ساناز از اردبیل- سید میلاد اشرفی از ساری (با کوتاهنویسی میانهای نداریاااا... خُ میانه نداری، ساری رو که داری! کوتا بیا تو هم دیگه باااا!)- عاطفه سوری از کرج (واااای... بچه تو کجایی آخه؟ هوم؟ نمیگی رفتی و از رفتن تو، قلب آیینه شکسته؟! خوبه برا جریمه بفرستمت پیوند اعضای آیینهها؟! آخه مگه اینترنت نهریییی؟ هوم؟ خُ برا سوالجواب، نون بیار کباب ببر ایمیل بده جواب بگیر!)- علی اصغر رضایی از بهشهر- دختر پاییزی- یمنا از مشهد- روژین- حامد جاویدنیا از برازجان- یه حوا- حانیه- سیده کوثر شریفی (معروفه که میگن غلط غولوط، نخود آش مطبوعاته! به بزرگواری خودت ببخش. واس خودمم پیش مییاد)- علیرضا ماهری- رفیق- احسان زارعپور- باغبون- حسنا گدازگر- شبنم اطهری از بروجن- رحیم طاهری از حسنآباد فشافویه (تو که کلاً حسابت فرق فوکوله بابام جان... میدونی؟ بپّا تو عیال و عیال هم تو رو فراموش نکنه... من خودم همیشه به یادتونم!)- عاطفه شکرگزار- فرید دانشفر- میثم پورصفر- مهسا، 19 ساله از دزفول- پریسا از سقز- احسان رستمی از ملایر (وا... گفتی تا هر وخ باشه صبر میکنی که! چی شد پَ؟! هوم؟)- چسب زخم- مجتبی افشاری از ابهر- خ.ن.- رؤیا میرزایی از ملایر (قرار بود یه دستی به سر و گوش شعرت بکشیاااا!)- پویا از خوی (حالا یه چیا میفرستی که تو همین صفحه هم چاپ شده؟ رو وب هم پیدا میشه؟ آره؟ قوانین صفحه رو نخوندی؟!)- زهره محمدی- شیدا از قائمشهر- ترانه، 17 ساله از کرمانشاه- کوروش از کنگاور- سحر- زخمی- سکینه، رؤیای زمستانی- رضا تولایی (اتچ نکن، سیو میکنم فراموش میشه! کپی کن توی دیالوگباکس ایمیل)- مادر دلشکسته از خرمآباد.