حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....
اما اساسا مردم چگونه میتوانند با نمایندگان ملاقات داشته باشند؟
اگر چه همواره ارتباط میان نمایندگان و موکلان آنها وجود داشته و برخی دفاتر نمایندگان نیز در این زمینه دایر بوده است، اما از مهر 1387 بود که نمایندگان مجلس با اصلاح ماده 63 آییننامه داخلی مجلس، هیاترئیسه مجلس را موظف کردند جهت برقراری ارتباط موثر نمایندگان با موکلان و دستگاههای اجرایی در مرکز و حوزه انتخابیه با اختصاص فضای فیزیکی مناسب (دفاتر و ملاقات عمومی) امکانات سختافزاری و نرمافزاری مورد نیاز آنها را فراهم کند.
پس از این بود که هیاترئیسه مجلس موظف شد به منظور برقراری ارتباط موثر (دیداری، شنیداری و مکتوب) نمایندگان با موکلان و نمایندگان دستگاههای اجرایی و نهادهای رسمی و غیررسمی در مرکز و حوزه انتخابیه با اختصاص فضای فیزیکی مناسب (دفاتر کار و ملاقات عمومی) هرگونه امکانات سختافزاری و نرمافزاری مورد نیاز را در شأن نظام جمهوری اسلامی فراهم کند.
اکنون شمال شرقی میدان بهارستان، جایی که معمولا آفتاب بیحفاظ چتر سوزان خود را میگستراند پذیرای مردمی است که از اقصا نقاط ایران برای دیدار با نمایندگان خود به تهران میآیند.
برای اینکه خودتان را به این محل برسانید بهتر است از وسایل نقلیه عمومی نظیر اتوبوس و مترو استفاده کنید، زیرا بهارستان جزو مناطق مرکزی تهران و در محدوده طرح ترافیک قرار دارد و حتی اگر خودروی شما، آرم طرح ترافیک هم داشته باشد حتما پس از رسیدن به آنجا برای پیداکردن جای پارک با مشکل مواجه میشوید. زمانی که خود را به بهارستان رساندید در محل ملاقاتهای مردمی نمایندگان که یافتن آن کار چندان سختی نیست با سالنی نسبتا آبرومند مواجه میشوید که در بدو ورود، صندلیهای انتظار به تعداد زیاد به چشم میخورد. صندلیهایی که هر کدام حکایت مفصلی دارند از رنجها و امیدهای مردمیکه کیلومترها راه را طی کردهاند تا خود را به آنها برسانند.
این سالن، باجهبندی شده و بالای هر باجه اسامی تعدادی از حوزههای انتخابیه نوشته شده است. پس از ورود به سالن کافی است به باجهای که حوزه انتخابیه مد نظر شما بالای آن نوشته شده مراجعه کنید و به متصدی باجه، نام نمایندهای را که میخواهید با او ملاقات داشته باشید اعلام کنید. متصدی باجه نیز با دفتر نماینده مورد نظر شما تماس میگیرد تا وقتی را برای ملاقات شما با آن نماینده هماهنگ کند. با توجه به اینکه بسیاری از مراجعهکنندگان از شهرستان به تهران میآیند دفاتر نمایندگان سعی میکنند وقت ملاقات را در اولین فرصت قرار دهند و البته این به جز آن دسته از نمایندگانی است که اصلا ملاقات مردمی ندارند. در فاصله یکی دو روزهای که تا زمان تعیین شده وجود دارد شما باید فکری برای اسکان خود در تهران بکنید و بعد در روز مقرر، دوباره به این سالن مراجعه کنید و پس از هماهنگی، وارد بهارستان شوید تا با نماینده موردنظرتان در دفترش ملاقات داشته باشید.
ما هم در یکی از روزهای بهاری برای اطلاع از درخواستهای مراجعهکنندگان به این سالن رفتیم و با یکی دو نفر از آنها گفتوگو کردیم.
منیژه 25 ساله که بچهای به بغل دارد، اهل یکی از شهرهای خراسان شمالی، نخستین کسی است که توجهم را به خودش جلب میکند. نگاه نامحرم باعث میشود که گونههای سالکزدهاش را با گوشه چادر بپوشاند. میگوید برای درخواست وام از نماینده شهرشان به تهران آمده و چند روزی است مهمان قوم و خویشهایش است. فامیل، پسربچهای را هم با او همراه کردهاند که البته اجازه ورود نمییابد، اما سخت مراقب گفتوگوی من با آن خانم است. با فاصله که میایستم و خودم را معرفی میکنم، انگار خیالش راحتتر و حالت تهاجمی چشمانش کمتر میشود.
منیژه از مشکلاتش میگوید و از شوهرش که گچکار است و به تهران آمده و حالا برای ودیعه رهن خانه دچار مضیقه است. بار نخست است به ملاقات نماینده شهرشان میرود و از قوم و خویشها شنیده نماینده نهتنها در کار نوشتن توصیهنامهها بخیل نیست که پیگیر کار هم میشود. نماینده که تماس میگیرد منیژه اجازه ورود مییابد، با فرزند دوسالهای در بغل و کیفی که مجبور میشود تحویل بدهد تا به ساختمان اصلی مجلس برود. پس از آنکه منیژه وارد بهارستان شد با جعفر همصحبت شدم؛ با لباس کردی یکدست سیاه در میانه مستطیلی که دورتادور آن را باجهها و متصدیان باجه احاطه کردهاند. یکی از اعضای خانواده جعفر بیمار است و او نمیتواند پول ترخیص او را از بیمارستان بپردازد، ناامیدتر از منیژه است. میگوید: میدانم بیفایده است، اما اصرار زن است دیگر، چه کنم؟
توصیهنامهای میخواهد برای بیمارستان مزبور تا رعایت حالش را بکنند تا بتواند بیمارش را به شهرشان بازگرداند. کلافهتر از آن است که مرا و سوالات مرا تاب بیاورد.
برای ملاقات نماینده تهران هم مادر و دختری در صف انتظار نشستهاند. دختر وام خودرو میخواهد و مادر میگوید: دفعه پیش که آمدیم برای وام رهن منزل جواب گرفتیم، 3 میلیون تومان دادند از قرار ماهی 50 هزار تومان که به بانک بپردازیم با بهره ناچیز. حالا هم بستگی دارد بانک چقدر معطلمان کند وگرنه نماینده از نوشتن توصیهنامه دریغ ندارد. مادر مطمئن است اینبار هم دست خالی بازنمیگردد و دخترک اصلا در این عوالم نیست. انگار از همین حالا پشت فرمان نشسته. هر از گاهی از سر دل سیری جوابی میدهد و باز به همان اتاقک رویا برمیگردد. دفعه آخری که به خود آمد، گفت: اگر برای وام، خودشان هم ضامن میشدند خیلی خوب میشد!
یکی از کارکنان ارشد این سالن میگوید: بیش از 70 درصد مراجعان درخواست وام دارند. درخواستهایی که بیشترشان سرانجامی نمییابد، زیرا اگر نماینده هم موافقت کند هیچ تضمینی وجود ندارد که دستگاههای اجرایی به این توصیهنامهها وقعی بنهند. البته وضعیت آنهایی که به دنبال تخفیف شهریه دانشگاه آزاد هستند کمی بهتر است و دانشگاهها معمولا حرف نمایندهها را میخوانند. وزارت بهداشت و درمان هم جزو ارگانهایی است که توصیهنامههای نمایندگان را بیپاسخ نمیگذارد، اما ارگانهای دیگر معمولا به این درخواستها جوابی نمیدهند.
هر چه هست اینجا سالن امید است؛ جدای از آن که احتمالا هیچکدام از کسانی که با آنها صحبت کردم نمیدانستند نماینده شهرشان چه اختیارات و وظایفی در دوران نمایندگی خود دارد!
فرشید غضنفرپور/جامجم
حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....