غزلی از تو سرودن هر روز
وقتی از کوچه ما میگذری
در به روی تو گشودن هر روز
از تو لبخند تقاضا کردن
زنگ آیینه زدودن هر روز
یله بر موجی، از عطر و نسیم
روی موی تو غنودن هر روز
هر شب از یاد تو گفتن با خویش
خاطرات تو شنودن هر روز
بانی صبح گریبان تو را
از ته قلب ستودن هر روز
در دل جنگل شب گام زدن
یک سبد پونه درودن هر روز
همه شب همره حافظ بودن
عشق را قصه فزودن هر روز
سهیل محمودی
همین و بس
ماییم و پرسههای شبانه، همین و بس
تا بانگ صبح، شعر و ترانه، همین و بس
فرجام ماجرای بد روز را مپرس
خوش باد قصههای شبانه، همین و بس
بعد از من و تو ـ از من و تو ـ یادگار چیست؟
یک مشت داستان و فسانه، همین و بس
مشتاقم و به خاطر یک لحظه دیدنت
آوردهام هزار بهانه، همین و بس
ـ یک روح شرحه شرحه و یک جسم چاک چاک
از من جز این مجوی نشانه، همین و بس
ـ تنها ـ در این حوالی متروک، روح من
با یاد توست شانه به شانه، همین و بس
چون عابری ـ خلاصه بگویم ـ در این مسیر
ماندیم زیر چرخ زمانه، همین و بس
گلپایگانی در گفتوگو با جامجم آنلاین:
رئیس کتابخانه، موزه و اسناد مجلس شورای اسلامی:
رئیس مدارس سمپاد در گفتوگو با «جامجم» مطرح کرد
ضیائیان در گفتوگو با جامجم آنلاین: