گذری بر برنامه‌های شبانه رادیو از نگاه کارشناسان ارتباطات

کلاس تجربه

کارول فلمینگ، پژوهشگر و مدرس ژورنالیسم در فصلی از کتابش به نام «دستینه رادیو» به ضرورت‌های ایجاد سبک‌ در برنامه‌سازی‌های این رسانه همراه اشاره می‌کند و می‌نویسد:‌
کد خبر: ۴۹۱۵۹۷

«هر ایستگاه رادیویی باید تلاش کند سبک کاری مشخص داشته باشد؛ هرچند این ایستگاه ممکن است مانند ایستگاه‌های مختلف بی.بی.سی جزئی از پیکره یک سازمان باشد و بظاهر در نوع اهداف، تفاوتی با دیگر ایستگاه‌های هم‌خانواده نداشته باشد. به هر حال هر ایستگاهی باید متمایل به آن شود که به‌عنوان ارائه‌کننده محصولی خاص به نام برنامه‌، از دیگر ایستگاه‌ها متمایز شود تا به فعالیت مؤثر بپردازد. بدیهی است این مهم از راه انتخاب مناسب موسیقی‌ها و دیگر قطعه‌های صوتی و شیوه اجرای گویندگان و مجریان تحقق پیدا می‌کند، گرچه این تمام ماجرا نیست. البته هویت هر ایستگاه در کنار این عوامل به علائم خاص صوتی، نشانه یا نشانه‌های دیداری، نوع جشن‌ها و مسابقه‌های برگزار ‌شده و محتوای برنامه‌های هر ایستگاه نیز وابسته است.

ایستگاه‌های مختلف باید متعهد به آن باشند مجموعه ارزش‌ها و نگرش‌های مسلط بر فعالیت‌های خود را به شیوه‌ای خاص و جذاب ارائه دهند تا هم از دیگر ایستگاه‌ها متمایز شوند و هم امکان شنیده ‌شدن در نزد مخاطبان بیابند.»

فلمینگ ایجاد سبک‌ مناسب در برنامه‌سازی‌های هر ایستگاه را‌ آغاز راهی می‌داند که به ایجاد هویت مستحکم برای هر ایستگاه منتهی می‌شود. این پژوهشگر و مدرس ژورنالیسم، شناخت درست روز کاری رادیو را رمز حرکت مناسب در این راه نه‌ چندان هموار معرفی می‌کند و در معرفی این مفهوم که آن را محور کار تمامی ایستگاه‌های رادیویی می‌داند، می‌نویسد:‌

«محصولی که رادیو ارائه می‌دهد، تنها مجموعه‌ای به تصادف انتخاب‌شده از بخش‌های مختلف تحت‌عنوان برنامه نیست، بلکه ترکیبی بدقت انتخاب‌شده از بخش‌های مختلف است که با درنظرگیری مخاطبان هدف هر ایستگاه و برای پاسخگویی به نیازهای اساسی آنها بویژه در زمینه‌های کسب اطلاعات و سرگرم‌سازی، به‌ گونه‌ای دلپذیر و مخاطب‌پسند طراحی، ساخته و ارائه می‌شود. به بیان دیگر، هر ایستگاه رادیویی باید سعی ‌کند فعالیت‌های روزمره مخاطبان خود را با محتوای برنامه‌هایی که متناسب با روحیه و نیازهای آنها در زمان‌هایی مشخص از روز است، تکمیل کند و برنامه‌هایی را از مرحله طراحی تا ساخت و ارائه به تولید و پخش برساند که همراه با تازگی، به طبیعت فعالیت‌های روزمره مخاطبان وفادار باشند و آنها را به درستی در مسیر اهداف خود هدایت کنند.»‌

فلمینگ در ادامه این‌گونه راه سنتی دستیابی به این هدف را بیان می‌کند و در توضیح آن می‌نویسد:‌ «برنامه‌ریزان رادیو در دستیابی به این هدف، روز را به چند بخش یا چند منطقه تقسیم می‌کنند که این بخش‌ها با زندگی روزمره اغلب مخاطبان منطبق هستند و فضایی در هر ایستگاه ایجاد می‌کنند تا برنامه‌سازان متناسب با این فضا به طراحی، ساخت و ارائه برنامه‌های خود بپردازند.»

