خودت را سرزنش نکن

گاهی وقت‌ها گذشتن از خطای خودتان، حتی از بخشیدن دیگران هم دشوارتر است. هیچ‌کس نمی‌تواند بگوید تاکنون در زندگی چنین حسی را تجربه نکرده است.
کد خبر: ۴۷۵۰۵۳

بیشتر آدم‌های عادی بالاخره با این احساس کنار می‌آیند و خودشان را عفو می‌کنند، اما گروهی هم هستند که هرگز از گناهشان نمی‌گذرند و حتی تا پایان عمر، خود را سرزنش می‌کنند و فرصت‌های مناسب بعدی را هم از دست می‌دهند.

ما در این یادداشت، شما را با راه‌هایی آشنا می‌کنیم که بتوانید آسان‌تر خودتان را ببخشید، چون احساس خطاکاری همیشگی، زندگی را برایتان سخت می‌کند و از انرژی‌تان برای کسب موفقیت می‌کاهد.

نخستین گام برای بخشیدن خودمان این است که خود را با همه احساسات منفی‌مان بپذیریم و به عنوان یک انسان حق بدهیم که گاهی وقت‌ها خشمگین شویم، برنجیم، بترسیم و...

اگر قادر باشید احساسات منفی‌تان را هم بپذیرید، آن‌وقت به جای سرزنش خود به این نتیجه می‌رسید که می‌توانید هوشمندانه کنترلشان کنید و راه‌های بروز آنها را به شکلی بی‌ضرر یاد بگیرید.

برای مثال شما حق دارید به عنوان یک انسان در شرایطی خاص خشمگین شوید و قرار نیست به این خاطر، خود را مقصر بدانید، اما برای مهارش به جای این که خشونت به خرج بدهید، می‌توانید محیط را ترک کنید، به پیاده‌روی بروید یا سرتان را با فعالیت‌های هنری گرم کنید.

گام بعدیتان باید این باشد که باور کنید اگر کار بدی کنید، به این معنا نیست که آدم بدی هستید! ساده است نه؟ اما همین دو اصل ساده را خیلی‌ها نمی‌توانند از هم تفکیک نمی‌کنند و این ناتوانی‌شان در جدا کردن این دو موضوع از هم باعث می‌شود به دردسر بیفتند.

بهتر است موضوع را با مثالی روشن کنیم: در مهمانی رسمی، یکی از آشنایان شما را می‌بیند و به سمت‌تان دست دراز می‌کند.

شما حواستان به حرف‌های دوستی دیگر است. بنابراین دست او همان‌طور در هوا خالی می‌ماند و مات و مبهوت نگاه‌تان می‌کند.

دوستی که با شما گفت‌وگو می‌کند، متوجه ماجرا می‌شود و اشاره می‌کند به دست در هوا مانده، شما ناگهان او را می‌بینید و عذرخواهی می‌کنید و دست می‌دهید، اما او تا پایان مهمانی با شما گرم نمی‌گیرد.

آرام‌آرام خودتان هم حساب و کتاب می‌کنید و می‌فهمید که اگر حواستان را بیشتر جمع کرده بودید، یک آشنای خوب را دلشکسته نمی‌کردید.

تا اینجای کار، روال ماجرا کاملا طبیعی است، اما اگر این ناراحتی به سرزنش‌کردنی دائم تبدیل شود، اگر هفته‌ها و ماه‌ها طول بکشد، اگر به این نتیجه برسید که فردی نالایق، بی‌دقت و غیراجتماعی هستید، فقط به این خاطر که یکی از رفتارهایتان اشتباه بوده است، وارد سرازیری خودتنبیهی و بدبینی شده‌اید.

این حس اگر ادامه داشته باشد، شاید به جایی برسد که دیگر نخواهید در مهمانی‌ها شرکت کنید یا از برقراری ارتباط با آدم‌های دیگر بترسید یا در برخورد با دیگران در حدی مضطرب شوید که نتوانید ارتباط موفقی با آنها برقرار کنید.

گام سوم این است که فکر کنید آیا با سرزنش خودتان چیزی تغییر خواهد کرد؟ فرض کنیم شما به دلیل بی‌دقتی باعث یک تصادف رانندگی شده‌اید و این تصادف به فوت کسی منجر شده است.

شما تاوان اشتباه‌تان را تا حدی داده‌اید، اما خودتان هم می‌دانید که پرداخت دیه و خسارت، آرام‌تان نخواهد کرد. به همین دلیل هر روز یاد خودتان می‌اندازید که مقصر و گناهکار هستید، از جامعه فاصله می‌گیرید، می‌دانید که اگر اشتباه نکرده بودید، او حالا زنده بود و همین باعث می‌شود حس بدتری پیدا کنید.

درک این که شما مقصر بوده‌اید، درک این که از این پس باید همیشه وقت رانندگی محتاط باشید، درک این که یک خطای کوچک ممکن است به قیمت زندگی دیگری تمام شود، لازم است، اما جریان فکری از آنجا خراب می‌شود که شما به نتیجه برسید پس از این ماجرا دیگر تا پایان عمر حق خوش بودن و لذت بردن از زندگی را ندارید.

راز فاصله گرفتن از چنین احساسی فقط این است که به این موقعیت آگاهانه‌تر نگاه کنید و از خودتان هوشیارانه بپرسید سرانجام این همه تنبیه طولانی و تمام‌نشدنی چیست و آیا با سرزنش کردن هر روزه خودتان و پرهیز از بازگشت به زندگی، چیزی تغییر می‌کند؟ برای مثال آیا قربانی آن تصادف زنده می‌شود ؟ آیا می‌شود ساعت‌ها را به عقب برگرداند و مانع تصادف شد؟ پاسخ همه این پرسش‌ها منفی است.

در زندگی همه ما لحظاتی وجود دارد که دلمان می‌خواهد اصلا وجود نداشت یا آرزو می‌کنید زمان به عقب برگردد و تغییرشان بدهیم،‌ اما حقیقت این است که زمان به هیچ‌کس رحم نمی‌کند و در طول میلیون‌ها سالی که بشر بر زمین زیسته، هیچ‌کس نتوانسته است حتی ثانیه‌ای به عقب برگردد و چیزی را تغییر بدهد.

این آخرین گام را با خودتان همیشه مرور کنید: ما نمی‌توانیم گذشته را تغییر بدهیم، بلکه فقط قرار است از آن عبرت بگیریم.

مریم یوشی‌زاده - گروه جامعه

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها