این جذابیت را میتوان در نوع مدیریت برنامه و قالب کلی این بخش از برنامه رادیو هفت جستجو کرد. اینکه گفتوگوی درونی کودکی توسط بزرگتری ـ که اتفاقا کودک درون پرشوری دارد ـ در قاب تلویزیون نمایش داده شود یک اتفاق تازه و البته قابل ستایش است. شاید در ابتدای امر گفتوگوی یک کودک و بزرگسال در رابطه با مسائل کماهمیت کمی بیمعنی و کسلکننده به نظر برسد؛ اما عمیق که میشویم بعد از تماشای برنامه حس خوبی به آدم دست میدهد؛ یک جور حس نشاط ناشی از شنیدن زمزمههای کودکی که نماینده بچههای همسن و سال خودش است. این بخش از برنامه رادیو هفت نشان داد که میتوان روبهروی یک کودک نشست و اجازه داد دنیای درونی وجودش را با صدای بلند بازگو کند؛ میتوان با او مثل بزرگترها رفتار کرد و به او فهماند که روی این میزگرد و پشت آن قاب دوربین چیزی نیست که نتواند تصرفش کند. به او اجازه داد کودکیاش را با تمام بینندهها تقسیم کند و بیمحابا حرف بزند.
این دست از برنامهها اگر چه در بخش مخصوص کودکان پخش نمیشود و شاید اصلا برای جذب کودکان تهیه نشده باشد، اما بر سردر آن، تابلوی ورود کودکان ممنوع نیز نصب نشده و اتفاقا دیدنش کودکان را بیشتر سر شوق میآورد. آنها خودشان را میبینند که در هیئت آرتین تکثیر میشوند و دارند برای بزرگترها از خودشان میگویند، آن هم با حرفهایی که در ظاهر شاید ربطی به هم ندارند!
مهراوه فردوسی / گروه رادیو و تلویزیون