برنامه‌های صبحگاهی، میان‌روزگاهی، عصرگاهی، شامگاهی و شبانه و آخر هفته رادیو از جمله این بخش‌ها به ‌شمار می‌آیند که از دیدگاه این پژوهشگر ژورنالیسم، دارای اهمیت بسیار در برنامه‌ریزی‌ها و برنامه‌سازی‌های رادیو هستند؛ گرچه در این میان، برنامه‌های شامگاهی و شبانه رادیو می‌توانند در کنار برنامه‌های هویت‌ساز صبحگاهی و عصرگاهی، شنوندگانی وفادار برای هر ایستگاه به دست آورند و بسته به جایگاه خود، نقشی مناسب در سبک‌سازی و سپس هویت‌سازی هر ایستگاه به عهده گیرند.

فلمینگ در بیان ویژگی‌های برنامه‌های شامگاهی و شبانه رادیو می‌نویسد: «شنوندگان رادیو پس از ساعت 19 به طور معمول بسیار اندک هستند؛ چرا که به طور عمده در این ساعت‌ها، تلویزیون به محور اصلی اطلاع‌رسانی و سرگرم‌سازی در خانه تبدیل می‌شود و جز شنوندگان در حال حرکت مانند رانندگان و سرنشینان وسایل نقلیه، شنونده‌ای برای رادیو باقی نمی‌ماند. از این‌ رو به‌طور معمول برنامه‌هایی که کمتر جنبه عمومی دارند و مخاطبان عام به آن علاقه‌مند هستند در این بخش،‌ تولید و پخش می‌شوند. غالب این برنامه‌ها تخصصی هستند با موضوع‌هایی که امکان طرح آنها در برنامه‌های روزانه رادیو وجود ندارد و بیشتر ویژه اقلیت‌های دینی و قومی و حتی دگراندیشان فکری و فرهنگی است و این زمان را در اصطلاح شیار وجدان می‌گویند. اندیشه‌ای که در پس ابداع این اصطلاح وجود دارد،‌ آن است که اگر شما به‌ عنوان عضو یک گروه اقلیت علاقه‌مند به موضوع خاصی باشید،‌ شنونده این برنامه‌ها می‌شوید. در غیر این‌ صورت به احتمال زیاد، کمتر شنونده چنین برنامه‌هایی خواهید بود.

نکته جالب آن که در برنامه‌های شامگاهی و شبانه اغلب بیش از برنامه‌های روزانه می‌توان به تحول و نوآوری دست زد. بسیاری از ساختارهای نوین برنامه‌سازی در این برنامه‌ها آزمون می‌شوند و گویندگان و مجریان تازه‌کار، از این برنامه‌ها فعالیت حرفه‌ای خود را آغاز می‌کنند. برنامه‌های شامگاهی و شبانه از سویی در مقایسه با برنامه‌های روزانه، آزادی عمل بیشتری دارند و از سوی دیگر، شنوندگانی پروپاقرص را برای هر ایستگاه به ارمغان می‌آورند، چون این شنوندگان به حقیقت با تمرکز به برنامه‌ها گوش می‌سپارند و اگر تنها باشند از بودن با گویندگان و مجریان برنامه لذت می‌برند و درنهایت، شما به عنوان برنامه‌ساز، انبوهی از پیامک‌ها و تماس‌های تلفنی خواهید داشت که به حقیقت زیبا و اثرگذار هستند.»

البته این مدرس ژورنالیسم در خاتمه، نکته‌ای اساسی را به برنامه‌ریزان رادیو گوشزد می‌کند: «با وجود این ویژگی‌های مزیت‌ساز، برنامه‌های شامگاهی و شبانه به‌ طور معمول با کم‌توجهی بیشتر مدیران در ایستگاه‌های مختلف مواجه می‌شوند. بسیاری از ایستگاه‌ها برای صرفه‌جویی در هزینه‌های جاری، این بخش را با تکرار دیگر برنامه‌های خود پر می‌کنند و خود را از ویژگی‌های مزیت‌ساز برنامه‌های شامگاهی و شبانه محروم می‌سازند؛ حال آن که این برنامه‌ها می‌توانند به دیگر بخش‌های برنامه‌ای هر ایستگاه، بویژه برنامه‌های صبحگاهی و عصرگاهی آن، استعدادهایی خلاق در اجرا و گویندگی و حتی تهیه‌کنندگی و سردبیری معرفی کنند، ساختارهایی نوین برای برنامه‌سازی موثرتر فراهم آورند و به مخاطبان هدف هر ایستگاه، نزدیک و نزدیک‌تر شوند و در نهایت، شنوندگانی وفادار برای آن دست و پا کنند.»

