اگرچه دریاچه ارومیه به گواه هواداران محیط زیست حال خوشی ندارد، هنوز آغوشش برای شفا دادن آنها که به عیادتش میآیند باز است؛ خودش درد دارد، اما دردها را شفا میدهد و به همین خاطر هر سال، هزاران هزار مسافر از سراسر کشور به استان آذربایجان غربی میروند تا تنهای بیمارشان را با لجن اطراف دریاچه بشویند، درحوضچههای گلش دراز بکشند و چشمها را ببندند تا حس کنند که چطور امراض از پوستشان بیرون میزند و در سیاهی لجن گم میشود.
فرقی نمیکند بیماریشان پوستی باشد یا درد مفصلی داشته باشند یا دردهای روانی یا بیماریهای تنفسی یا... به هر حال وقتی از حمام لجن برمیخیزند سر حالند و حس میکنند بهتر شدهاند و خیلیها هم میگویند که اصلا شفا پیدا کردهاند.
ماجرای خواص درمانی لجنهای دریاچه ارومیه، خرافه نیست و از نظر علمی هم کیفیت شفابخش آنها حتی از سوی مراکز علمی خارج از کشور تایید شده است، مثلا پژوهشگران میگویند کیفیت آب و لجنهای این دریاچه شبیه دریاچه بحرالمیت است و همان طور که از لجن بحرالمیت برای اهداف بهداشتی و حتی ساخت لوازم آرایشی استفاده میشود از لجن ارومیه هم میشود در این زمینهها بهره برد.
باور به شفابخشی لجن دریاچه ارومیه، مربوط به امروز و دیروز نیست و برخی ریش سپیدهای آذری میگویند این قصه سر دراز دارد و ریشهاش میرسد به روزگاری که پزشکان بیمارستان صلیب سرخ در ایران برای برخی بیماران، لجن درمانی در اطراف ارومیه را تجویز میکردند.
لجن درمانی فقط یکی از بخشهای بسیار کوچک گردشگری پزشکی است که اگر پا بگیرد و تقویت شود، مثلا اگر مراکز درمانی مدرن و درخوری برای بهرهبرداری از لجنهای اطراف دریاچه ساخته شود یا تکنیکهای درمانی مشخصی برای استفاده از آنها تعریف شود و بیماران از سوی متخصصان برای چگونگی استفاده از لجن هدایت شوند، میتواند حتی گردشگران کشورهای اطراف را هم به ایران بکشاند. البته همه اینها به شرطی است که دریاچه بیمار ارومیه، زنده بماند و به کویری تبدار و ترسناک از نمک تبدیل نشود!
مریم یوشیزاده