این سریال درباره مردی به نام آقا مرتضی حشمت است که 4 پسرش ازدواج کردهاند و همه صاحب پسر شدهاند. آقا مرتضی که خیلی دوست دارد نوه دختری داشته باشد به تکاپو میافتد تا مقدمات ازدواج پسر پنجمش را که بتازگی از سربازی آمده، فراهم آورد. اما آماده کردن چنین مقدماتی آنقدرها هم که او فکر میکند کار سادهای نیست. علاقه او به داشتن نوه دختری باعث بروز ماجراهای بسیاری در خانواده 4 پسرش میشود. با وجود اتفاقاتی که میافتد آقا مرتضی همچنان در تلاش است پسر آخرش را با هر تمهیدی پای سفره عقد بنشاند. چیزی که دیگران به آن واکنش نشان میدهند. بهزاد فراهانی بازیگر نامآشنای سینما و تلویزیون در نقش آقامرتضی حشمت ظاهر شده و سیروس گرجستانی هم ایفاگر نقش دوست او یعنی کمالی است. مریم امیرجلالی هم در نقش همسر آقامرتضی دیده میشود. میرطاهر مظلومی، پندار اکبری، مجید یاسر، شهرام عبدلی و مهدی امینیخواه (فرزندان آقا مرتضی)، سیروس گرجستانی، شهره لرستانی، فلور نظری، آزاده ریاضی، مریم سلطانی، یلدا قشقایی و آزیتا ترکاشوند از دیگر بازیگران این مجموعه هستند؛ بازیگرانی که قدرتالله صلحمیرزایی، کارگردان سریال به حضور و تاثیر آنها درخلق موقعیتهای طنز امیدوار بوده است. او میگوید: «ما بازیگران بسیار حرفهای و خلاقی در این مجموعه انتخاب کردهایم که در خلق لحظات کمیک بسیار موفق هستند. امیدوارم این سریال شاد ومفرح که حاوی پیام ارزشمند انسانی و اخلاقی به مخاطب خود است، مورد رضایت مردم قرار گیرد.»
دختری به نام آهو که به نوعی یادآور اولین رمان فارسی «شوهر آهوخانم» به قلم محمدعلی افغان است میتوان یک ملودرام خانوادگی با مایههای طنز تعریف کرد که بخشی از بار کمیک قصه به طنازیهای فردی بازیگران و خصلتهای کمیک شخصیتها برمیگردد که در اینجا هم از طنز و شوخیهای کلامی استفاده شده و هم بخش قصه به خلق موقعیتهای کمیک وابسته است. حرکت میان این دو، جذابیت سریال را بیشتر میکند و از تکبعدی شدن آن میکاهد. در عین حال باید روانشناسی قصه بویژه شخصیت آقامرتضی و علاقه او به داشتن نوه دختر را نیز مبنای تحلیل این کار قرار داد که ازدل آن لایههایی از نقد اجتماعی ـ رفتاری نیز بیرون میآید و صورتبندی میشود. تقدیر هم نقش بسزایی در مجموعه دختری به نام آهو دارد. از داستان این مجموعه گرفته که تقدیر، عدهای را گرد هم جمع میکند، بگیرید تا چیزهای دیگر.
یکی از تمهیداتی که کارگردان برای پیشبرد قصه و البته استخراج صحنههای طنز به کار میبرد بهرهگیری از مشاغل مختلف در قصه است. پسران آقامرتضی هر کدام شغلی دارند. گاراژدار و اسقاطی اتومبیل، کارواش، موسسه لیزینگ و آموزشگاه رانندگی، شغل 4 پسر آقامرتضی است و پسر پنجمش سربازیاش بهاتمام رسیده و قرار است بزودی وارد اجتماع شود. در واقع حضور اوست که ماجراهای این سریال را پیش میبرد. وجود شخصیتهای مختلف در یک مجموعه تلویزیونی میطلبد بازیگران هم متناسب با کاراکترها بدرستی انتخاب شوند و با طنازیهای خاص بتوانند مخاطبان را جذب کنند. واقعیت این است که کارگردان با انتخاب این مشاغل قصه خود را به درون جامعه میکشاند و از یک درام صرفا خانوادگی خارج میکند. این شیوه از قصهپردازی بویژه در سریالهای خانوادگی ما بخوبی جواب داده و بین درون و بیرون خانه و خانواده ارتباط و پیوند دراماتیک برقرار میکند. نمونه موفق این شیوه را در سریال پدرسالار اکبر خواجویی نیز شاهد بودیم. تنوع شغلی در نسبت با شخصیتهای مختلف، رفتارشناسی خاص آنها را ایجاب میکند که هم فضای داستان را به سمت موقعیتهای واقعگرایانهتر نزدیک میکند و هم از این طریق امکان همذاتپنداری بیشتری بین مخاطبان و شخصیتهای قصه برقرار میشود. اساسا دختری به نام آهو را باید طنزی اجتماعی دانست که در بستر یک قصه خانوادگی روایت میشود. میرطاهر مظلومی یکی از بازیگران این مجموعه ـ که نقش حمید را بازی میکند ـ نیز بر همین نکته تاکید میکند و میگوید: این مجموعه اولین کار من با صلح میرزایی است. وقتی به من پیشنهاد شد در این سریال بازی کنم فیلمنامه را مطالعه کردم و زمانی که قابلیتهای کاراکتر حمید را دیدم از این شخصیت خوشم آمد، اما از همان ابتدا به فکر این بودم که شخصیت حمید را کامل کنم. بههمین دلیل با همفکری دوستانم تلاش کردم به شکل صحیحی به این شخصیت دست پیدا کنم.
در پایان باید به اخلاق گرایی سریال هم اشاره کرد که تلاش میکند در دل قصه و موقعیت مفرحی که ایجاد میکند برخی پیامهای اخلاقی در ارتباط با سوژه را نیز در لابهلای روایت به مخاطب منتقل کند.
سیدرضا صائمی