سخنان فلمینگ ـ که نشان‌دهنده تجربه به نسبت طولانی وی در‌ برنامه‌ریزی و ارائه مشاوره در رادیوهای مختلف انگلستان است ـ‌ با تجربه‌ای دیگر در این سوی دنیا نیز مطابقت دارد.

طیبه شیخ‌زاده، تهیه‌کننده پیشکسوت رادیو که سال‌ها تجربه تهیه‌کنندگی را در برنامه‌های مختلف رادیو جوان دارد، در گفت‌وگویی با نگارنده بر این نکته اساسی تاکید می‌کند: «شعار ما باید همیشه این باشد که زمان مرده برای برنامه‌سازان رادیو، نه می‌تواند و نه باید وجود داشته باشد.»

شیخ‌زاده در ادامه نگاهی به خاطرات حرفه‌ای خود در سال‌های نه‌‌چندان دور می‌اندازد و با نگاهی به برنامه‌های شامگاهی و شبانه رادیو جوان در آن سال‌ها می‌گوید: «من به خاطر دارم در آن زمان، مدیر وقت طرح و برنامه رادیو جوان بسیار بر این جمله اصرار و تاکید می‌کردند و تلاش داشتند آن را بخوبی به ذهن مدیران و برنامه‌سازان و دیگر عوامل تولید تزریق کنند که رادیو و بویژه رادیو جوان زمان مرده ندارد. رادیو جوان می‌آمد و زمان‌های بظاهر مرده را پیدا می‌کرد و در آن زمان‌های مرده به تولید و پخش تعاملی‌ترین برنامه‌ها می‌پرداخت. اصرار مؤکد آن بود که این برنامه‌ها باید به شکلی کاملا تعاملی اجرا شوند. پس از مدتی که شنوندگان این برنامه‌ها اندازه‌گیری و ارزیابی می‌شدند، معلوم می‌شد این زمان‌ها به حقیقت زنده شده‌اند. این بسیار امیدوارکننده بود. برنامه‌هایی که بویژه از ساعت 24 تا 2 بامداد تهیه و تولید می‌شدند، شنوندگان را به تماس تلفنی با برنامه وادار می‌کردند؛ چون به تصور آنها، برنامه‌هایی به حقیقت زنده بودند. شنوندگان جوان در آن ساعت شب احساس سرزندگی و نشاط می‌کردند. با این ‌که شبانگاه بود و می‌توانستیم تنها بخشی مانند تکنوازان را پخش کنیم، اما یکباره شنوندگان را با پخش موسیقی مهیج از خواب می‌پراندیم و چنان شوکی به آنها وارد می‌کردیم که پای گیرنده‌های خود بیدار می‌ماندند.»

مروری بر این تجربه‌ها بویژه در برنامه‌های شامگاهی و شبانه رادیو، تنها جای یک پرسش باقی می‌گذارد که چنین برنامه‌هایی تا چه اندازه از این کلاس تجربه‌ سود می‌برند و آموزه‌های آن را بدرستی به‌ کار می‌گیرند؟

محمدرضا مانی‌فر

پا‌نوشت:

برای آگاهی بیشتر نگاه کنید به:

شیخ‌زاده، طیبه (1391). جذب نوآوران و کلیشه‌سازان؛ راه‌حل این است!‌ مجله رادیو، سال دهم، شماره پنجاه و نهم، صص 183ـ 177.

فلمینگ، کارول (1384). دستینه رادیو، ترجمه دکتر ناصر بلیغ، تهران،‌ تحقیق و توسعه صدا.

هندی، دیوید (1388). رادیو در عصر جهانی‌ شدن، ترجمه حمیدرضا نجفی، تهران، دفتر پژوهش‌های رادیو.

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها