در واقع بخشی از نگرانیهای ما، ریشه در عمق آگاهیهای ما دارد؛ مثلا وقتی میشنویم که هنوز پس از گذشت نزدیک به 3 ماه از سال، حقوق مستمریبگیران و بازنشستگان افزایش نیافته است، چرا نباید نگران باشیم که چنین سرنوشتی چند سال دیگر بر ما هم حادث نشود؟ یا وقتی بیمه طلایی و تکمیلی بسیاری از بازنشستگان با وجود پرداخت حق بیمه همچنان بلاتکلیف است و خیلی از آنها با وجود جراحیهای ضروری از آن چشم میپوشند و در انتظار بیمه مکمل هستند، میتوانیم مطمئن باشیم که در دوران بازنشستگی آب خوش از گلویمان پایین برود؟ تصور کنید یک نیروی کار پس از 30 سال عرق ریختن، حالا در دوران کهنسالی هم باید هر روز این دغدغه را داشته باشد که مبادا مستمری ناچیزش، بازیچه تورم بازار یا بدقولی مسوولان شود.
هنوز هم داستان سال قبل را از یاد نبردهایم؛ سالی که مطابق آمارهای بانک مرکزی، تورم 13.5 درصد اعلام شد، اما حقوق بازنشستگان فقط 10 درصد افزایش پیدا کرد و آخرش هم معلوم نشد که چرا باید مستمریبگیران کهنسال، چوب نرخ تورمی را بخورند که اصلا در کاهش و افزایش آن نقشی نداشتند.
البته اصلا معلوم نیست که امسال هم، مستمری بالغ بر یک میلیون و 500 هزار بازنشسته چند درصد افزایش پیدا میکند یا نه و در واقع دغدغه بعدی اینجاست که آیا میزان افزایش حقوق مستمریبگیران در سال 91 میتواند اثرات تورمی بهوجود آمده در سال جاری را خنثی کند یا خیر؟
به هر حال مثل روز روشن است که نمیتوان با حداقل حقوق بازنشستگی یعنی 330 هزار تومان در ماه، هزینه های یک خانواده را تامین کرد و تکاندهندهتر آن که به گفته مدیرعامل کانون بازنشستگان، 80 درصد از مستمری بگیران کشور، حداقل حقوق بازنشستگی را دریافت میکنند!
امین جلالوند - گروه جامعه