حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....
یک روز دو ماهیگیر از کنار آبگیر عبور کردند و قرار گذاشتند که تور خود را بیاورند تا ماهیها را بگیرند.
سه ماهی حرفهای ماهیگیران را شنیدند.
ماهی سبز، که زرنگ و باهوش بود بدون اینکه وقت را از دست بدهد از راه باریکی که آبگیر را به جوی آبی وصل میکرد، فرار کرد.
فردا ماهیگیران رسیدند و راه آبگیر را بستند.
ماهی نارنجی که تازه متوجه خطر شد، پیش خودش گفت، اگر زودتر فکر عاقلانهای نکنم، به دست ماهیگیران اسیر میشوم. پس خودش را به مردن زد و روی سطح آب آمد.
یکی از ماهیگیران که فکر کرد این ماهی مرده است، او را از داخل آبگیر گرفت و به طرف جوی آب پرت کرد و ماهی از این فرصت استفاده کرد و فرار کرد.
ماهی قرمز که از عقل و فکر خود بموقع استفاده نکرد، آنقدر به این طرف و آنطرف رفت تا در دام ماهیگیران افتاد.
حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....