوربین وقتی از پشت ویزور به ثبت درد و رنج‌های این مردم پرداختند، نگاهی هنری به مقوله‌ای به نام عکاسی نداشتند و بیش از آن که دل در گرو نور و زاویه و قاب داشته باشند، به حال و روز مادری فکر می‌کردند که در میان آوار‌ها جنازه پتوپیچ شده فرزندش را در آغوش می‌فشرد و او از پشت ویزور دوربین بغض خود را فرو می‌دهد و دستش روی شاتر می‌لرزد، اما روز بعد از زلزله وقتی نگاهی به عکس‌های خبرگزاری‌ها می‌کنیم، بیش از آن که از پشت عکس‌ها غم و اندوه و سوگ و تلخی زلزله را درک کنیم، به حسی از عصبانیت می‌رسیم!

مردم ایران طی دو دهه اخیر دو زلزله بزرگ با کشته‌های فراوان دیده‌اند، انتشار عکسی چنین «دیگر آزارانه» تنها نمک ریختن روی زخم‌های کهنه باقی‌ماندگان زلزله‌های گیلان و بم است، نه که راه حل آن قایم‌شدن پشت اخبار دیگر و کمرنگ جلوه دادن این حادثه باشد، بلکه حرف این یادداشت بیشتر به تفاوت نگاه عکاس و رسانه اشاره دارد.

عکس‌های انتشار یافته در چند روز اول این حادثه خیلی بیشتر از آن که بخواهد حس همدردی و ماتم را به مخاطبانش القا کند، حسی از واهمه و ترس و تلخی را به آنها تزریق می‌کند، گاهی عکس‌ها گرفته می‌شوند که دیده نشوند و این را باید از رسانه‌ها انتظار داشت نه از اهالی دوربین.

میثم اسماعیلی ‌/‌ جام‌جم

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها